برگردان به زبان ساده
وعده وصل ار دهد، صبر تقاضا بس است
فایده انتظار، ترک تمنا بس است
هوش مصنوعی: اگر وعده دیدار داده شود، دیگر نیازی به صبر نیست. انتظار بیفایده است و کافی است که خواستهها را رها کنیم.
مرغ گرفتار را، حوصله باغ نیست
برگ گلی در قفس، بهر تماشا بس است
هوش مصنوعی: پرندهای که در قفس گرفتار است، دیگر فرصتی برای لذت بردن از باغ و زیباییهای طبیعت ندارد. حتی یک گل در قفس هم برای او کافی است که فقط به تماشا بپردازد.
خار ره عشق را، در جگر خود شکن
کز پی مزد قدم، آبله پا بس است
هوش مصنوعی: برای رسیدن به عشق، سختیها و مشکلات را تحمل کن و در دل خود جراحتها را تحمل کن، زیرا برای پاداش عشق، فقط درد و رنج پای تو کافی است.
یوسف اگر همره است، قافله گو امن باش
بدرقه کاروان، عشق زلیخا بس است
هوش مصنوعی: اگر یوسف در کنار توست، پس خیالت راحت باشد. در اینجا نیازی به نگرانی نیست، زیرا عشق زلیخا به اندازه کافی است.
آمده خُمها به جوش، رحم کن ای پیر دیر
جام مرا قطرهای، زین همه دریا بس است
هوش مصنوعی: شراب در خُمها به جوش آمده است، ای سالخورده، رحمی کن و به من یک قطره از آن بده؛ همین یک قطره از این همه دریا برای من کافی است.
یاد چمن تا به کی، شرم کن ای چشم تر
گر غرضت گریه است، دامن صحرا بس است
هوش مصنوعی: به یاد چمن که میافتی، شرم کن ای چشمان گریان. اگر قرار است فقط گریه کنی، میتوانی به دامن بیابان بسنده کنی.
داغ جنون، همنشین بر سر قدسی منه
کز پی سرگرمیاش، آتش سودا بس است
هوش مصنوعی: درد و رنج ناشی از عشق و جنون مرا رها نمیکند. به خاطر سرگرمی و خوش گذرانی، آتش این احساسات شدید برای من کافی است.