برگردان به زبان ساده
کام جانم با من و من در پی کامم هنوز
کعبه با خود دارم و در قید احرامم هنوز
هوش مصنوعی: من هنوز در جستجوی خواستهها و آرزوهایم هستم، در حالی که احساس شادی و آرامش را با خود دارم. همچنان به سفر معنویام ادامه میدهم و در حالتی از آمادگی و عشق به این سفر قرار دارم.
کی رسد در عشق، لاف پختگی کس را، که من
همچو خاکستر ز آتش زادم و خامم هنوز
هوش مصنوعی: کسی که در عشق تجربهای دارد، نمیتواند درباره پختگی و رشد خود سخن بگوید. من هنوز مانند خاکستر برآمده از آتش هستم و هنوز خام و ناپختهام.
مستی حیرت مرا محروم کرد از ذوق وصل
یار در آغوش و من مشتاق پیغامم هنوز
هوش مصنوعی: احساس سرمستی و شگفتی مانع از لذت بردن من از دیدار محبوبم شد، اما هنوز هم شوق و انتظار پیام او در دل دارم.
از تپیدنهای دل دانم که بعد از مرگ هم
وام باید کرد از سیماب، آرامم هنوز
هوش مصنوعی: از ضربانهای قلبم میفهمم که حتی بعد از مرگ هم باید بدهی را پرداخت کنم. با این حال، هنوز آرام هستم.
ذوق آغاز محبت بین، که در راه طلب
صرف شد عمر و به شوق اولین گامم هنوز
هوش مصنوعی: شوق و ذوق شروع عشق و محبت باعث شد که عمرم در راه طلب و رسیدن به آن صرف شود و من هنوز به خاطر همان احساس اولیه، در انتظار نخستین قدمی که برداشتم هستم.
زانکه بودی مجلس افروزم، شد ایامی و هست
صبح صادق خوشهچین از خرمن شامم هنوز
هوش مصنوعی: چون من برپایی مجالس را بر عهده داشتم، مدت زمانی گذشت و حالا که صبح روشن نزدیک شده است، من هنوز از شب گذشته بهرهبرداری میکنم.
اول بزم و مرا ساغر ز زهر رشک پر
تا چه خون دل دهد ساقی در انجامم هنوز
هوش مصنوعی: در ابتدا، محفل و جشن است و من میخواهم از جامی که پر از زهر حسادت است بنوشم، تا ببینم ساقی در پایان، چه اندازه درد و رنج به دل من خواهد داد.
میل خاطر، آفت بال است صید عشق را
قدسی از قیدم رها کردند و در دامم هنوز
هوش مصنوعی: میل به دلخواه و خواستههای قلبی، مانند آفتی برای پرندگان است که آنها را از پرواز بازمیدارد. عشق، انسانی را از قفس آزاد کرده است، اما هنوز در دام عشق اسیر هستم.