برگردان به زبان ساده
گرد کافور است گوئی بیخته بر کوهسار
تیغ پولاد است گوئی ریخته بر جویبار
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که برف سفیدی مانند کافور بر روی کوهها پاشیده شده است و همچنین رودخانه به شکلی درخشان و تیز مانند تیغهی فولاد میجوشد.
تا زمین کافور گون گشت و هوا کافور بار
راست همچون طبع کافور است طبع روزگار
هوش مصنوعی: تا زمانی که زمین به سفیدی کافور درآید و هوا نیز بویی مانند کافور پیدا کند، به واقع طبع زمانه هم همانطور است که به نرمی و لطافتی شبیه کافور میباشد.
ابر گسترده است قاقم بر درخت اینک ببین
زاغ پیدا چون دم قاقم میان شاخسار
هوش مصنوعی: ابرهای تاریک در آسمان گسترده شدهاند و قاقم (پرندهای شبیه کلاغ) در درخت نشسته است. اکنون ببین چقدر زاغ (کلاغ) درختها را پر کرده است، گویی که دم قاقم در میان شاخهها دیده میشود.
کوه زیر برف همچون قار پوشیده بسیم
برف زیر زاغ همچون سیم آلوده بقار
هوش مصنوعی: کوهی که زیر برف پنهان شده، شبیه قندیلی از برف است، و برف زیر زاغ، مانند سیمی کثیف و آلوده به نظر میرسد.
باد خوارزمی بهامون اندرون اکنون ز برف
غارها سازد ز کوه و کوهها سازد ز غار
هوش مصنوعی: باد خوارزمی در داخل کوهها و غارها در حال وزیدن است و از برفها و یخهای موجود در آنجا میدمد و باعث ایجاد صدایی میشود که از درون کوهها و غارها به گوش میرسد.
نیکبختانرا کنون با آتش و باده است شغل
نیکمردانرا کنون با بربط و نایست کار
هوش مصنوعی: بختیاران در این زمان سرگرم آتش و نوشیدنی هستند و کار نیکمردان به نواختن سازهایی مانند بربط و نای مشغول است.
باده ای باید کنون چون توده یاقوت سرخ
آتشی باید کنون چون خرمن زر عیار
هوش مصنوعی: هم اکنون باید نوشیدنیای مانند تودهای از یاقوت سرخ داشته باشی و احساسی چون آتش در دل، همانند انبوهی از طلا.
با همه جفتم ولیکن فردم از دیدار دوست
با همه یارم ولیکن دورم از پیوند یار
هوش مصنوعی: با اینکه در کنار همسرم هستم، اما از دیدار دوست محرومم. با وجود اینکه دوستان زیادی دارم، اما از ارتباط با معشوقم دورم.
کاین همه باشد نباشد دوست باشد کار سخت
کاین همه باشد نباشد یار باشد کارزار
هوش مصنوعی: این بیت به بیان این مفهوم میپردازد که وجود یک دوست یا یار در زندگی انسان میتواند بسیار اهمیت دارد، اما اگر چنین دوستی وجود نداشته باشد، کارها دشوار و مبارزهها طاقتفرسا خواهد بود. به طور کلی، دوستی و همراهی در زندگی به معنای افزایش راحتی و تسهیل در مواجهه با چالشهاست.
تا جدا گشت از کنار من نگار سیم تن
از دو دیده سیم بارم من همیشه در کنار
هوش مصنوعی: وقتی که معشوق با زیبایی خاص خود از کنار من دور شد، اشکهایم به خاطر دوری او همیشه در چشمانم جاری است. من هنوز هم در انتظار او هستم.
گل بسی چیدم گه وصل از رخان آن صنم
می بسی خوردم گه بوس از لبان آن نگار
هوش مصنوعی: من گلهای زیادی را از زیبایی آن معشوق چیدم و نوشیدنیهای زیادی را برای لذت بردن از لبهای او نوشیدم.
زان گل اکنون نیست حاصل در دل من جز خسک
زان می اکنون نیست حاصل در سر من جز خمار
هوش مصنوعی: از آن گل دیگر نمیتوانم در دلم هیچ بوتهای پیدا کنم و در سرم نیز از آن می فقط حالت مستی باقی مانده است.
