برگردان به زبان ساده
رخ چو لاله شکفته بر گل سور
زلف چون میغ در شب دیجور
چهرهات مانند غنچه تازه دمیدهای است از گل سرخ و موهایت سیاه همچون ابر در شب تاریک.
یابد از رنگ آن، بهار بها
خیزد از بوی این، بخار بخور
بهار، زیباییاش را از آن دارد (از رخ تو) و عود معطر، بوی خوشش را از این (موی تو)
ویل کرده بر غم رنج مرا
ساج بر عاج و مشگ بر کافور
مرا دردمند کرده است زیبایی ساج بر عاج و مشک بر کافور. (سیاهی موی بر سپیدی رخ)
زان میانِ چون میانِ زنبورش
زرد و زارم چو زیر بر تنبور
از آن کمر باریک که بهشکل کمر زنبور است همچون صدای زیر تنبور در زاری هستم.
تنگدل زان دهان چون سفته
برگ لاله بسوزن زنبور
غصهدار آن لبان هستم که مثل برگ گل لالهای است که توسط نیش زنبور سوراخ شده است.
شیره بارد همیشه دیده من
از غم آن دو خوشه انگور
چشم من همیشه پر از اشک است از حسرت آن دو خوشه انگور.
می هجرانش می خورم هر شب
همه روز از دو چشم او مخمور
هوش مصنوعی: هر شب به یاد جداییاش مشغول میشوم و در طول روز به خاطر نگاهش سرمست و شگفتزده هستم.
دهنش پر ز لؤلؤ منظوم
سخنش همچو لؤلؤ منثور
هوش مصنوعی: دهانش پر از مروارید است و سخنانش مانند مرواریدهایی ریز و پراکنده زیبا و دلنشین است.
لیک با من سخن نگوید هیچ
گر بخوانم بر او هزار زبور
با من سخن نمیگوید حتی اگر هزار سخن زیبا برای او بگویم.
تن و جانم ز چشم او پیچان
دیده و دل ز زلف او رنجور
هوش مصنوعی: بدن و جانم تحت تأثیر نگاه او در تلاطماند و دلم از موهای او رنج میکشد.
همچو از تیغ تیز میر اجل
خان و خاقان و قیصر و فغفور
هوش مصنوعی: مرگ به مانند تیغ تیزی است که بر سر خانها، پادشاهان و فرمانروایان سایه انداخته و همه را تحت تاثیر قرار میدهد.
تاج میران و مهتران جهان
ناصرالدین امیر ابومنصور
هوش مصنوعی: این شعر به تشکر و ستایش از کسی اشاره دارد که به عنوان سرور و رئیس در میان فرمانروایان و بزرگان شناخته میشود. نام او به عنوان الگوی عظمت و مقام در جهان مطرح شده است.
کین و جنگس دلیل ماتم و غم
مهر و صلحش نشان سور و سرور
هوش مصنوعی: جنگ و خونریزی باعث اندوه و ماتم است، در حالی که عشق و صلح نشانه شادی و خوشحالی هستند.
نشود هیچ عیب از او پیدا
نبود هیچ غیب از او مستور
هوش مصنوعی: هیچ عیبی از او مشخص نمیشود و هیچ رازی از او پنهان نیست.
خیل ابخازیان از او مقتول
قوم قاوردیان از او مقهور
هوش مصنوعی: گروه زیادی از مردم ابخاز به دست او کشته شدهاند و قبیله قاوردیان به خاطر او تحت تسلط و شکست قرار گرفتهاند.
نکشد بار تیر او باره
نکند سود با سنانش سور
هوش مصنوعی: تیر عشق او آنقدر سنگین و کشنده است که هیچ بار و باری نمیتواند از آن رهایی یابد و حتی با زخمهایش هم کسی سودی نمیبرد.
تیغش از لشگر و سران سپاه
کرد گرگان و کرکسانرا سور
هوش مصنوعی: تیغ او از لشکر و فرماندهان قویتر است و گرگان و کرکسان را به ترس و تنگنای سختی میاندازد.
گرچه از چه کشید بیژن را
رستم از دست تور دختر تور
هوش مصنوعی: هرچند رستم بیژن را از دست دختر تور نجات داد، اما او نیز رنجها و سختیهای خاص خود را تحمل کرد.
در همه کارها که رستم کرد
نبود پیش رزم او مقدور
هوش مصنوعی: در تمام کارهایی که رستم انجام داد، هیچ کس توانایی مقابله با او را نداشت.
او بشمشیر میر فضلون را
بستد از کف کافران کفور
هوش مصنوعی: او شمشیر میرفضلون را از دست کافران ستمگر گرفت.
کافرانی دلیر چون رستم
میر شان چون فراسیاب غیور
هوش مصنوعی: کافرانی شجاع مانند رستم و حاکمانی سختگیر مانند فرسیا هستند.
پس از این هیچ نامه ای بجهان
نبود جز بفتح او مسطور
هوش مصنوعی: پس از این دیگر هیچ نامهای در جهان وجود نخواهد داشت جز این که با نام او آغاز شود.
تخت شاهی از او شده روشن
همچو از نور ایزدی که طور
هوش مصنوعی: تخت پادشاهی به خاطر او درخشان و روشن شده است، درست مثل نوری که از خداوند ناشی میشود.
هرکه یک سطر مدح او بنوشت
نکشد رنج نیزه و ساطور
هوش مصنوعی: هرکس یک جمله در ستایش او بنویسد، دیگر زحمت آسیب و قساوت را نخواهد کشید.
کشتگان نیاز و سختی را
جان دهد جود او چو نفخه صور
هوش مصنوعی: کسانی که در جستجوی کمک و در شرایط دشوار قرار دارند، همچون افرادی هستند که با نفس حقطلبی و بخشندگی او جان تازهای میگیرند.
