برگردان به زبان ساده
بتا گل رخ تو کرده از بنفشه سپر
دو زلف تست دو جراره بنفشه سپر
هوش مصنوعی: ای معشوق، چهرهی زیبای تو مانند گل است و زلفهای تو مثل دو ریشهی بنفشه، از آن زیبایی محافظت میکنند.
ز تیر چشم تو ترسنده شد گل رخ تو
ز مشگناب زره کرد و از بنفشه سپر
هوش مصنوعی: به خاطر نگاه تو، گلهای خوشرنگ و لطیف، از زیبایی چهرهات هراسان شدند و از عطر و زیباییهای بنفشه برای خود حفاظی ساختند.
میان زلف تو و چشم تو نبرد افتاد
ز حلقه آن مدد آورد و این ز تیر نفر
هوش مصنوعی: در میان زلف و چشم تو، جنگ و درگیری شد. زلف تو به کمک آمد و چشمانت تیر نابودی را به سمت آن پرتاب کردند.
از آن شکسته شده است این دو حلقه هاش ببین
که چون هزیمتیان برفتاده است بسر
هوش مصنوعی: این دو حلقه شکسته شدهاند و ببین که چگونه مانند هزیمتیان از سر به زیر افتادهاند.
میان باغ بود سرو را همیشه مقام
فراز چشمه بود نال را همیشه مقر
هوش مصنوعی: در میان باغ، سرو همیشه در بلندای خود قرار داشت و ناله، همیشه در کنار چشمه نشسته بود.
تراز بهر همان سرو باغ دارد یار
مرا ز بهر همان نال چشم دارد تر
هوش مصنوعی: دوست من به خاطر قد و قامت بلند و زیبا مانند سرو باغ، به خاطر همین ویژگی دلش میسوزد و اشکی در چشمانش حلقه میزند.
میانت را و تنم را پدید نیست نشان
دهانت را و دلمرا پدید نیست اثر
هوش مصنوعی: میان من و تو هیچ نشانهای نیست، همچنین نشانهای از لبانت که نشاندهنده احساسات من باشد هم وجود ندارد.
تو آن یکی بفغان دانی و یکی بهوا
من آن یکی بسخن دانم و یکی بکمر
هوش مصنوعی: تو یکی را میشناسی که فریاد میزند و دیگری را که در هوا پرواز میکند. من هم یکی را میشناسم که به سخن میآید و دیگری را که در حالت آمادهباش ایستاده است.
طراز عنبر داری کشیده بر آتش
سرشک باران داری نهفته بر شکر
هوش مصنوعی: عطر خوش عنبر را مانند آتش در دستانت احساس میکنی و اشک باران را همچون راز شیرینی در دل داری.
نه شکر تو گدازد ز قطره باران
نه عنبر تو فروزد ز تابش آذر
هوش مصنوعی: نه قند تو در اثر قطره باران ذوب میشود و نه عطر تو با شعله آتش میسوزد.
چرا پناه دل من بزیر زلف تو کرد
که باشد از شب تاری نفور نیلوفر
هوش مصنوعی: دل من به زیر زلف تو پناه آورده است، زیرا که زیبایی و لطافت تو میتواند در دل تاریکی و ناامیدی مثل روشنایی نیلوفر باشد.
همیشه کاخ من از عارض تو چون کشمیر
همیشه باغ من از قامت تو چون کشمر
هوش مصنوعی: همیشه کاخ من به زیبایی تو شبیه کشمیر است و باغ من هم به زیبایی قامت تو شبیه کشمر است.
چرا همی شوی از من تو بی گناه نفور
چرا همی کنی از من تو بی بهانه حذر
هوش مصنوعی: چرا از من که بیگناه هستم، نفرت داری؟ چرا بدون هیچ دلیلی از من دوری میکنی؟
مگر تو نیز شناسی که حاجب الحجاب
بمن نظر نکند چون بحاضران در
هوش مصنوعی: آیا تو نمیدانی که هیچکس نمیتواند به من نگاه کند، مگر آنکه حجابها کنار برود، مانند افرادی که در مجالس حضور دارند؟
امین دولت و جان جهان ابومنصور
که اختیار نژاد است و افتخار گهر
هوش مصنوعی: ابومنصور، کسی است که هم از نظر قدرت و هم از نظر نژاد، به عنوان منبع اطمینان و اعتبار شناخته میشود و افتخارش در همین نسب و خویشاوندی است.
بدو قوام جهانرا چو جسمرا بروان
بدو نظام فلک را چو چشم را بنظر
هوش مصنوعی: جهان همانند جسمی است که به او استحکام و قوام بخشیده شده و نظام آسمانها نیز مانند چشمی است که به وسیلهی دیدن، به آن نظم داده شده است.
نه او نماید رأی بدو نه عقل خطا
نه او پذیرد نام بد و نه آب صور
هوش مصنوعی: نه کسی به او نظر بدی دارد و نه عقلش دچار خطا میشود، نه او نام بدی را میپذیرد و نه آب صورتش آلوده میشود.
ایا خرد بتو نازنده چون روان بخرد
ایا هنر بتو بالنده چون صدف بگهر
هوش مصنوعی: آیا عقل و خرد تو به زیبایی و نازندگی است مانند روحی که به خرد رسیده است؟ آیا هنر تو نیز درخشان و پرورشیافته است مانند صدفی که مروارید میسازد؟
جهان عزیز هم از تست گرچه زوئی تو
صدف عزیر بدر است گرچه زوست درر
هوش مصنوعی: جهان برای تو عزیز است، هرچند که تو مانند صدفی هستی که درونش گوہر گرانبهایی نهفته است.