بر همه کس کامرانم عشق بر من کامران
با همه کس کامکارم عشق با من کامکار
هوش مصنوعی: من در رابطه با همه افراد موفق هستم و عشق به من کمک میکند. همچنین با عشق، در کارهایم به خوبی پیش میروم.
عشق او تیمار گشت و طبع من تیمارکش
عشق او اندوه کشت و جان من اندوه خوار
هوش مصنوعی: عشق او باعث شد که حال و روز من خراب شود و روح من در این اندوه غرق باشد. در واقع، عشق او مرا رنج داد و خود او نیز دچار درد و رنج شد.
هم ز عشقش برگزندم هم ز هجرش بر نهیب
همچو صیدش پا بدامم همچو زلفش بی قرار
هوش مصنوعی: من هم به عشق او دل میسپارم و هم به خاطر دوریاش غمگین میشوم. همانطور که صید در دام میافتد، من نیز بیقرار و گرفتار زیباییاش هستم.
چون روان من بنالد رعد هنگام خزان
چون سرشگ من ببارد ابر هنگام بهار
هوش مصنوعی: زمانی که باد سرد خزانی میوزد و صدای رعد به گوش میرسد، دل من نیز شکایت میکند، همانطور که وقتی باران بهاری میبارد، چشمانم پر از اشک میشود.
برق افشاند شرر مانند تیغ پادشاه
ابر بارد سیم همچون دست راد شهریار
هوش مصنوعی: برق مانند تیغی که از دست پادشاه میدرخشد، درخشان و پرنور است و باران مانند نقرهای که از دستان یک فرمانروا فرو میریزد، لطیف و باارزش است.
آفتاب شهریاران میر ابونصر آنکه هست
از بزرگان اختیار و بر ملوکان افتخار
هوش مصنوعی: آفتاب شهریاران، یعنی شخصی که در میان پادشاهان و حاکمان درخشان و برجسته است؛ میر ابونصر که از بزرگترین و محترمترین افراد است و به عنوان یک افتخار در میان فرمانروایان شناخته میشود.
نیکنامی را قوام و شادکامی را نظام
پادشاهی را قرار و شهریاری را مدار
هوش مصنوعی: خوبی و نام نیک به یک اساس و پایه نیاز دارد، خوشبختی به نظم و ترتیبی وابسته است، پادشاهی به استواری و ثبات نیاز دارد و فرمانروایی به محور و مرکزیتی احتیاج دارد.
مردمی زو گشت افزون سفله گی زو گشت کم
آفرین زو شد گرامی خواسته زو گشت خوار
هوش مصنوعی: مردم به خاطر او تبدیل به انسانهای بهتر و برتر شدند، به طوری که افراد پست و نالایق کم شدند. به خاطر او، آفرینش و خلاقیت افزایش یافت و همچنین به خواستههای او ارزش و اهمیت بیشتری داده شد، در حالی که افراد بیارزش و بیتوجه به او کمارزشتر شدند.
دشمنان از تیغ گوهردار او گوهر گسل
دوستان از کف گوهر بار او گوهر ببار
هوش مصنوعی: دشمنان از شمشیر دارای تیغهای که ارزشی دارد، آسیب میبینند، اما دوستان از جواهرات او بهرهمند میشوند و از دست او، جواهراتی به وفور جاری میشود.
گوهر از دستش نیابد روز بخشیدن امان
دشمن از تیغش نیابد روز کوشش زینهار
هوش مصنوعی: در اینجا گفته شده که هیچ چیزی از دست کسی که میخواهد به دیگران کمک کند، نمیافتد و در عوض، دشمنان نمیتوانند از قدرت و توانایی او برای آسیب رساندن بهره ببرند. همچنین، بر اهمیت تلاش و کوشش تاکید شده است تا از مشکلات و خطرات جلوگیری شود.
گر نبودی اختیار مردم گیتی همه
از همه گیتی نکردی دولت او را اختیار
هوش مصنوعی: اگر مردم در جهان اختیار نداشتند، هیچکس نمیتوانست بر زندگی دیگران تسلط یابد و دولت او را تحت کنترل قرار دهد.
خسروانش زیر دست و زائرانش زیردست
مهترانش بردبار و شاعرانش بردبار
هوش مصنوعی: سلاطین آن به زیر دستان خود توجه دارند و بازدیدکنندگانشان نیز تحت سرپرستی افراد بزرگ هستند. شعرا و شاعران اینجا نیز با صبر و متانت رفتار میکنند.
