برگردان به زبان ساده
با ماه تو تا مشک شد برابر
چون مشک بجوشم همی بر آذر
هوش مصنوعی: با وجود تو، ماه شب را به مشک تبدیل کردهام و مانند مشک در حال جوشیدن بر روی آتش هستم.
از بسکه مرا آذر است بر دل
آزار نجویم همی ز آذر
هوش مصنوعی: به خاطر شدت عذاب و درد دل، دیگر به آتش عشق نمیخواهم فکر کنم.
از بویه تو هر زمان بنالم
چون از پی فرزند مرده مادر
هوش مصنوعی: هر زمان که از تو یاد میکنم، مانند مادری هستم که بر فرزند از دست رفتهاش میگرید.
از بسکه بخواب اندرون بگردم
زین دست بد آندست دیدگان تر
هوش مصنوعی: از بس که در خواب و خیال میچرخم، چشمانم از این طرف به آن طرف خیس شده است.
آنشب که ببینم بخواب زلفت
شبگیر بود بسترم معنبر
هوش مصنوعی: شبی که موهای تو بر سرم میریزد و خواب را بر من حاکم میکند، بستر من پراز معنا و احساسات عاشقانه است.
کافر شود از غمزه تو مؤمن
مؤمن شود از بوسه تو کافر
هوش مصنوعی: با نگاهی به چشمان تو، حتی بیدینترین افراد به دیانت درمیآیند، و از عشق و بوسه تو، بهترین مؤمنان هم بیدین میشوند.
تا کی بر تو چون هوای صافی
تا کی رخ من زرد همچو آذر
هوش مصنوعی: تا کی باید منتظر بمانم که تو به من توجه کنی؟ تا کی چهرهام بیروح و زرد مانند آتش باشد؟
همبر نشود با نشاط جانم
تا بر نکنم با بر تو همبر
هوش مصنوعی: تا زمانی که دلشاد نباشم و از زندگی لذت نبرم، هرگز نمیتوانم به عشق تو پاسخگو باشم.
ششتر چو رخ تو ندید دیبا
عسکر چو لب تو ندید شکر
هوش مصنوعی: زمانی که ششتر (پرندهای زیبا) به چهره تو نگاهی نمیکند، و آنگاه که سرباز (عسکر) لب تو را نمیبیند که مانند شکر شیرین است، انگار جهان زیباییاش را از دست داده است.
با دو رخ و دو لب تو ما را
ایوان همه ششتر است و عسکر
هوش مصنوعی: با دو صورت و دو لب تو، ما به اندازهای که در عشق و محبت داریم، به همه چیز زندگیامان رونق و رنگینکمانی میدهیم.
تو را ز دل من بخوانی از رخ
من غیب دل تو بدانم از بر
هوش مصنوعی: اگر تو از دل من صدایی شنیدی، هیچ نگران نباش؛ من میدانم که تو از چهرهام غایبی ولی دل من تو را به خوبی میشناسد.
دیدار تو با دل همیشه همراه
گفتار تو با جان همیشه همسر
هوش مصنوعی: هر بار که تو را میبینم، قلبم با توست و هر زمانی که با تو سخن میگویم، جانم در کنارت است.
آن تنگ دهان و لبان نوشینت
چون یافته گلبرگ زخم نشتر
هوش مصنوعی: لبان خوشفرم و تنگت، مانند گلبرگهایی شده که از زخم تیزی جراحت دیدهاند.
و آن خال سیه نزد آن لبانت
چون مهر ز عنبر ببهرمان بر
هوش مصنوعی: خال سیاه بر روی لبهای تو، مانند مهر عطرین است که بر روی عنبر مینشیند.
هست آن دهنت خزینه در
بی مهر نباشد خزینه را در
هوش مصنوعی: اگر دهان تو گنجینهای است، پس بی مهر و محبت گنجینهای نخواهد بود.
ای مال و زر مفلسان گیتی
من خالیم از مال و مفلس از زر
هوش مصنوعی: ای دارایی و ثروت بیپولها در دنیا، من از مال بیبهرهام و هیچ ثروتی ندارم.
