برگردان به زبان ساده
کی دواجو بود آن دل که ز دردش دم زد
داغ بیدردی آنم که دم از مرهم زد
هوش مصنوعی: آیا دل کسی که واقعاً دردی را احساس کرده باشد، به دنبال دارو میرود؟ من که به درد نمیکشم و فقط از درمان صحبت میکنم.
با خرد روز ازل بر سر سودا بودم
عشق پیش آمد و سودای مرا برهم زد
هوش مصنوعی: در آغاز روزگار، من به فکر و اندیشهام مشغول بودم، اما عشق ناگهان وارد زندگیام شد و همهی آروزها و خیالهایم را تحت تأثیر قرار داد.
محنت هجر تو داند که چه با جانها کرد
شعله عشق تو داند که چه در عالم زد
هوش مصنوعی: درد فراق تو تنها به جانها آشناست و شعله عشق تو میداند که چه تحولی در جهان ایجاد کرده است.
گوش کس باخبر از زمزمه شوق نبود
عشقت آن روز که ناخن به دل آدم زد
هوش مصنوعی: هیچکس از آرزوهای درون دل باخبر نبود، وقتی عشقت به قدری عمیق شد که به دل آدم زخم زد.
ملک دنیا نبود منزل ارباب سرور
هرکه افتاد درین کوچه، در ماتم زد
هوش مصنوعی: در این دنیا، از آنِ کسانی نیست که مقام و اعتبار دارند؛ هر کسی که به این مسیر پا گذاشت، در غم و اندوه به سر میبرد.
دست اکرام تو بود آنکه سحرگاه ازل
خوان بیفکند و صلا بر همه عالم زد
هوش مصنوعی: در آغاز صبح آفرینش، دستان مهربانی تو بودند که سفره وجود را گشادند و ندای زندگی را به همه جهان رساندند.
عشق میگفت به گهواره دلم خوش طفلیست
که در اول قدم، از پایه اعلا دم زد
هوش مصنوعی: عشق به من میگفت که دل من مانند گهوارهای است و مانند کودکیست که در آغاز راه، از جایگاه والا صحبت میکند.
با جنون بود مرا سلسله پرشوری
عقل گم باد که این سلسله را بر هم زد
هوش مصنوعی: جنون مرا در خود غرق کرده و عقل پرشور من را به گمراهی کشانده است و این آشفتگی باعث شده که همه چیز به هم بریزد.
تا سر از جیب برآورد دلم چون قدسی
دست در دامن آن طره خم در خم زد
هوش مصنوعی: وقتی دلم از جیب بیرون آمد، مانند فرشتهای دستم را در دامن آن طرهای که در آن پیچ و تاب دارد، قرار دادم.