برگردان به زبان ساده
دگر فکار نباشد دلم ز هجر نگار
دکر نباشد رویم ز خون دیده نگار
هوش مصنوعی: دل من دیگر به خاطر فاصله از معشوق فکر نمیکند و چهرهام از گریه خونین شده است.
تنم ز خار رها گشت او فتاد بگل
دلم بنور بپیوست و دور گشت زنار
هوش مصنوعی: بدن من از خارها آزاد شد و او به گل دل من افتاد. نور او به من پیوست و از بند رهایی یافتم.
بوصل آن بت گلرخ کجا روا نبود
گلی بهیچ بهار و بتی بهیچ دیار
هوش مصنوعی: دیدار آن معشوق زیبا هرگز در هیچ بهاری ممکن نیست، و هیچ مجسمه یا محبوب دیگری در هیچ سرزمینی وجود ندارد که بتواند با او مقایسه شود.
مقام من بدی اندر ز بوی او چو بهشت
بساط من بدی اندر ز روی او چو بهار
هوش مصنوعی: موقعیت من به خاطر عطر او مانند بهشت است و شرایط من به خاطر چهره او همچون بهار میباشد.
نثار مشگ ز زلفین او کنم چندان
که در فراقش کردم ز دیده در نثار
هوش مصنوعی: من تا آنجا که در غیابش اشک ریختهام، برای موهای خوشبوی او همچنین نثار میکنم.
کنار من شده از روی او چو لاله و گل
که در جدائی کردم ز آب دیده کنار
هوش مصنوعی: در کنار من به خاطر محبوبم مانند لاله و گل است، که در جدایی از او اشک میریزم و کنار میزنم.
سرای من شده از روی او چو لاله ستان
کنار من شده از موی او چو سنبل زار
هوش مصنوعی: خانهام به خاطر زیبایی او مانند باغی پر از لاله شده و در کنار من، به واسطه موهای او، به زار سنبل تبدیل گشته است.
بسی چشیدم درد و بسی کشیدم غم
بباده غم بکسارم ز دست باده گسار
هوش مصنوعی: من بارها درد و غم را تجربه کردهام و حالا با شراب غم میخواهم از دست این غم خلاص شوم و آرامش بیابم.
بتی بروشنی مهر و دلستانی ماه
مهی بتیزی نار و بگونه گلنار
هوش مصنوعی: یک بت زیبای روشن و دلربا مانند ماه است که در شور و حال خود همچون گل ناردان درخشان و جذاب میدرخشد.
چه مهر مهری کورا بود نشاط فروغ
چه نار ناری کورا بود سرور شرار
هوش مصنوعی: هزاران شادی و روشنایی در دل تاریکی و غمی که بر زندگی انسانها سایه افکنده وجود دارد. به عبارتی دیگر، در اوج سختیها و ناراحتیها همواره نشانههایی از شادابی و امید وجود دارد که به زندگی حرکت و انگیزه میبخشد.
جهان گرفته غبارش بروزگار ولیک
بساعتی نگرد خلق را بطبع غبار
هوش مصنوعی: دنیا غبارآلود است و زمانه همینطور، اما در یک لحظه میتوان دید که مردم به طور طبیعی با این غبار سازگار میشوند.
بسی نیابد میخواره کام خویش چنان
که یافت شاه بتدبیر میر گیتی دار
هوش مصنوعی: میگوید که هر کس که در پی لذتها و خوشیها باشد، نمیتواند همیشه به آرزوهایش برسد و به اندازهای که شاه با تدبیر و عقل خود، به هدفها و خواستههایش میرسد، آنها نمیتوانند به خوشی و آرزوهایشان دست یابند.
خدایگان جهان بوالخلیل جعفر کو
بزهد و تقوی باشد چو جعفر طیار
هوش مصنوعی: خداوند بزرگ به این بوالخلیل (جعفر) عطا کرده است که در زهد و تقوا همچون جعفر طیار باشد.
