برگردان به زبان ساده
با شمع چو پروانه به محفل نتوان رفت
هرجا که رود دل ز پی دل نتوان رفت
هوش مصنوعی: با شمعی که مانند پروانه به دورش میچرخد، نمیتوان به محفل رفت. هرجا که دل برود، نمیتوان به دنبال دل رفت.
خون میمکد از تیغ شهادت لب زخمم
تا بر اثر خون پی قاتل نتوان رفت
هوش مصنوعی: جراحی که به من آسیب زده، همچنان زخم من را میمکد و تا زمانی که آثار این زخم باقی است، نمیتوان به دنبال قاتل رفتم.
هر گوشه لبی پر ز فغان است درین راه
بر صوت جرس از پی محمل نتوان رفت
هوش مصنوعی: در هر گوشهای از این راه، ناله و فریاد به گوش میرسد و در این بین، به خاطر صدای جرس، نمیتوان از دنبال محمل رفت.
گر کعبه مقصد طلبی تن به قضا ده
کاین راه به اندیشه باطل نتوان رفت
هوش مصنوعی: اگر کعبه مقصد و هدف توست، پس باید تسلیم سرنوشت شوی، زیرا این مسیر را نمیتوان با خیال باطل پیمود.
نقش مژه از صورت پا گر نشناسی
در بادیه عشق به منزل نتوان رفت
هوش مصنوعی: اگر نقش ظرافت و زیبایی دلبر را در چشمانش نشناسی، هرگز نمیتوانی در مسیر عشق، به مقصد دلخواهت برسی.