برگردان به زبان ساده
فلک ز کین به مه فتنهجوی من ماند
ز مهر، طبع محبت به خوی من ماند
هوش مصنوعی: آسمان بر اثر کینه، در حال توطئهگری مثل ماه است و در عوض، نیروی محبت من بهگونهای باقی مانده که شبیه خصوصیات خود من شده است.
لب تو آب حیات است، در دلم منشین
که خون شود می اگر در سبوی من ماند
هوش مصنوعی: لبهای تو همچون آب حیات هستند و اگر در دل من بمانند، میتوانند به جای زندگی، باعث مرگ من شوند.
دمی ز جاذبه شوق من خبر یابی
که بگذری تو و چشمت به سوی من ماند
هوش مصنوعی: لحظهای به جذابیت اشتیاق من پی ببر که وقتی از کنارم میگذری، چشمانت به سوی من معطوف بماند.
هلاک سرکشی شمع محفلم کاین طرز
به آشنایی بیگانه خوی من ماند
هوش مصنوعی: شکست و نابودی من به خاطر سرکشی و طغیانی است که در جمع دوستان و آشنایان دارم، چون این رفتار من باعث میشود که خود را از آنها بیگانه حس کنم.
به رهگذار تو زان روی خاک راه شدم
که نقش پای تو شاید به روی من ماند
هوش مصنوعی: من به خاطر تو و به خاطر رد پایی که ممکن است از تو بر روی زمین بماند، قدم به راه عشق گذاشتم.
به گوش گل نکند جا، فغانت ای بلبل
حدیث شوق تو با گفتگوی من ماند
هوش مصنوعی: گلی صدای تو را نمیشنود، ای بلبل، که در دل من داستان عشق تو در گفتگویی با خودم باقی مانده است.
نشان خویش دگر گم نمیکنم قدسی
مباد پیک غم از جستجوی من ماند
هوش مصنوعی: من نشانهها و هویت خود را دیگر گم نخواهم کرد، ای کاش شبح اندوه دیگر از دنبالم برنخیزد.