برگردان به زبان ساده
می را چو آب، لعل تو بر خود حلال کرد
گویا که خون بیگنهانش خیال کرد
هوش مصنوعی: می به مانند آب، در حضور لعل تو برای خود مجاز شده است، گویی که خون بیگناهانی را که در خاطر دارد، به یاد میآورد.
حالی نداشتم که توان گفت، بی شراب
ساقی به یک پیالهام از اهل حال کرد
هوش مصنوعی: حالی نداشتم که بتوانم چیزی بگویم، اما با یک پیاله از شراب ساقی، وضعی برایم ایجاد شد که از اهل حال شدم.
بلبل دم از خصومت طوطی زند، مگر
آیینه را ز عکس رخت گل خیال کرد؟
هوش مصنوعی: بلبل در مورد دشمنی طوطی صحبت میکند، مگر اینکه تصویر زیبای تو را در آینه به گل تشبیه کند؟
در بالشیم روز به روز از هوای تو
آخر هوای سرو تو ما را نهال کرد
هوش مصنوعی: هر روز در خواب و خیال تو غوطهور هستیم و با یاد تو، مانند درختی جوانه میزنیم.
مجنون چرا هوایی صحرا بود، مگر
لیلی بر او کرشمه به چشم غزال کرد؟
هوش مصنوعی: مجنون چرا دلش هوای بیابان را کرد؟ مگر این که لیلی با نگاه زیبا و فریبندهاش او را مجذوب کرده باشد؟
بر صفحه زمانه، سخن را ز بیکسی
هر سر بریده همچو قلم پایمال کرد
هوش مصنوعی: در دنیای زمان، سخن و حرفها در اثر تنهایی و عدم توجه به گونهای نادیده گرفته شدهاند، همچون قلمی که بر روی زمین زیر پا میرود و از بین میرود.
قدسی کسی که دوستی از خلق چشم داشت
اوقات خویش صرف خیال محال کرد
هوش مصنوعی: کسی که انتظار دوستی از مردم داشت، وقتش را صرف آرزوهای غیرممکن کرد.