برگردان به زبان ساده
عشق دارد هر کسی را مستمند و خوار و زار
خوار باد آنکس که دارد عشق و کار عشق خوار
هوش مصنوعی: هر کسی در عشق با حالتی نیازمند و ناتوان است. افسوس بر کسی که عشق را بدون توجه به کار و مسئولیتش دارد، چرا که عشق او را به ذلت میکشاند.
چون گرفتار آمد اندر عشق هاروت از فلک
در چه بابل شد آوخته بتار موی یار
هوش مصنوعی: وقتی هاروت در عشق گرفتار شد، از آسمان به زمین آمد و بابل را با عشق یار در آمیخت.
عشق شیران را براندازد بکوه از نیستان
عشق غرمان را فرود آرد ز که در مرغزار
هوش مصنوعی: عشق کسانی را که دل و جرأت بسیار دارند، به سوی قلههای مرتفع میبرد و افرادی که در پی آن هستند را به دل طبیعت و دشتهای سرسبز میآورد.
از بلای عاشقی گردد بسان کبک باز
وز برای عاشقی گردد بسان مور مار
هوش مصنوعی: عاشق شدن انسان را مثل کبک، که سریع و ناگهانی پرواز میکند، میکند و از طرفی میتواند او را مانند موری که به مار نزدیک میشود، در معرض خطر قرار دهد.
با حدیث عشق ناید هیچ پندی سودمند
با کمند عشق ناید هیچ بندی استوار
هوش مصنوعی: در سخن عشق، هیچ نصیحت و راهنمایی مفیدی به دست نمیآید و با محبت و عشق، هیچ محدودیتی محکم و پابرجا نخواهد بود.
پرده بدرید از زلیخا در دو داغ عاشقی
عاشقی داود را رنجور کرد و سوگوار
هوش مصنوعی: زلیخا در اثر دو عشق، پردهی خود را پاره کرد و عشق داود او را رنجیده و غمگین کرد.
آرزوی یوسف گم گشته مر یعقوب را
دیده بگرفت از گرستن در جدائی زار زار
هوش مصنوعی: یعقوب به شدت از دوری یوسف دلتنگ و غمگین است و این دلتنگی او به حدی است که اشکهایش از شدت حسرت و گرسنگی ناشی از جدایی، جاری شده است.
چون زلیخا باز برنا گردم از دیدار دوست
باز چون یعقوب بینا گردم از پیوند یار
هوش مصنوعی: همچون زلیخا، وقتی دوباره به جوانی برگردم، از تماشای دوستم وقتی بینهایت شگفتزده میشوم که چقدر او را دوست دارم. مانند یعقوب، زمانی که دوباره به وصال یار میرسم و بیناییام را به دست میآورم.
بر من ز نابوده عاشق مردم آید سرزنش
مردم نابوده عاشق را بمردم کم شمار
هوش مصنوعی: بعضی از مردم که هیچ چیز ندارند، به من که عاشق شدهام انتقاد میکنند. اما من کمتعدادهایی را که عاشقند، مورد سرزنش قرار نمیدهم.
خوش بود معشوق هرگه خاصه یار مهربان
سخت باشد هجر هرگه خاصه هنگام بهار
هوش مصنوعی: محبوب همیشه دلپذیر است، به ویژه یار مهربان. جدایی در هر زمانی سخت است، به خصوص در فصل بهار.
یار من در چشم من هر روز نو آئین تراست
تا بهشت آئین تراست از باد کوه و دشت و غار
هوش مصنوعی: دوست من هر روز جلوهای تازه دارد، به گونهای که زیبایی او بهشتی است که از کوهها، دشتها و غارها میوزد.
شد پر از لعل بدخشانی ز لاله بوستان
پر ز یاقوت کبود است از بنفشه جویبار
هوش مصنوعی: گلستان پر از لعلهای سرخ و زیباست و درختان یاقوتی از رنگ آبی بنفشهها در کنار جویبار پر شدهاند.
بوستان بیجاده گون و گلستان بیجاده رنگ
ابر مروارید بیز و شاخ مروارید بار
هوش مصنوعی: بوستانی که فاقد جاده است، همچنین گلستانی که از رنگ ابر خالی است، از مروارید بینصیب و شاخهای که مروارید ندارد نیز بیبهره است.
رود زن را خیره کرد و نای زن را تیره کرد
بانگ کبک از کوه و بانگ بلبل از شاخ چنار
هوش مصنوعی: رودخانه زن را متوجه خود کرد و صدای او را تحت تأثیر قرار داد. صدای کبک از کوه و صدای بلبل از شاخه چنار به گوش میرسد.
