برگردان به زبان ساده
رسد گر بر لبم جان، چون رسی، ناچار برگردد
بیا تا آفتابم از سر دیوار برگردد
هوش مصنوعی: اگر جان به لبم برسد، وقتی تو بیایی، مجبور میشود برگردد، بیا تا خورشید از بالای دیوار پایین بیفتد.
چنان از خوی او شد برطرف آیین پیوستن
که با هم سربهسر ننهاده خط، پرگار برگردد
هوش مصنوعی: به قدری رفتار او باعث تغییر شد که دیگر هیچکس نمیتواند بدون خطکش و دقت، با هم ارتباط برقرار کند و دایرهای به دور هم بکشد.
ز بس طبع جفا نازک شد از همراهی خویت
چو گل پهلو زند بر خار، نیش خار برگردد
هوش مصنوعی: به دلیل اینکه تحمل لطافت و نازکی روح من بیشتر از حدی شده که در کنار تو هستم، هرچند مانند گل کنار خاری ایستادهام، اما نیش آن خار به من آسیبی نمیزند و به نوعی به خودشان برمیگردد.
به نوعی روی دل سوی تو آوردم که میترسم
سوی دل مردمان دیده را رفتار برگردد
هوش مصنوعی: به شکلی به تو توجه کردم که نگرانم مردم به رفتار من قضاوت کنند.
غمش در خاطر از بس مانده، ترسم خرمی گردد
که بر شاخی چو ماند میوهای بسیار، برگردد
هوش مصنوعی: به خاطر غم او مدت زیادی است که در ذهنم مانده، نگرانم که این غم مانند میوهای بر درختی، زیاد شود و سرانجام تاثیرش منفی باشد.
سخن زان غمزه گویا بر زبان دارد، که قدسی را
نفس آید سلامت بر لب و افگار برگردد
هوش مصنوعی: کسی که با ناز و غمزه صحبت میکند، دلیلی برای سلامتی و خوشحالی به دیگران میدهد و باعث میشود که غم و اندوه از چهرهی او دور شود.