برگردان به زبان ساده
به کف عاشق چو گل، خون دل خود را نگه دارد
برای روزی خود، حاصل خود را نگه دارد
هوش مصنوعی: عاشق باید مثل گلی باشد که دلخوشیهایش را برای روزهای سخت آینده ذخیره میکند و با احتیاط از احساسات خود مراقبت میکند.
مگر لیلی گمان دارد که پیش افتاده از مجنون؟
که در هر گام، صد جا محمل خود را نگه دارد
هوش مصنوعی: لیلی آیا فکر میکند که از مجنون جلوتر افتاده است؟ در حالی که او هر بار که حرکت میکند، باید در صد جا محمل خود را نگه دارد.
پس از عمری به بزم یار دل جا کرد و میترسم
که نو دولت عجب گر منزل خود را نگه دارد
هوش مصنوعی: بعد از یک عمر، در کنار یار جاگیر شده است و نگرانم که این خوشبختی جدیدش را حفظ کند و از خانهاش دور نشود.
ز دلدادن به خوبان منع ما کردن بود ناخوش
اگر ناصح تواند گو دل خود را نگه دارد
هوش مصنوعی: اگر ما به زیبارویان دل ببندیم، بازمندگانی از ما خواستهاند که از این کار پرهیز کنیم. ولی اگر اندرزدهندهای باشد، باید به او بگوید که دلش را حفظ کند.
ز تیغش دل به خون خویش بازی میکند شاید
دمی بهتر تماشا قاتل خود را نگه دارد
هوش مصنوعی: دل به خاطر زخمهای عمیق از تیغ او غمگین و خونین است، اما شاید لحظهای بتواند سکوت کند و بهترین لحظات را با مشاهدهی قاتل خود سپری کند.
که خواهد سوختن ز افسردگان انجمن با او؟
گر از پروانه، شمعی محفل خود را نگه دارد
هوش مصنوعی: کیست که با دلسوختهها در این مجلس آتش بگیرد؟ اگر پروانهای بتواند شمعی را در محفل خود حفظ کند.
ز غیرت تا به خون غلتند خلقی روز محشر هم
به خون آغشته قاتل بسمل خود را نگه دارد
هوش مصنوعی: به خاطر غیرت و حساسی که دارند، برخی از مردم در روز محشر در خون غلتیده و از قاتل خود، که به او آسیب زده، محافظت میکنند.
جهان از نکتهپردازان چو شد مفلس، بگو قدسی
که طبعت نکتههای مشکل خود را نگه دارد
هوش مصنوعی: وقتی دنیا از هنرمندان و اندیشمندان خالی شد و بیپول و مفلس گشت، بگو چه کسی میتواند افکار عمیق و چالشبرانگیز خود را با قدرت و زیبایی حفظ کند؟