نرگس آمد چون زریر زر در سیمین قدح
لاله آمد همچو در جام عقیقی سوده قار
هوش مصنوعی: نرگس با زیبایی و لطافتش مانند زریر، که طلای خالص است، در میان قدح نقرهای دیده میشود. همچنین، لاله به زیبایی در جامی از عقیق سوده نمایان است.
تا ز رنگ لاله و گل خوار شد یاقوت سرخ
شد ز بوی نرگس و شمشاد مشک ناب خوار
هوش مصنوعی: وقتی رنگ لاله و گل به زردی میگراید، یاقوت سرخ تحت تاثیر عطر نرگس و شمشاد با کیفیت بالا، کمتر ارزشمند و و کمرنگتر میشود.
با نسیم باد ناید یاد مشگ تبتی
با سرشگ ابر ناید یاد در شاهوار
هوش مصنوعی: با وزش نسیم، به یاد نرمی و خوشبویی مشک نمیافتم، و از بارش ابر هم یاد آن زیبایی خاص نمیکنم.
چون بصحرا بگذری یابی نسیم اندر نسیم
چون ببستان بنگری بینی نگار اندر نگار
هوش مصنوعی: وقتی به دشت قدم میگذاری، نسیمها را در حال رقص و بازی احساس میکنی و زمانی که به باغ نگاهی میکنی، جمال و زیبایی را در جلوههای مختلف مییابی.
باده روشن گشت همچون آب اندر ماه دی
همچو اندر ماه آبان باده گشته آبدار
هوش مصنوعی: شراب درخشان شد و مانند آب در شب دی، همچون آب در شب آبان، شرابی گوارا و شیرین شده است.
برق هر ساعت همیتابد چو تیغ پادشاه
ابر هر ساعت همی بارد چو دست شهریار
هوش مصنوعی: رعد و برق هر لحظه میدرخشد مانند شمشیر پادشاه، و باران هم هر لحظه میبارد مثل دستان فرمانروای شهر.
خسرو اران ابومنصور وهسودان که هست
ابر گاه باده خوردن ببرگاه کارزار
هوش مصنوعی: خسرو اران، ابومنصور و هسودان افرادی هستند که در زمانهای خاصی مانند شبهای بارانی، به باده نوشی در میدان نبرد میپردازند.
تا قیامت خلق فخر از روزگار او کنند
یکزمان بی روزگار او مبادا روزگار
هوش مصنوعی: به مدت طولانی، مردم به دوران او افتخار خواهند کرد و همیشه یاد او را گرامی خواهند داشت. اما حتی برای یک لحظه، نباید فراموش کرد که از دوران او جدا نباشیم.
روزگار تند هست آموزگار هرکسی
روزگار تند را هست او بتیغ آموزگار
هوش مصنوعی: زمان به سرعت در حال گذر است و هر کسی در این مقطع از زندگی خود، آموزگاری دارد. این آموزگار به مانند تیغی است که در سختیها و چالشها به ما آموزش میدهد.
از عطای او کنار دوستانش چون صدف
دشمنانشرا جز اشگ غم مبادا در کنار
هوش مصنوعی: از بخشندگی او، همنشینانش مانند صدف هستند و دشمنانش هیچچیزی جز اشک غم برایشان باقی نمیماند.
هم سوار از تیغ او گردد پیاده روز جنگ
هم پیاده روز جود از دست او گردد سوار
هوش مصنوعی: در روز نبرد، فردی که سوار بر اسب است، به دلیل تیزبینی و مهارت رقیب، به آسانی به زمین میافتد و پیاده میشود. برعکس، در روزی که بخشش و generosity مطرح میشود، کسی که در ابتدا پیاده است، با کمک و حمایت دیگران به مقام و جایگاه بالاتری دست مییابد و به نوعی سوار میشود. این تصویر نشاندهنده تأثیرات و تغییرات در شرایط و رفتار انسانها در موقعیتهای مختلف است.
بر بساط او همیشه خسروان گشته گروه
زی سرای او همیشه زائران گشته قطار
هوش مصنوعی: در هر زمان و مکان، بر فراز تخت او، پادشاهان جمع شدهاند و همیشه افرادی که به دیدار او میآیند، به صف انتظار ایستادهاند.
هدیه آنها سرایش کرده پر زر و گهر
بوسه اینها بساطش کرده بی گرد و غبار
هوش مصنوعی: آنها با شعر و ادب خود هدیهای ارزشمند آوردهاند و این بوسهها، بدون هیچ حاشیه و زحمتی، به زینت و زیبایی زندگی افزوده است.
یادگار است از ملوکان گذشته خلق را
این جهان از وی مبادا هیچکس را یادگار
هوش مصنوعی: این دنیا تنها یک یادگار از پادشاهان گذشته است و امیدوارم هیچکس در این دنیا چیزی را به عنوان یادگار نداشته باشد.