بمهرش اندر شادی بکینش اندر غم
بصلحش اندر منبر بجنگش اندر دار
هوش مصنوعی: با محبت و مهربانیاش در خوشی، با اندوهش در غم، با صلحش در منبر، و با جنگش در دار.
ز تخت تا بود او هیچکس نیابد بخت
ز ملک تا بود او هیچکس نیابد بار
هوش مصنوعی: تا زمانی که او بر تخت نشسته است، هیچکس به شانس و بختی دست نخواهد یافت و تا زمانی که او در مقام سلطنت است، هیچکس نمیتواند به مقامات و قدرت دست پیدا کند.
بگاه داد چنان راست کردکار جهان
چنانکه هیچکس از هیچکس ندید آزار
هوش مصنوعی: در زمان قضاوت و انصاف، همه چیز به درستی و عدالت پیش میرود به گونهای که هیچکس از دیگری آزاری نمیبیند.
ز رنج ناز پدید آورد ز غم شادی
ز درد دارو پیدا کند ز دود شرار
هوش مصنوعی: از سختی و رنج، ناز و زیبایی به وجود میآید، از دل غم، شادی ظهور میکند، از درد، درمان حاصل میشود و از دود آتش، روشنایی ایجاد میگردد.
چنانکه با همه آفاق راست دارد دل
بداشت راست همه کارش ایزد دادار
هوش مصنوعی: دل انسان زمانی به آرامش میرسد که با تمامی جهان در هماهنگی باشد و در این راستا، خداوند همه امور او را سامان میدهد و هدایت میکند.
جهان و خلق بزنهار میسپرد ولیک
درم نیابد نزدیک دست او زنهار
هوش مصنوعی: دنیا و مردم را به ضامن سپرد، اما او به هیچ وجه دسترسی به مال و ثروت ندارد.
از آن شده است گرامی بنزد خلق که هست
ثنا گرامی نزدیک او و خواسته خوار
هوش مصنوعی: مردمی که نزدشان ارزشمند شده، به خاطر این است که ستایش و احترام نزد او بسیار ارزشمند است، در حالی که خواستههای کوچک و کم اهمیت در نزد او بیارزش به حساب میآیند.
شود ز مهرش چون نوش زهر زود گزای
شود ز کینش چون زهر نوش زود گوار
هوش مصنوعی: عشق او گاهی میتواند آدم را همچون زهر به تنگنا کشاند و سریعاً عذابآور باشد، اما گاهی دیگر، این عشق به اندازهای شیرین و خوشایند است که انسان را به آرامش و لذت میرساند.
بفضل هست تمام و بعقل هست تمام
بتیغ هست سوار و بکلک هست سوار
هوش مصنوعی: به برکت و نعمت الهی، همه چیز به کمال رسیده است. با خرد و اندیشه درست، در میدان زندگی پیشرفت کرده و با قدرت و عزمی راسخ، بر مشکلات غلبه کردهایم.
چو مصطفی است بخلق و چو مرتضی است بخلق
امیر مملان او را چو حیدار کرار
هوش مصنوعی: همچون پیامبر گرامی در میان مردم، و چون علی مرتضی در میان آنها، او (امیرالمؤمنین) نیز مانند حیدر کرار (علی) است.
بمهر جوئی دارد همیشه مهر نمای
بکینه جوئی دارد همیشه کینه گذار
هوش مصنوعی: کسی که محبت را جستجو میکند، همواره در جستجوی محبت و دوستی است، اما کسی که کینه را دنبال میکند، همیشه در پی کینهورزی و دشمنی خواهد بود.
همیشه دشمن شان پست باد و دوست بلند
همیشه ناصح شان شاد باد و حاسد خوار
هوش مصنوعی: همواره برای دشمنانشان سرنوشتی بد و حقیر باشد و دوستانشان در اوج و عزت باقی بمانند. همچنین امیدواریم که نصیحتکنندگانشان خوشحال و راضی باشند و دشمنانشان هم در ناامیدی و خوارگی به سر ببرند.
