برگردان به زبان ساده
بیگانهای اگر نه به جانانه آشناست
رشکم چرا به صد غم بیگانه آشناست
هوش مصنوعی: اگر بیگانهای به معشوق من آشناست، پس چرا من باید به صد غم و اندوه بیگانه باشم؟
معشوق هم به چاره عاشق نبرد راه
شد عمرها که شمع به پروانه آشناست
هوش مصنوعی: معشوق به خاطر عاشق هیچ تلاشی نکرد و راهی را برای او پیدا نکرد. سالها گذشت، اما هنوز هم مثل شمعی است که با پروانهای آشناست.
در وادی خیال تو و گفتگوی عشق
چشمم به لب، چو خواب به افسانه آشناست
هوش مصنوعی: در دنیای خیال تو و در مکالمه عشق، چشمانم به لبانت خیره شده است، مانند خواب که با افسانه آشناست.
بیگانه است اگرچه ز پیراهن خرد
با سنگ کودکان تن دیوانه آشناست
هوش مصنوعی: اگرچه فردی غریبه است، اما سنگی که در دست کودکان است، او را به خوبی میشناسد و ارتباطی بین آنها وجود دارد.
هرگز برای فال دلم شانهای ندید
شد عمرها که زلف تو با شانه آشناست
هوش مصنوعی: هرگز ندیدم که دل من برای فال زدن شانهای پیدا کند، اما عمرهاست که زلف تو با شانه آشنا بوده است.
پیغام نیک و بد همه را میبرد بجا
پیک صبا به کعبه و بتخانه آشناست
هوش مصنوعی: پیغامهای خوب و بد را به موقع به مقصد میرساند. باد صبا با مکانهای مقدس و بتخانهها آشناست.
خون میخورد همیشه و عیشش کند قیاس
قدسی لبی که با لب پیمانه آشناست
هوش مصنوعی: همیشه در حال لذتبردن است و خون مینوشد، مانند مقایسهای مقدس از لبی که با لب پیمانه آشناست.