برگردان به زبان ساده
نگار من که بود ترک و غمزه چندانش
غزال دشت فریب است چشم فتانش
هوش مصنوعی: عزیز من که دخترکی زیبا و دلربا است، با ناز و تردیدهایش همچون غزالی در دشت فریب است. چشمان فریبندهاش دل را میرباید.
چو کودک از پی پستان مکیدن مادر
گشوده زخم دلم لب به نار خندانش
هوش مصنوعی: مثل کودکی که به دنبال شیر مادرش میگردد، من هم زخم دلام را باز کردهام و به لبخند بینهایت او که مانند آتش میسوزاند، نگاه میکنم.
ز شوق تیغ دگر، صید نیم کشت مرا
زمان زمان به لب زخم میدود جانش
هوش مصنوعی: به خاطر شوق دیگری، مدتهاست که زخمهایم مرا از پا درآورده و جانم به لب رسیده است.
به عهد زلف تو گر ذوق کافری این است
خجل کسی که نلغزید پای ایمانش
هوش مصنوعی: اگر زیبایی و فریبایی موهای تو نشانهی کفر باشد، باید بر کسی افسوس بخوریم که در ایمان خود سست نشده و از لذت آن دوری کرده است.
تبارک الله ازان رخ، کز آسمان آیند
فرشتگان به زمین، تا شوند قربانش
هوش مصنوعی: خداوند را سپاس که زیبایی آن چهره باعث میشود فرشتگان از آسمان به زمین بیایند تا به آن خدمت کنند و قربانی او شوند.
زند به ریش دل سینه خستگان ناخن
صبا چو شانه کند طره پریشانش
هوش مصنوعی: زندگی، مانند نسیم صبحگاهی، با نرمی و لطافت کمکم دلهای خسته را نوازش میکند و به آنها آرامش میبخشد، همچنان که شانهای به موهای زلف پریشان دست میکشد.
ز بیم دعوی حسن، آفتاب میلرزد
که ماه من نزند چنگ در گریبانش
هوش مصنوعی: آفتاب به خاطر ترس از دعوای زیبایی، لرزان است، چرا که نمیخواهد ماه من با دستانش به او آسیب بزند.
به درج فیض عجب گوهریست گوهر عشق
که میخرند به جان کافر و مسلمانش
هوش مصنوعی: عشق مانند جواهری باارزش است که همه، چه مؤمن و چه کافر، حاضرند برای به دست آوردن آن جان خود را فدای آن کنند.
ز درد عشق چه لذت بود دل آن را
که تیر غمزه نکردهست کار در جانش
هوش مصنوعی: از درد عشق چه کسی لذت میبرد در حالی که دلش به تیر غمزه گناه آلوده نشده است؟
ز لذت دو جهانش چه بهره خواهد بود
دلی که داغ نکردهست عشق خوبانش
هوش مصنوعی: دلهایی که در مسیر عشق و محبت زخم ندیدهاند و درد را تجربه نکردهاند، از خوشیهای دنیا چه بهرهای خواهند برد؟ عشق واقعی و عمیق، تنها با چشیدن تلخیها و اندوهها معنی پیدا میکند.
شهید عشق نباشد به کیش اهل وفا
کسی که جان نکند صرف راه جانانش
هوش مصنوعی: کسی که در مسیر عشق و وفاداری نمیتواند جان خود را فدای محبوبش کند، به واقع شهید عشق نیست و او از ویژگیهای وفاداران به عشق برخوردار نیست.
ز هول صبح قیامت کجا خبر دارد
کسی که کار نیفتد به شام هجرانش
هوش مصنوعی: هیچکس از ترس روز قیامت خبر ندارد وقتی که کار دلش به شب جدایی نمیکشد.
ز درد عشق بتان محض لذتم قدسی
برای خویش ببر گو مسیح درمانش
هوش مصنوعی: از درد عشق معشوقان، تنها لذت من است. ای قدسی، برای خودم کمی از این درد ببر و به مسیح بگو که او درمانش کن.