ای امیری که مر تو را هستند
همه میران و سرکشان مأمور
هوش مصنوعی: ای امیر، که همه فرمانروایان و سرکشان زیر دست تو هستند و به تو وابستهاند.
هر سرابی ز تو شود دریا
هر خرابی ز تو شود معمور
هوش مصنوعی: هر چیزی که از تو نشأت بگیرد، مانند سراب به دریا تبدیل میشود و هر ویرانی که به تو مربوط باشد، به آبادانی بدل خواهد شد.
آن کسی کایزدش کند یاری
و آن تنی کش خرد بود دستور
هوش مصنوعی: کسی که خداوند به او کمک کند و شخصی با درک و دانایی باشد، به عنوان رهبر و راهنما شناخته میشود.
بر سپاه مخالفان همه سال
چون تو باشد مظفر و منصور
هوش مصنوعی: اگر تو هر سال مانند مظفر و منصور به جنگ با مخالفان بروی، حتماً در میدان جنگ پیروز خواهی شد.
بر زمین نام تو بمردی وجود
هست چون مه بر آسمان مشهور
هوش مصنوعی: بر زمین، نام تو تا ابد باقی خواهد ماند، همانگونه که ماه در آسمان شناخته شده و مشهور است.
جود و مردی ز تو عجب نبود
همچو از مشگ بوی و از مه نور
هوش مصنوعی: نیکویی و بزرگواری تو چیز عجیبی نیست، مثل اینکه از مشک بویی به مشام برسد و از ماه نوری بتابد.
تو بخواهنده شادتر باشی
که بمعشوق عاشق مهجور
هوش مصنوعی: اگر تو بخواهی خوشحالتر باشی، عشق تو باید از محبوبی که در دوری است، دوری کند.
ناصبوری بگاه دادن خیر
باز هنگام کارزار صبور
هوش مصنوعی: در زمان نبرد، انحطاط و بیتابی نکن، چرا که باید در حین کارزار صبر و تحمل داشته باشی.
هست چون نام تو بمردی وجود
هفت کوکب بر آسمان مشهور
هوش مصنوعی: نام تو همچون ستارهها در آسمان میدرخشد و وجود تو را به زندگی میبخشد.
مردی و رادی از تو هست پدید
نفرت و زشتی از تو هست نفور
هوش مصنوعی: مردی وجود دارد که از تو بیزار است و از تو حس نفرت و زشتی در دلش وجود دارد.
هرچه یابی همه ببخشی پاک
نشوی غره زین جهان غرور
هوش مصنوعی: هرچه به دست آوری، همه را ببخش و فریب دنیا را نخور. زندگی و دنیا فریبی بیش نیست.
در دیاری بود که حرب کنی
جاودانه معصفری غصفور
هوش مصنوعی: در یک سرزمین، چیزی وجود داشت که در آن جنگ همیشه ادامه داشت و مردم همواره در حال مبارزه و تلاش بودند.
بر زمینی شود که سازی بزم
سنگ چون زر و خاک چون کافور
هوش مصنوعی: به زمینی میرسد که سنگ آن مانند طلا و خاکش مانند کافور سفید و خوشبو است.
ای بهنگام بزم چون بهرام
وی بهنگام رزم چون شاپور
هوش مصنوعی: تو در زمان جشن و شادی مانند بهرام استی و در زمان جنگ و نبرد مانند شاپور.
دوری آن جوید از برت که بود
ببر دیو جان او مزدور
هوش مصنوعی: کسی که از تو دوری میکند، در واقع به دنبال نجات خود از دست مشکلات و خطراتی است که او را تهدید میکند. این فرد به نوعی تحت کنترل و تأثیر نیروهای منفی قرار دارد و میخواهد از آنها فاصله بگیرد.
همه شادیست بهره جان ترا
شاد بادی ز کردگار غفور
هوش مصنوعی: تمام شور و شادی در زندگی توست؛ پس از جانب خداوند بخشنده، روح تو را شاد نگهدار.
همچو منشور دادیش بدهی
بدو گیتی دهادت او منشور
هوش مصنوعی: اگر همچون منشوری که به تو دادهاند، زندگی کنی و رفتار کنی، جهان نیز به تو پاسخ خواهد داد و همه چیز را به تو خواهد بخشید.
شکر این بنده از تو نیست عجب
که همه عالم از تو هست شکور
هوش مصنوعی: این بند به این معناست که سپاسگزاری این بنده از تو نیست، بنابراین تعجبی ندارد که تمام دنیا شکرگزار توست. این بیان میکند که شکر و سپاس از خداوند طبیعی و قابل درک است.
گر نیاید همی بخدمت تو
دار او را بمردمی معذور
هوش مصنوعی: اگر او نتواند به خدمت تو بیاید، او را به خاطر انسان بودنش عذر بگذار.
که چنانست پایش از نقرس
که بر او چون قبور گشته قصور
هوش مصنوعی: پای او به گونه ای است که به بیماری نقرس مبتلا شده و مانند گورها، دچار تغییر و تیرگی شده است.
تا بود زاری از نمودن دیو
تا بود شادی از شنودن حور
هوش مصنوعی: هرگاه در زندگی، از حضور شیاطین و مشکلات مینالیم، شادی و خوشحالی نیز از شنیدن خوبیها و زیباییها به وجود میآید.
باد زاری ز دوستان تو فرد
باد شادی ز دشمنان تو دور
هوش مصنوعی: اگر دوستانت در غم و اندوه به سر ببرند، این نشاندهنده حال ناخوشایند آنهاست، اما اگر دشمنانت شاد و خوشحال باشند، بهتری این است که از آنها دوری کنی.