برگردان به زبان ساده
هرکه او را میل خاطر سوی ارزانی بود
او برنج و خواری ارزانی و ارزانی بود
هوش مصنوعی: هر کسی که تمایلش به سمت چیزهای ساده و ارزان باشد، در واقع به نوعی برنج و ذلت را نیز ارزان به دست میآورد.
من بچشم یار از آن خوارم که ارزان یافتست
چون ببینی خواری هرچیز ز ارزانی بود
هوش مصنوعی: من به خاطر اینکه یارم را ارزان به دست آوردهام، خود را خوار میبینم، زیرا هر چیز که ارزان بهدست آید، نشان از کمارزشی آن دارد.
بر جفای صد شبش ناید پشیمانی شبی
بر وفای یک شبش صد شب پشیمانی بود
هوش مصنوعی: اگر کسی صد شب به ظلم و ناراحتی بگذرد، انجام یک شب وفا و صداقت نمیتواند او را به پشیمانی وادارد. اما در مقابل، یک شب وفاداری نسبت به یک نفر میتواند او را به شدت پشیمان کند.
چون مرا شادان ببیند جفت غمگینی شود
چون مرا غمگین ببیند یار شادانی بود
هوش مصنوعی: هرگاه که من خوشحال باشم، دوست افسرده میشود و وقتی که من ناراحت باشم، او خوشحال میشود.
تا بود یاقوت رمانی مر او را کان در
جزع من پر در و پر یاقوت رمانی بود
هوش مصنوعی: هر زمان که یاقوت درخشان و زیبا وجود دارد، من نیز در سختیها و مشکلات زندگی، به عشق و محبت او ادامه میدهم؛ زیرا عشق او همچون یاقوتی است که در دل من درخشش دارد.
جان برنج اندر ز درد دل گرفتاری بود
تن بدرد جان ز درد اندر گروکانی بود
هوش مصنوعی: روح و جان انسان به خاطر درد و رنجی که دارد، در ذهنش مشغول است، در حالی که جسم او زخمها و آلامی را تحمل میکند که از درون او ناشی میشود.
تا نباشد پیش چشم من بخانه در مقیم
چشم من چون جشمه باشد خانه ام خانی بود
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو در برابر چشمانم نباشی، خانهام برای من در چشمهایم مانند چشمهای خواهد بود که همیشه جاری است و بدون تو ارزش خاصی ندارد.
در دل من عشق او دائم با فزونی بود
در دل او مهر من دائم بنقصانی بود
هوش مصنوعی: در قلب من عشق او همیشه در حال افزایش بود، اما در دل او محبت من همیشه در حال کاهش بود.
سرو دیدستی که بارش ماه گردونی بود
ماه دیدستی که قدش سرو بستانی بود
هوش مصنوعی: آیا درخت سرو را دیدهای که مانند ماه در آسمان میدرخشد؟ و آیا ماه را دیدهای که قامتش به زیبایی درخت سرو باشد؟
هست چون روز زمستانی شب وصلش مرا
روز هجرانش چو شبهای زمستانی بود
هوش مصنوعی: روز وصال او مانند روزهای سرد و تاریک زمستان است، اما روز جداییام همچون شبهای سرد و سخت زمستان میباشد.
تا زمستان اندر آمد شب چنان بالا گرفت
کانکه در وصلش بود شبهای هجرانی بود
هوش مصنوعی: وقتی زمستان فرا میرسد، شب آنقدر بلند میشود که گویی مانند شبهای دوری که در آغوش معشوق به سر میبردیم، طولانی و سخت است.
کوهسار اکنون پر از کافور قیصوری بود
شاخسار اکنون پر از لؤلؤی عمانی بود
هوش مصنوعی: کوهسار اکنون پر از کافور قیصوری بود و شاخههای درختان اکنون پر از لؤلؤی عمانی شده بودند.
لاله زیر خاک تا یکچند متواری بود
خاک زیر برف تا یکچند پنهانی بود
هوش مصنوعی: گل لاله مدتی در زیر خاک پنهان بود و خاک نیز مدت زمانی زیر برف مخفی مانده بود.
