برگردان به زبان ساده
دوش آمد ز سفر مژده که یار آمد پیش
دیده تا فرششدن، پای نگار آمد پیش
هوش مصنوعی: دیروز خبری خوش رسید که محبوب به دیدار آمده است و پای او به زمین گذاشته شده و مانند فرشی برای ما گسترده شده است.
میکشد شاهد مقصود ز رخساره نقاب
دیده گو بر سر کار آی، که کار آمد پیش
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که معشوق با زیبایی و شگفتی خود پردهای از راز را از چهرهاش کنار زده و ما باید به این حقیقت پی ببریم که زمان برای عملی کردن خواستههایمان فرا رسیده است.
یار میآید و غم میرود ای مرغ چمن
مژدگانی که خزان رفت و بهار آمد پیش
هوش مصنوعی: دوست محبوبم به نزدیکی میآید و غم و اندوه از زندگیام دور میشود. ای پرنده باغ، خوش آمدی! فصل خزان به پایان رسیده و بهار از راه رسیده است.
از گروهی که بر افلاک نظر دوختهاند
اختر سعد، یکی را ز هزار آمد پیش
هوش مصنوعی: از میان افرادی که به آسمان و ستارهها نگاه میکنند، تنها یک ستاره خوشبختی از هزاران ستاره دیگر جلوتر آمده است.
چه کند شرطه ازین بیش به دریای امید
کشتیام تا به میان رفت، کنار آمد پیش
هوش مصنوعی: چه کار میتواند کند آن جوان، وقتی کشتی امید من در میان دریا به سرنوشت خود رسید و نزد او آمد؟
حسن میخواست که با عشق کند محکم، عهد
شوق گامی دو سه از بهر قرار آمد پیش
هوش مصنوعی: حسن میخواست با عشقش جدی باشد و برای حفظ تعهدش، چند قدمی جلوتر از دیگران با شوق و اشتیاق وارد شود.
کاروانهای عزیزان به کجا کرد سفر؟
چون ازیشان نه پیاده نه سوار آمد پیش؟
هوش مصنوعی: کاروانهای محبوبان به کجا سفر کردند؟ چرا هیچکدام از آنان نه پیاده و نه سوار به اینجا نیامدند؟
بزم را دور طرب گرنه به انجام رسید
نفس شیشه می چون به شمار آمد پیش؟
هوش مصنوعی: در این میخانه و جمع خوشی، آیا زمان شادی به پایان رسیده است؟ زمانی که نفس شیشهی می به شمارش افتاده، آیا باید از این لحظه لذت ببریم؟
بی الم نیست درین دور نشاطی قدسی
جام بر لب چو گرفتیم، خمار آمد پیش
هوش مصنوعی: در این دوره، بیحالی و بیاحساسی وجود ندارد؛ وقتی که جام زندگی را به لب رساندیم، حالت مستی و سرخوشی به ما دست داد.