برگردان به زبان ساده
تا به نظّاره بت، چشم برهمن بازست
به تماشای جمالت مژه من بازست
هوش مصنوعی: چشمهای من به خاطر زیبایی تو همچنان باز است و مژههای من در حال تماشا به دقت و توجه به جمال توست.
پیش مرغان گرفتار، خموشی کفرست
لب نبندم ز فغان تا ره شیون بازست
هوش مصنوعی: در حضور پرندگان گرفتار، سکوت کردن نشانه نفاق است، بنابراین دهانم را از ناله و فریاد نمیبندم تا زمانی که راهی برای گریه و شکایت وجود دارد.
به تمنای غباری ز درت چون سایل
مردم چشم مرا، از مژه، دامن بازست
هوش مصنوعی: من در آرزوی غباری از در خانهات هستم؛ مانند سائلان، چشمم به در است و مژههایم به کنار کشیده شدهاند.
عکس رویش چو در آیینه فتد شاد شوم
کز دل آینه راهی به دل من بازست
هوش مصنوعی: وقتی که تصویر روی او در آینه منعکس میشود، خوشحال میشوم چون احساس میکنم که این آینه به دل من راهی دارد.
گل مچینید که غیرتکش مرغ چمنم
نگشاید دل من تا در گلشن بازست
هوش مصنوعی: گلها را نچینید؛ زیرا دل من تا زمانی که مرغ چمن نتواند بینهایت آزاد باشد، نمیتواند شاداب و خوشحال باشد.
مژده آمدنت آمده و چشم مرا
عمرها شد که در خانه چو روزن بازست
هوش مصنوعی: خبر آمدن تو به من رسیده و چشم من سالهاست که در انتظار تو به مانند روزنی در خانه باز مانده است.