از روی بدینار گشته قارون
وز دیده بلؤلؤ شده توانگر
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف حالتی اشاره دارد که کسی از روی فقر و نیاز به ثروت و prosperity دست مییابد، به گونهای که از نظر ظاهری هم دگرگون میشود و به فردی مرفه و ثروتمند تبدیل میشود. به عبارت دیگر، این شخص از یک وضعیت نامساعد به سطحی از رفاه و توانگری میرسد.
هر روز ترا بیشتر نکوئی
هر روز مرا عاشقی فزون تر
هوش مصنوعی: هر روز که میگذرد، نیکی و خوبی تو برای من بیشتر میشود و عشق من به تو هم روز به روز افزایش مییابد.
چون دانش و داد امیر عادل
چون دولت و فر شه مظفر
هوش مصنوعی: هنگامی که دانش و انصاف، حاکم عادل را همراهی کند، مانند آن است که دولت و فر و شکوه یک پادشاه پیروزمند در کنار هم قرار دارند.
شاهنشه اران شه دلیران
تاج ملکان بوالخلیل جعفر
هوش مصنوعی: شاهنشاه اران که از دلیران است، تاج و نشان پادشاهی بوالخلیل جعفر است.
لاغرشده زو بخل و جود فربه
فربه شده زو دین و کفر لاغر
هوش مصنوعی: فقر و تنگدستی به دلیل بخل و خساست به وجود میآید، در حالی که ایمان و اعتقاد باعث شکوفایی و رونق روحی انسان میشود.
فرغر شود از دست او چو دریا
دریا شود از فر او چو فرغر
هوش مصنوعی: وقتی که او از دست میرود، شادی و خوشحالی به اوج میرسد؛ چنانکه دریا وقتی به اوج خود میرسد، بسیار بزرگ و پرآب میشود.
از خون دلیران بدشت شیران
از ناوک او پر کنند ژاغر
هوش مصنوعی: از دلیران در میدان جنگ، خون میریزد و با تیر او، سنگرهای دشمن را پر میکند.
در بزم طرب خسروان ایران
بر یاد کفش پر کنند ساغر
هوش مصنوعی: در جشن و شادی شاهان ایران، به یاد کسی که از او یاد میشود، جامها را پر میکنند.
ار فتح بر او بر هزار نامه
وز مدح بر او بر هزار دفتر
هوش مصنوعی: اگر بر او هزار نامه پیروزی بنویسم و هزار دفتر درباره مدح و ستایشش آماده کنم، باز هم کافی نیست.
نیکیش سگالند نیک بختان
خواهند بدش مردم بد اختر
هوش مصنوعی: نیکوکاران از خوبیهای خود بهرهمند میشوند و کسانی که بخت خوبی دارند، به دنبال نیکی هستند. اما بدسیرتان و بدبختها به دنبال بدیها میگردند.
چادر بخرند از بهای جوشن
معجر بخرند از بهای مغفر
هوش مصنوعی: برای خرید چادر، از قیمت زره بخرند و برای خرید معجر، از قیمت کلاهخود.
هر عید و هر آدینه ببالد
از خطبه وی چوب خشک منبر
هوش مصنوعی: هر عید و هر روز جمعه، خطبهی او چنان تأثیرگذار است که حتی چوب خشک منبر هم از آن سرشار از برکت و سرسبزی میشود.
داننده هر غیب همچو ایزد
پاکیزه ز هر عیب چون پیمبر
هوش مصنوعی: آگاه مطلق همانند خداوند، از هر نقص و عیبی پاک است و همانند پیامبران معصوم میباشد.
با داوری دین و دولت وی
از باز نترسد دگر کبوتر
هوش مصنوعی: با قضاوت و حاکمیت او، دیگر کبوتر از باز نمیترسد.
گر دشمن ازو داد خویش خواهد
از داد ببر داردش برابر
هوش مصنوعی: اگر دشمن بخواهد از تو چیزی بگیرد، تو هم باید در برابر او از حق خود دفاع کنی.
جاهش بعراقین و جایش اینجا
هولش بخراسان و قولش ایدر
هوش مصنوعی: مقام و منزلت او در عراق است و جایگاهش در اینجا همای است. در خراسان، گفتارش به آواز بلند و پرهیجان است.
