برگردان به زبان ساده
به کامم زهر شد تریاق هستی
به مِی ساقی بشوی اوراق هستی
هوش مصنوعی: زندگیام به کامم زهر شده است و تنها راه نجاتم در شراب ساقی است که میتواند پروندهٔ زندگیام را پاک کند.
نبود ار نیستی پایان هر هست
نگشتی هیچ کس مشتاق هستی
هوش مصنوعی: اگر نبود نابودی، هیچ چیز به پایان نمیرسید و هیچکس به زندگی و وجود خود تمایلی نداشت.
اگر دستم نبستی رشتۀ مهر
شکست افکندمی بر طاق هستی
هوش مصنوعی: اگر دستم را نمیبستی، رشتهای از عشق را میکاشتم که میتوانست بر بلندای وجودم افکنده شود.
نهان در جوهر عشق آتشی هست
که تاثیر وی است احراق هستی
هوش مصنوعی: در وجود عشق، آتشی پنهان است که اثرات آن مثل سوختن و نابودی هستی را به همراه دارد.
مرا با دوست پیمان محبت
بود محکمتر از میثاق هستی
هوش مصنوعی: دوستی من با محبوبم به قدری عمیق و محکم است که حتی از وجود خودم نیز با اهمیتتر است.
به نَرد نیستی تا باختم عشق
گرو بردم ز جفت و طاق هستی
هوش مصنوعی: تو در دنیای عشق نیامدی که بخواهم با باختن به تو، عشق را به قمار بگذارم. من از جفت و شانس زندگی دست کشیدهام.
دلیل راه عشق آمد وگرنه
ندارد عقل استحقاق هستی
هوش مصنوعی: علت و چرایی مسیر عشق به وجود آمده، وگرنه عقل خود به تنهایی شایستگی وجود ندارد.
اگر همت نبودی همره خاک
نگشتی قابل اشراق هستی
هوش مصنوعی: اگر اراده و تلاش نمیکردی، هرگز نمیتوانستی به مقام و جایگاهی نورانی و والایی برسید.
غبار از بحر حیرت کی برآید
که سر تاپاست استغراق هستی
هوش مصنوعی: چه غباری میتواند از دریای حیرت برخیزد در حالی که تمام وجود در عمق غرق است؟