برگردان به زبان ساده
اگر ببرد ز بستان خزان نسیم بهار
بساز بزم چو بستان ز زلف و روی نگار
هوش مصنوعی: اگر نسیم بهاری از باغ خزان را ببرد، بساط جشن و شادی را مانند باغی با زلف و چهره ی یار برپا کن.
چو زلف او ندهد بوی هیچ اسپر غم
چو روی ندهد هیچ روزگار نگار
هوش مصنوعی: اگر موی او بوی غم را نمیدهد، چهرهاش نیز هیچ روزگاری غمگین نمیشود.
نسیم آن ببهار است و آن این همه روز
نگار این همه سالست و آن او ببهار
هوش مصنوعی: نسیم بهاری است و این روزها و سالهای زیاد به همین بهار اشاره دارد.
رخان دوست همی بین اگر بشد نسرین
لبان دوست همی بوس اگر بشد گلنار
هوش مصنوعی: اگر چهره دوست را ببینم، شبیه گل نسرین است و اگر لبهایش را ببوسم، طعم آن مانند گل انار است.
بجای لاله ببینش دو خد دیبا گون
بجای مشگ ببوی آن دو زلف عنبر بار
هوش مصنوعی: به جای گل لاله، او را ببین که دو جفت چشم مانند دیبا (پارچهای لطیف و باارزش) دارد و به جای مشک، بوی آن دو زلفی که مانند عنبر است را استشمام کن.
بجای سوسن بس باد دوستان بر دوست
بجای نرگس بس باد چشم دل بر یار
هوش مصنوعی: به جای گل سوسن، دوستانم را برای محبت و دوستی انتخاب میکنم و به جای گل نرگس، به چشم دلسنگینم به معشوق نگاه میکنم.
اگر نثار نیارد بنفشه زار رواست
کند دو دیده من بر دو زلف یار نثار
هوش مصنوعی: اگر به خاطر یار، چشمهایم را برای دو زلف او نثار کنم، این کار صحیح و درست است؛ چون حتی اگر بنفشهای به خاک بیفتد، دیگر از آن نیازی به نثار قربانی هم نیست.
سحرگهان بشنو زاری من ار نکند
تذرو زاری در سبزه کبک در کهسار
هوش مصنوعی: در سپیدهدم، به ناله و زاری من گوش کن، اگر آوای زاریام در میان سبزهها و در دل کوهها شنیده نشود.
بجای ناله بلبل بس است ناله زیر
بجای لاله نعمان بس است جام عقار
هوش مصنوعی: به جای شکایت و ناله کردن مانند بلبل، بهتر است که از شادابی و زیباییهای طبیعت لذت ببریم. به جای غصه خوردن برای موارد ناپسند، بیایید به زیباییهایی چون گل لاله و زندگی قناعت کنیم و از خوشیها بهرهمند شویم.
اگرباصل خزان از بهار بهتر نیست
چرا شود بخزان بوستان بسان بهار
هوش مصنوعی: اگر پاییز از بهار بهتر نیست، پس چرا در باغی که بهار است، همچون پاییز میخزد؟
چرا نثار کند در بهار شاخ درم
نثار شاخ چرا در خزان بود دینار
هوش مصنوعی: چرا در بهار، درخت شاخهای را فدای چیزی کند، در حالی که در پاییز، ارزش و زیبایی آن دیگر وجود ندارد؟
چو روی دلبر من گل بخفت خار بخاست
بدست بادی چون آه عاشق غمخوار
هوش مصنوعی: وقتی چهره معشوق من در خواب میافتد، درخت خار در دست بادی شبیه آه و غم عاشق به وجود میآید.
بناف جانان ماند فراز شاخ بهی
ز مشگ مشگین زلفش بر او نشسته غبار
هوش مصنوعی: میتوان گفت که زیبایی و جذابیت جانان مانند شکوفهای در بالای درختی است، که عطر خوش زلفهایش بر روی آن نشسته و گرد و غبار سپیدی را به تصویر میکشد.
بسیب سرخ و بزرد آبی اندرون نگری
دلت طلب نکند گلستان و نرگس زار
هوش مصنوعی: به گلهای سرخ و آبی که در باغ و دشت وجود دارند نگاه کن، زیرا دل تو هیچ وقت به دنبال زیباییهای گلستان و باغهای پر از نرگس نیست.
چو صره های درخشنده نارها و چنانک
دریده یک یک صره کفیده یک یک نار
هوش مصنوعی: وقتی که شمعها مانند آتشهای درخشان میدرخشند و هر یک از آنها به تنهایی مانند شعلهای که از خود نور میافشاند، میسوزند.
