برگردان به زبان ساده
هرکجا زندهدلان شست دعا بگشایند
باورم نیست که یک تیر خطا بگشایند
هوش مصنوعی: در هر جایی که انسانهای خوشدل و زندگیجوی دعا و آرزو کنند، نمیتوانم باور کنم که بخواهند به هدفی نادرست دست بزنند یا اشتباهی انجام دهند.
چند گویی نگشودند نقاب از رخ دوست؟
آب کش دیده و بگشا مژه، تا بگشایند
هوش مصنوعی: چند بار دربارهی اینکه نقاب از چهرهی دوست کنار زدهاند صحبت میکنی؟ بهتر است اشک را از چشمانت پاک کنی و مژههایت را باز کنی تا آنها خودشان را نشان بدهند.
عزت اهل وفا، فرض بود بر همه کس
کاش گویند که دستم ز قفا بگشایند
هوش مصنوعی: شایسته بود که همه به احترام و ارادت کسانی که وفادار هستند بپردازند، ای کاش میگفتند که دست مرا از پشت ببندند و رها کنند.
هرکجا رفت دلم بود خمار می وصل
کس نداند سر این شیشه کجا بگشایند
هوش مصنوعی: هرجا که دلم میرود، تحت تاثیر نوشیدن شراب وصل هستم و هیچکس نمیداند که در این بطری چه رازهایی نهفته است و چگونه میتوان درب آن را باز کرد.
دل عبث میتپد آن نیست که چون شعله شمع
تا به آخر نفسش رشته ز پا بگشایند
هوش مصنوعی: دل بیدلیل میتپد، نه به خاطر این که مانند شعله شمع تا آخرین لحظهاش زنجیر شده باشد و از پا آزادش کنند.
غنچهوار از جگر خار برون آرم سر
گر بدانم که مرا دل ز صبا بگشایند
هوش مصنوعی: اگر بدانم که دل من را نسیم بهاری باز خواهد کرد، با شجاعت و زیبایی همچون غنچه از دل خود خارها را به بیرون میآورم.
در وصل تو که نگشوده کسش، خستهدلان
کف برآرند و به تاثیر دعا بگشایند
هوش مصنوعی: در زمانی که کسی به وصال تو نرسیده و دلهای خسته به دعا و امید به تو نگاه میکنند، آنها به پا میخیزند و از تاثیر دعا میخواهند که درب وصال تو باز شود.
قدسی از میکدهام باز نیارند، اگر
زاهدان دست به تاراج دعا بگشایند
هوش مصنوعی: اگر زاهدان راه به میکده ببرند و دعاهایشان را به تاراج ببرند، دیگر کسی نمیتواند مرا از آنجا دور کند.