باد چون سوهان شده است و آب چون سندان شده است
باد سوهانی بود چون آب سندانی بود
هوش مصنوعی: باد به لطافت و نرمی سوهان تبدیل شده و آب به استحکام و سنگینی سندان. در واقع، اثر و تاثیر باد مشابه با سوهان و آب مشابه با سندان است.
گوسفند و هیزم و گندم همی باید مرا
ور می روشن بود میری و سلطانی بود
هوش مصنوعی: من به چیزهایی مانند گوسفند، هیزم و گندم نیاز دارم تا زندگیام را به خوبی سپری کنم، زیرا به جز اینها، مهمتر از همه، داشتن روشنایی و حیات واقعی است.
گرچه این دشوار یابد هرکسی بوالیسر اگر
دست بگشاید ببخشش بس بآسانی بود
هوش مصنوعی: با اینکه ممکن است این کار برای هر کسی سخت به نظر برسد، اما اگر کسی دست به کار شود و گشادهدست باشد، میتواند به راحتی به دیگران بخشش کند.
آفتاب مهتران دهر استاد خطیر
آن که دشمن در همی زو جفت پژمانی بود
هوش مصنوعی: خورشید بزرگ فرمانروایان زمان، کسی است که در برابر دشمنان خود را قدرتمند و شکست ناپذیر نشان میدهد.
اوست بی همتا و هرگز خلق بی همتا بود
اوست بی ثانی و هرگز خلق بی ثانی بود
هوش مصنوعی: او یگانه است و هیچکس دیگری همانند او نیست، او بینظیر است و هیچکس دیگری بینظیر نیست.
گنج و ملک شاعران و زائران آباد از اوست
کرچه گنج و ملک دشمن زو بویرانی بود
هوش مصنوعی: ثروت و سرزمین شاعران و زائران از اوست، هرچند که ثروت و سرزمین دشمنانش ویران است.
او همه دانست و داند هرچه خواهد بود و هست
اینچنین باشد کسی کش فر یزدانی بود
هوش مصنوعی: او همه چیز را میداند و از آنچه در گذشته، حال و آینده اتفاق میافتد آگاه است. فقط کسی که از ذات و قدرت خداوند برخوردار باشد، میتواند چنین دانشی داشته باشد.
او بدان نیکی که دادش کرد کار ارزانی است
نیکی آنکس را دهد یزدان که ارزانی کند
هوش مصنوعی: آن کس که به دیگران نیکی میکند، در واقع کارش بیارزش است؛ زیرا نیکی واقعی به کسی داده میشود که خود را فدای دیگران کند و در خدمت دیگران باشد.
فیلسوفان جهان عاجز شدند از شعر او
شعر بردن نزد او ما را ز نادانی بود
هوش مصنوعی: فیلسوفان در فهم شعر او ناتوان شدهاند و بر ماست که به او روی آوریم، چون نادانی ما باعث این امر شده است.
شعر او پیش آورم با شعر استاد عرب
پیش از آن کو را بطبع اندر سخندانی بود
هوش مصنوعی: شعر او را با شعر استاد عرب مقایسه میکنم، پیش از آنکه کسی به لطافت و زیبایی کلام او توجه کند.
شعر او طبعی است و آن او همه طمعی بود
شعر او نامی است و آن او همه نانی بود
هوش مصنوعی: شعر او ناشی از استعداد و ذوق طبیعیاش است، در حالی که آن فرد فقط به دنبال منافع مادی بود. شعر او به شهرت رسیده و آن شخص تنها در پی تأمین معاش بود.
تا نگوید کس مرا کان نیکتر باشد از این
کو خراسان دیده باشد یا خراسانی بود
هوش مصنوعی: تا زمانی که هیچکس دربارهی من صحبت نکند، بهتر است که من بگویم کسی که خراسان را دیده یا اهل خراسان است، از من نیکوتر است.
تا بماند قصه نوح و سلیمان در جهان
عمر او نوحی بود نامش سلیمانی بود
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که زندگی و داستانهای بزرگانی مانند نوح و سلیمان باید در دنیا باقی بماند، چرا که عمر او به مانند نوح بود و نامش درخشان و با عظمت همچون سلیمان.