بخرمی بگذارند هر دو میر که هست
مدامشان خرد آموزگار و ایزد یار
هوش مصنوعی: اگر هر دو معلم و خداوند همواره در کنار ما میماندند، ما را به خرد و دانش هدایت میکردند.
جهان مساعد و گردون مطیع و بخت قرین
خدای پشت و خداوند بوالفوارس یار
هوش مصنوعی: دنیا در کنار ما و آسمان در خدمت ماست و شانس و اقبال نیز همراه ماست. خداوند بزرگ و یار ما در این مسیر است.
نه روز کوشش او را پدید هست قیاس
نه روز بخشش او را پدید هست شمار
هوش مصنوعی: نه میتوان به زحمت و تلاش او اندازهای داد و نه میتوان تعداد بخششهای او را مشخص کرد.
بدست ابر مثال و بتیغ صاعقه فعل
به رأی شهر گشای و به تیر شیر شکار
هوش مصنوعی: ابر مانند یک مجسمه بیتحرک است و با ضربههای برق، عمل میکند. تو به دلخواه خود، شهری را باز میگشایی و با تیر و کمان، شیر را شکار میکنی.
اگر بیابد خشمش چو کاه گردد کوه
وگر ببیند خشتش چو مور گردد مار
هوش مصنوعی: اگر خشم او را درک کند، آن خشم به شکل یک کوه بزرگ در میآید و اگر او ناراحتیاش را مشاهده کند، آن ناراحتی به کوچکی یک مورچه تبدیل میشود.
هر آن کسی که مر او را بدشمنی نگرد
شود بچشمش مژگان چو تافته مسمار
هوش مصنوعی: هر کسی که با دیگران دشمنی نکند، در نگاهش زیبایی و نرمی میدرخشد، همانطور که مژهها درخشان و لطیف هستند.
از آن گذشت بقدر از همه ملوک زمین
کجا ندارد نزدیک او درم مقدار
هوش مصنوعی: همه پادشاهان دنیا نتوانند به اندازه او حتی یک درهم نزدیک شوند.
بمرد میش و بمردیش هرکسی خوشنود
براستیش و برادیش کرده خلق اقرار
هوش مصنوعی: هر کسی که به دوستی و برادری این مرد و مهربانیاش راضی باشد، دیگران نیز به خوبیهای او گواهی میدهند.
نه جفت اوست بمردانگی کس از عالم
نه یار اوست بفرزانگی کس از دیار
هوش مصنوعی: نه در مردانگی کسی همتایی دارد و نه در برتری کسی به او نزدیک است.
چو شب کند بمعادی به رای عالی روز
چو گل کند بولی برد و کف کافی خار
هوش مصنوعی: زمانی که شب به پایان میرسد و روز با نظر بلند و بزرگ خود نمایان میشود، مانند گلی شکوفا میشود و با قدرت کافی، خوشبختی و رونق میآورد.
همیشه تا بدمد گل بنوبهار بباغ
همیشه تا بکفد نار در خزان بر بار
هوش مصنوعی: با شروع بهار، همیشه در باغ گلها میشکفند و در فصل خزان، میوهها به دست میآیند.
رخان ناصح ایشان دمیده باد چو گل
دو چشم حاسد ایشان کفیده باد چو نار
هوش مصنوعی: چهره نیکو و زیبا آنها مانند گل است و چشمان حسودان نسبت به آنها مانند آتش سیاه و سوخته است.
خجسته باد ابر شاه نوجوان گیتی
مخالفانش خوار و معاندانش زار
هوش مصنوعی: با خوشحالی میگویم که ابر جوان و نیرومند بر آسمان جهان، در برابر دشمنانش با قدرت ایستاده و آنها را در وضعیت بدی قرار داده است.
عزیز باد چو دینار و دین بخاص و بعام
کز او برآید دین و فزون شود دینار
هوش مصنوعی: دوستی و محبت چون سکهای ارزشمند است که نه تنها خود به خود مهم است، بلکه باعث افزایش خوبیها و دین در جامعه میشود.