آفتابش زیر پی بادا فلک زیر نگین
آسمانش پیشرو بادا زمانه پیشکار
هوش مصنوعی: خورشیدش زیر پرتو باد قرار دارد و آسمان مانند نگینی در دستان اوست. زمانه نیز همچون خدمتگزاری برای اوست و به پیش میرود.
چشم بد زو دور و دست هر بدی کوتاه ازو
روزگارش نیک و بختش نیک و فالش نیکبار
هوش مصنوعی: چشمهای بد از او دور باشد و هیچ گزندی به او نرسد. روزگار و بختش خوش و سرنوشتش درست و نیکو باشد.
پیش آب آتش بود پیش سنانش هر سپاه
پیش آتش نی بود پیش حسامش هر حصار
هوش مصنوعی: آب در برابر آتش قرار دارد و در چالشهای جنگی، هر گروهی در برابر نیزهها و سلاحها میایستد. اما در مقابل شمشیر و جنگجویی چون حسام، هیچ دیواری نمیتواند مانع شود.
خاکسار از تیغ او شاهان گیتی سر بسر
خاکبوس از پیش او میران عالم روزبار
هوش مصنوعی: خاکی که در برابر شمشیر او است، شاهان دنیا را به خاک میاندازد و تمام فرمانروایان عالم در حضور او به خاک میافتند.
تا نشان از خاک باشد همچنین باشد مدام
دوستانش خاکبوس و دشمنانش خاکسار
هوش مصنوعی: تا زمانی که نشانهای از خاک وجود دارد، دوستانش همیشه به او احترام میگذارند و دشمنانش نیز به نوعی به او ادای احترام میکنند.
ای خداوندیکه با دست تو و شمشیر تو
نیل نبود آبدار و پیل نبود پایدار
هوش مصنوعی: ای خداوندی که با قدرت و سلاح تو، نه نیل آبی وجود داشت و نه فیل پا بر جا میماند.
دوستان از دیدن روی تو دائم شادکام
دشمنان از خواندن وصف تو دائم خوار و زار
هوش مصنوعی: دوستان با دیدن چهرهات همیشه خوشحال و شادمان هستند، در حالی که دشمنان با شنیدن توصیف تو همیشه بیقدر و درماندهاند.
مستعار است این جهان شاهان عالم جز تو را
عار دارد مردم دانا ز چیز مستعار
هوش مصنوعی: این دنیا برای شاهان و بزرگان، فقط یک نمای ظاهری و موقتی است. تنها تو هستی که در این دنیا ارزش واقعی داری و افراد دانا به چیزی که به طور موقت و غیرواقعی است، عادت نمیکنند و از آن شرم دارند.
راست دارد کار تو یزدان چو کار خویش را
دشمنانت را تمامی بر نیاید هیچ کار
هوش مصنوعی: خداوند کار تو را درست میداند، همانطور که دشمنان تو هیچکدام نمیتوانند به کار خودشان برسند.
خسروان باشند در میدان شکار تیغ تو
همچو باشند آهوان دشت یوزت را شکار
هوش مصنوعی: پادشاهان در میدان شکار، مانند آهوهای دشت به تیغ تو میافتند و یوز تو شکارشان میکند.
شهریارا گر نگویم جز تو را هرگز مدیح
ای خداوند مبرا مر مرا معذور دار
هوش مصنوعی: ای شهریار، اگر جز تو را مدح نگویم، تو ای خداوند پاک، مرا ببخش.
من ترا گویم مدیح و کردگار پاک را
زانکه روزیم از تو است و جان پاک از کردگار
هوش مصنوعی: من تو را ستایش میکنم و خداوند پاک را، چون روزی من از توست و جانم از خداوند مزین است.
از همه میران عالم اختیار من توئی
زانکه یزدان از همه عالم ترا کرد اختیار
هوش مصنوعی: از تمام موجودات و انسانها، تنها تو هستی که در زندگیام اختیار و ارادهام به تو وابسته است؛ چون خداوند به تو این اختیار را عطا کرده است.
تا بود بی خار لاله تا بود بی خاک مشگ
وآندو را با هر دو باشد جاودانه افتخار
هوش مصنوعی: تا زمانی که لاله بدون خار و مشک بدون خاک وجود دارد، این دو همیشه افتخار جاودانی خواهند داشت.
بهره تو باد مشگ و بهره خصم تو خاک
قسمت تو باد لاله قسمت بدخواه خار
هوش مصنوعی: برای تو خوشبوترین چیزها مثل مشک نصیب شود و عذاب و بدبختی به دشمنانت برسد. بایست به تو گل لاله برسد و بدخواهان تو را با خارها و سختیها مواجه کند.