در امرهای تو عاصی شدن بود عصیان
بفعلهای تو منکر شدن بود منکر
هوش مصنوعی: در کارهای تو، نافرمانی به معنای ترک عملهای تو و انکار آنهاست.
زیاد تیغ تو کردن روان شود پرخون
ز نام کف تو بردن دهان شود پر زر
هوش مصنوعی: تیغ تو اگر زیاد شود، به طرف مقابل آسیب زیادی وارد میکند و به خونریزی میانجامد. همچنین، اگر از نام تو سخن گفته شود، باعث میشود که دهانها پر از ستایش و مدح شوند.
حدیث کردن جنک تو هم بود مردی
شمار کردن جود تو هم بود مفخر
هوش مصنوعی: در مورد جنگ تو صحبت کردن نشاندهندهی مردانگی و شجاعت است و بخشش تو نیز به عنوان یک افتخار و ویژگی کلیدی مورد توجه قرار میگیرد.
دل سخا را نوری تن کرم را دل
سر وفا را هوشی تن نعم را سر
هوش مصنوعی: دل بخشنده به نور و روشنی شبیه است، در حالی که دل وفادار به خلوص و وفاداری شناخته میشود. پیشنهادات و نعمتهایی که به ما داده میشود هم نتیجه این ویژگیهاست.
وغای تو بدساز و سخای تو بد سوز
درفش تو صفدار و سنان تو صفدر
هوش مصنوعی: تو به خوبی میدانی که چطور میتوانی از دیگران بهرهبرداری کنی و در عین حال با بخشندگی خود به دیگران کمک کنی. پرچم تو نمادی از قدرت و شجاعت است و نیز سلاح تو نشانهای از دلیری و جنگندگی تو میباشد.
قمر گرامی باشد شب نخست بدانک
بنعل اسب تو ماند شب نخست قمر
هوش مصنوعی: در شب اول، ماه عزیز و گرامی است، زیرا مانند نعل اسب تو در شب اول باقی میماند.
اگر نشان سنان تو بشنود خاقان
و گر فروغ حسام تو بنگرد قیصر
هوش مصنوعی: اگر خاقان صدای تیر تو را بشنود و اگر قیصر نور شمشیر تو را ببیند،
یکی حسد برد از بنده ای که باشد کور
یکی حسد برد از بنده ای که باشد کر
هوش مصنوعی: یکی نسبت به بندهای که نابینا باشد، حسد میورزد و دیگری نسبت به بندهای که ناشنواست.
فروغ رأی تو مر سنگ را کند یاقوت
نسیم کف تو مر خاک را کند عنبر
هوش مصنوعی: نور عقیده و نظر تو میتواند سنگ را به یاقوت تبدیل کند و نسیم وجود تو میتواند خاک را به عطر عنبر تبدیل نماید.
تو بر خلاف جهان آمدی بعلم و سخا
اگر همیشه جهان بوده برخلاف بشر
هوش مصنوعی: تو در دانایی و سخاوت به طرز متفاوتی نسبت به دیگران به دنیا آمدهای، چرا که اگرچه همیشه در جهان انسانهایی بودهاند، تو به شیوهای منحصر به فرد از آنها هستی.
گهر گرامی بوده است از آن و دانا خوار
ز تو گرامی دانا شده است و خوار گهر
هوش مصنوعی: گوهر ارزشمند از آنِ کسی است که دانا باشد، و کسی که نادان است، در نظر دیگران بیارزش میشود. بنابراین، دانا با افتخار بیشتری به گوهر ارزشمند مینگرد و نادان به نوعی بیارزش تلقی میگردد.
ایا بمردی ملکت گشای و دشمن بند
و یا برادی گوهر فروش و مدحت خر
هوش مصنوعی: اگر کسی میخواهد در میدان جنگ پیروز شود و دشمنان را از بین ببرد، باید یا از برادر خود در عرصه کارزار کمک بگیرد و یا به کسی که دارای فضیلت و شایستگی است، پناه ببرد.
ز هر کسی بهمه جای بیشتر بودم
اگر بنزد تو هستم ز هرکسی کمتر
هوش مصنوعی: من در هر جایی از دیگران برتر بودم، اما حالا که به نزد تو آمدهام، احساس میکنم از همه کمتر هستم.
و گر براست نداری حدیث بنده همی
گوا تو خواهی از شاعران بخواه ایدر
هوش مصنوعی: اگر داستان راست و حقیقی بنده را نمیپذیری، پس تو میتوانی از شاعران دیگر بپرسی و از آنها دلیلی پیدا کنی.
گرم بشعر کسی همسری تواند کرد
هر آن سخن که شنیدی ز من دروغ شمر
هوش مصنوعی: اگر کسی در شعر بتواند همسری پیدا کند، هر سخنی که از من شنیدی را دروغ بدانید.
همیشه تا پی گردون بنیک باشد و بد
همیشه تا رخ اختر بخیر باشد و شر
هوش مصنوعی: همیشه باید توجه داشته باشیم که زندگی پر از خوب و بد است. باید به دنبال خوبی باشیم و از بدیها مراقب باشیم. همچنین نباید فراموش کنیم که زندگی تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار دارد که میتواند آن را به سمت نیکویی یا بدی ببرد.
ز بهر دولت تو باد گردش گردون
برای ملکت تو باد تابش اختر
هوش مصنوعی: برای رضایت و خوشبختی تو، جهان در حرکت است و برای حکومت تو، ستارهها نور میافشانند.