فرخ ملکی کافرینگرش را
همواره ملک باشد آفرینگر
هوش مصنوعی: بسته به اینکه فردی با کافر بودنش شناخته شود، او همیشه در زندگی خود توفیق و موفقیت خواهد داشت.
در لشکر خصمان او همیشه
آید پسران را حسد بدختر
هوش مصنوعی: در زمان جنگ، پسران همیشه به خاطر حسادت نسبت به دختران، در برابر دشمنان قرار میگیرند.
دشتی که در آب حرب کرده روزی
مرجان شود اندر میانش مرمر
هوش مصنوعی: دشت خشک و بی آب و علفی که روزی به خاطر جنگ و سختی به حالت نابسامانی افتاده، ممکن است در آیندهای نه چندان دور به زیبایی و شکوهی چون مرجان و مرمر تبدیل شود.
عصفور اگر بگذرد کند او
منقار چو خون ز خون معصفر
هوش مصنوعی: اگر پرندهای پرواز کند، منقار او مانند خون میشود، همانطور که خون پرندهی معصوم تغییر میکند.
گر برتر ز هرجای هست جائی
از همت او نیست جائی برتر
هوش مصنوعی: اگر جایی در بالاتر از هر جا وجود داشته باشد، آنجا جایی است که همت او نمیتواند به آنجا برسد.
با رادی و راستی موافق
با مردی و مردمی برابر
هوش مصنوعی: با صداقت و راستگویی، همراستا با مردانگی و انسانی در برابر افراد باش.
یک دانش او علم هفت گردون
یک بخشش او دخل هفت کشور
هوش مصنوعی: یک دانش او به اندازه علم هفت آسمان است و بخشش او برابر با درآمد هفت کشور.
صد یک ز هنرهاش گر بگوئی
نادیده بدارند خلق باور
هوش مصنوعی: اگر به هنرهای او بگویی و آنها را نادیده بگیرند، مردم دیگر به آن ایمان نخواهند آورد.
از بر ملکان آفرین کنندم
چون من خوانم آفرینش از بر
هوش مصنوعی: من به خاطر وجود پادشاهان، آفرین میگویم، زیرا وقتی من میخوانم، آفرینش را نیز تحسین میکنم.
ای آن ملک گوهری که بارد
از دست و زبانت همیشه گوهر
هوش مصنوعی: ای فرشتهای با ارزش و زیبا که از دستان و زبانت همیشه گوهر و زیبایی میتراودی.
گوهر بر آن شاه خوار باشد
کو چون تو بود شاه و شاه گوهر
هوش مصنوعی: مروارید برای کسی که مانند تو شاه باشد و خود شاه گوهر است، ارزشی ندارد.
از بسکه ز دستت بدیده خواری
دینار بچهره شده است اصفر
هوش مصنوعی: به خاطر این که از تو گرفتار ذلت و خواری شدهام، رنگ چهرهام مانند دینار زرد و بیرنگ شده است.
از دست تو بر یکدیگر بنالند
آنگاه که بر افتند یک بدیگر
هوش مصنوعی: وقتی که از دست تو به یکدیگر شکایت میکنند، این نشان میدهد که در زمانی که به هم آسیب میزنند، احساسات و نگرانیهایشان را نادیده گرفتهاند.
تا سرخ بود لاله ماه نیسان
تا سبز بود مورد ماه آذر
هوش مصنوعی: هنگامی که لالهها در ماه نیسان به رنگ قرمز هستند، موردها در ماه آذر به رنگ سبز به نظر میرسند.
تا بلبل هر نو بهار خواند
وصف گل سوری بگلبن بر
هوش مصنوعی: هر زمان که بلبل در بهار آواز بخواند و از گلهای سرخ حرف بزند، فضای باغ پر از زیبایی و نشاط خواهد شد.
چون لاله ترا سرخ جاودان رخ
چون مورد تو را سبز جاودان سر
هوش مصنوعی: چون گل لاله، چهرهات همیشه سرخ و زیباست و مانند سنگ مورد، تو همیشه سبز و تازه به نظر میرسی.
از طلعت تو فر خجسته نوروز
فرخنده تر از جشن پور آذر
هوش مصنوعی: از زیبایی تو، نوروز خوشیمن و شاداب، خوشتر از جشن فرزندان آذر است.