برگردان به زبان ساده
دامنم چند ز خون مژه دریا باشد؟
دیده نگذاشت که نم در جگر ما باشد
هوش مصنوعی: دستمال من چقدر آغشته به خون اشکهاست؟ چشمانم اجازه نمیدهند که حتی نمکی بر جانمان باقی بماند.
برنیاورد سر از موج سرشکم گردون
این گهر چند گره در دل دریا باشد؟
هوش مصنوعی: آیا ممکن است این مروارید ارزشمند از درد و رنج من به وجود آمده باشد، همچنان که در دل دریا نیز ممکن است چیزهای پنهانی وجود داشته باشد؟
رشتهای را که در آن گوهر اشکی نکشند
بگسلانش، همه گر عقد ثریا باشد
هوش مصنوعی: هر گاهی که در زندگی گرفتار مشکل و غم میشویم، بهتر است که آن را رها کنیم و قطع کنیم. حتی اگر آن مشکل به نظر بزرگ و ارزشمند بیاید، اما اگر به ما آسیب میزند، باید آن را از زندگیمان دور کنیم.
در نظر، آینه مهر، صبوحی زن را
کی به کیفیت آیینه مینا باشد؟
هوش مصنوعی: در نگاه، آیا عکسی که عشق میگیرد از دختری، بهمنزلهی تصویر در آینهای شفاف میتواند باشد؟
عشق در بادیهای ساخته سرگردانم
که در آن، ریگ روان، آبله پا باشد
هوش مصنوعی: عشق به گونهای مرا در بیابانی سرگردان کرده که در آن تنها دشواریها و سختیهای راه وجود دارد و هیچ راحتی و آرامشی نیست.
نزنم دست در آن کار که بر هم زده نیست
شانه را گیسوی ژولیده تمنا باشد
هوش مصنوعی: نگذارم به کاری دست بزنم که نتیجهای ندارد، زیرا خواستهام مانند موی ژولیدهای است که به مرتب کردن نیاز دارد.
کار قدسی به خدا باز گذار ای واعظ
جنگت امروز چرا بر سر فردا باشد
هوش مصنوعی: ای واعظ، کارهای مقدس را به خدا واگذار و نگران جنگ و نزاعی که امروز به خاطر فردا پیش میآید، نباش.