برگردان به زبان ساده
تا صبا با آن سر زلف پریشان آشناست
صد گره از غیرتم با رشته جان آشناست
هوش مصنوعی: تا نسیم با آن موهای آشفته آشناست، صد گره از احساس حسرت من با رشته جانم آشنا شده است.
غم هجوم آورد و من در فکر بیسامانیام
میزبان خجلت کشد هرچند مهمان آشناست
هوش مصنوعی: غم به سراغم آمد و در فکر بینظمیهایم هستم. حتی با اینکه مهمان آشناست، میزبان هنوز شرمنده و خجالتزده است.
هرچه باداباد ما کشتی در آب انداختیم
گر بود بیگانه باد شرطه طوفان آشناست
هوش مصنوعی: ما در هر شرایطی، کشتی خود را در دریا انداختهایم؛ حال اگر طوفانی بیفتد، میدانیم که آشنا بودن با شرایط سخت، به ما کمک خواهد کرد.
عمرها شد حسرت چاک گریبان میکشم
با وجود آنکه دستم با گریبان آشناست
هوش مصنوعی: سالهاست که به خاطر غم و اندوه خود به خودم آسیب میزنم و دیگربار این حسرت در دلم باقی مانده است، در حالی که دستم به چاکهای گریبانم آشناست و به خوبی میدانم که از چه چیزی رنج میبرم.
از غرور حسن ظاهر میکند بیگانگی
ورنه عمری شد به من از خویش پنهان آشناست
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی ظاهری، خود را از دیگران جدا نشان میدهد، در حالی که سالهاست که او به من نزدیک و آشناست.
استخوانم حالتی دارد که چون گردد هدف
میشناسد ناوکش را زانکه پیکان آشناست
هوش مصنوعی: استخوانم به گونهای است که وقتی هدفی قرار میگیرد، تیرش را شناسایی میکند چون پیکان برایش آشناست.
دیده قدسی حسد ورزیده در راه حرم
بر کف پایی که با خار مغیلان آشناست
هوش مصنوعی: چشم پاکی که نسبت به دیگران حسد میورزد، در مسیر حرم، بر پای مریم و حسین قدم میگذارد، پای که با خار مغیلان آشناست.