برگردان به زبان ساده
ای دل اندوه یار خورده نهای
جگر مرد کار خورده نهای
هوش مصنوعی: ای دل، تو که غم و اندوه یار را تحمل کردهای، تو آیا زخمی جگرسوز و زخمخوردهای در میدان کار و تلاش نبودهای؟
زخم هجران دوست دیده نهای
تیغ در کارزار خورده نهای
هوش مصنوعی: تو زخم جدایی دوست را احساس نکردهای، چون هرگز در میدان نبرد زخم نشدهای.
شربت وصل خوردهای لیکن
ضربت هجر یار خورده نهای
هوش مصنوعی: تو نوشیدنی وصال را چشیدهای، اما هنوز ضربههای جدایی یار را نخوردهای.
در بیابان رنج مهجوران
آب ناخوش گوار خورده نهای
هوش مصنوعی: در بیابان، افرادی که تنها و دور افتادهاند، آب تلخی را نوشیدهاند که خوشایند نیست.
در دبستان عشق معشوقان
چوب آموزگار خورده نهای
هوش مصنوعی: در مدرسه عشق، عاشقان به شدت تحت تعلیم و تربیت قرار گرفتهاند و در این راه سختیها و آزمایشهای زیادی را تجربه کردهاند.
بودهای یار غار عشق ولیک
زخم دندان مار خورده نهای
هوش مصنوعی: تو دوست و همراه عشق بودهای، اما همچنان زخم دندان مار را نچشیدهای.
نشمرندت قوامیا عاشق
که غم بی شمار خورده نهای
هوش مصنوعی: عاشقانی را که غمهای فراوانی را تحمل کردهاند، نمیتوان به تعداد شمرد.
گرد این کار زینهار مگرد
با خود ار زینهار خورده نهای
هوش مصنوعی: به این کار، احتیاط کن و با احتیاط پیش برو؛ زیرا اگر خودت احتیاط نکرده باشی، ممکن است به مشکل برخورد کنی.
نازنینی که از کمان فراق
تیر سندان گذار خورد نهای
هوش مصنوعی: نازنین زیبایی که از دوری و جدایی به شدت آسیب دیده و غمگین است، دیگر آماده نیست تا به کسی محبت کند.
سهیکی با خمار چشته نهای
سیلی روزگار خورده نهای
هوش مصنوعی: کسی که در غم و اندوه غرق شده، تو تجربه درد و رنج ناشی از سختیهای زندگی را نداشتهای.