در زمینی کو بود روزی بمردی جنگجوی
در مکانی کو بود روزی بشادی باده خوار
هوش مصنوعی: در جایی که روزی جنگجویی بود، در همان مکان روزی مردی شادمان در حال نوشیدن شراب زندگی میکرد.
در کشان آن زمین باشد همیشه جنگجوی؟
کشتزار آن زمین باشد همیشه میگسار
هوش مصنوعی: آیا آن سرزمین همیشه محل جنگ و نزاع است؟ یا اینکه در آن کشتزارها همیشه مملو از میگساران است؟
دیگرش پندارد امروز آنکه هستش دیده دی
دیگرش پندارد امسال آنکه هستش دیده پار
هوش مصنوعی: کسی که امروز را به یاد دیروز میگذرد، نمیتواند به درستی نوع نگاهش به زمان و تغییرات آن را درک کند. او به آنچه در گذشته دیده و تجربه کرده، بهطور غیرمنصفانه قضاوت میکند و فراموش میکند که امروز با دیروز تفاوتهایی دارد.
زانکه فضل نو دهد هر ساعت او را آسمان
زانکه فر نو دهد هر ساعت او را روزگار
هوش مصنوعی: زیرا هر لحظه آسمان به او نعمت و فضیلت میبخشد و هر لحظه روزگار به او تازگی و طراوت میدهد.
آنکه باشد بختیار او را نباشد بد سگال
وآنکه باشد بد سگال او را نباشد بخت یار
هوش مصنوعی: کسی که خوشبخت باشد، بدی به او نمیرسد و کسی که بدی به او میرسد، خوشبختی نخواهد داشت.
بر سپهر مهر او تابنده از دولت نجوم
بر درخت بخت او بارنده از دولت نثار
هوش مصنوعی: در آسمان، خورشید محبت او میدرخشد و به خاطر نعمتهای ستارهها بر درخت خوشبختیاش، بارش رحمتها جاری است.
رایت او آفت جان معادی روز جنگ
طلعت او راحت روح موالی روز بار
هوش مصنوعی: در روز جنگ، نشانه او مرگ و عذاب برای دشمنان و در روز باران، چهره او آرامش و راحتی برای دوستان و یاران است.
گر کند ابلیس مهرش را بجان اندر نشان
ور کند جبریل کینشرا بطبع اندر نگار
هوش مصنوعی: اگر ابلیس محبتش را در دل نشانده باشد، یا اگر جبرئیل هم به او علاقهمند شود.
آن رود با هر عقابی در جنان روز حساب
وآن رود با هر ثوابی در سقر روز شمار
هوش مصنوعی: در روز قیامت، هر شخصی با اعمال خود و پاداشهایی که دریافت کرده است، مورد ارزیابی قرار میگیرد. کسانی که خوب عمل کردهاند، در بهشت و در کنار فرشتگان و نعمتها خواهند بود، در حالی که افراد بدکار در عذاب و سختی خواهند بود.
ای همیشه دوستدار خواستار زر و سیم
همچو زر و سیم را درویش سفله خواستار
هوش مصنوعی: ای دوست که همیشه به دنبال ثروت و ارزانی، بدان که همچون طلا و نقره، افراد بیبهره و فقیر نیز به این خواستهها علاقهمندند.
نام اگر جنگ تو جوید بازگردد سوی ننگ
فخر اگر کین تو جوید باز گردد سوی عار
هوش مصنوعی: اگر نام و آوازهی تو از جنگ و خشونت باشد، در نهایت به رسوایی و شرمندگی منجر میشود. و اگر فخر و افتخار تو بر اساس کینهتوزی باشد، باز هم به عیب و ننگ ختم خواهد شد.
روز هیجا تا سپر گیرند گردان پیش تیغ
تا بزوبین صید کرده دام را گیرند زار
هوش مصنوعی: در روز جنگ، تا زمانی که سپرها را به دست بگیرند و با تیغها بجنگند، دور هم جمع میشوند تا صید خود را در دام بیندازند و زار و نزار باشند.
باد شمشیر ترا جان بداندیشان سپر
باد زوبین ترا جان بداندیشان شکار
هوش مصنوعی: باد مانند شمشیری است که جان بداندیشان را هدف قرار داده است و تو نیز مانند نیزهای هستی که به شکار جان بداندیشان میپردازد.