فراز تاک رزان خوشه ها سیاه و سپید
چو زنگ و روم بهم در شده معاشر و یار
هوش مصنوعی: بر روی درختان، خوشههای انگور به رنگهای سیاه و سفید دیده میشوند، مانند زنگی که به هم میخورد و ما را به یاد دوستان و همراهان میاندازد.
یکی گرفته رخ خویشتن بزرد نقاب
یکی نهفته تن خویشتن بسرخ ازار
هوش مصنوعی: یکی صورت خود را پوشانده و زرد شده، و دیگری بدن خود را پنهان کرده و با لباس سرخ خود را نشان میدهد.
یکی چو زر گر آب زریز زاید زر
یکی چو قار کر آب عقیق بارد قار
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این معناست که یکی همچون طلا، با آب باران به طلا تبدیل میشود و دیگری همچون مروارید، با آب و شرایط خاص خود، به مروارید بدل میگردد. به عبارت دیگر، هر کس در شرایط مختلف میتواند به نتیجهای متفاوت دست یابد و این نشاندهندهی طبیعت و کیفیت خاص هر فرد است.
نشسته زاغ سیه بر درخت گوئی هست
بدار بر سر خصمان شاه گیتی دار
هوش مصنوعی: زاغ سیاه بر درخت نشسته، به نظر میرسد که مانند شخصی است که بر سر دشمنان شاه دنیا ایستاده و مراقب اوضاع است.
خزینه بخش و ولایت ستان ملک جستان
دمار جان بداندیش و آفتاب تبار
هوش مصنوعی: خزانهدار و حاکم، ملک جستان به خوشی و شادی میباشد. جان کسانی که بداندیش هستند، مانند آفتاب، درخشان و پرنور است.
جهانش گشته برادی و راستی خوشنود
زمانه داده برادی و راستیش اقرار
هوش مصنوعی: دنیا به گونهای تغییر کرده که برادری و راستی خوشنود شدهاند، و زمانه نیز برادری و راستی را تأیید کرده است.
قرار خلق جهان از قرار دولت اوست
بدولت و طربش باد جاودانه قرار
هوش مصنوعی: آرامش و ثبات جهان به خاطر ثبات و حکمت اوست و امیدواریم که خوشی و شادی او همیشه پایدار باشد.
از او شده است کریمی بلند و زفتی پست
وز او شده است گرامی مدیح و خواسته خوار
هوش مصنوعی: از او، فردی با وقار و عظمت پدید آمده و از سوی او، کسانی که به خوبیها و خواستههای نیک مشهور هستند، به وجود آمدهاند، در حالی که برخی دیگر به افت و تنزل کشیده شدهاند.
بصلحش اندر شادی بجنگش اندر غم
بمهرش اندر منبر بکینش اندر دار
هوش مصنوعی: با صلح و آرامش او در خوشیها، و با جنگ و جنگجوییاش در غمها، به مهربانیاش در منبر، و با دشمنیاش در دار سزاوار است.
بنانش هست زمینی که روزی آرد بر
سنانش هست درختی که مرگ دارد بار
هوش مصنوعی: درختی که در سرزمین خاصی رشد میکند، روزی بار میآورد و به زندگی خود ادامه میدهد، اما این درخت سرانجام به مرگ دچار خواهد شد و بار آن به پایان خواهد رسید.
نشاط و ناز و خوشی باد کار او هر سال
که با سعادت او رنج و غم ندارد کار
هوش مصنوعی: شادی و زیبایی و خوشحالی به کار او بیفزاید، زیرا هر سال که او با خوشبختی زندگی میکند، رنج و غم از کارش دور است.
همه جهانش بزنهار تیغ تیز ولی
درم نیابد از دست رادا و زنهار
هوش مصنوعی: اگرچه تمام جهان به طرز خطرناکی در حال ضربه زدن و آسیب رساندن است، اما او از دست رنج و زحمت رهایی نخواهد یافت.
دل موافق با مهر او جدا ز نهیب
تن موالی با فر او بری زنهار
هوش مصنوعی: دل من به عشق او راضی و آرام است و از درد و آزار جسم دور از او در امان است.
موالیانش بلیل و نهار در طربند
معادیانش ندانند لیل را ز نهار
هوش مصنوعی: دوستداران او شب و روز در شادمانیاند، اما کسانی که با او نسبت دارند، تفاوت شب و روز را درک نمیکنند.
ز بیم خصم سراسر جهان حصار کنند
همی کشند بدنیا و بر فلک دیوار
هوش مصنوعی: از ترس دشمن، مردم جهان را محاصره میکنند و در پی دنیاست، در حالی که بالای سر خود دیواری میسازند.
اگر حصار ندارد ز خصم باکش نیست
بس است در کف شمشیر پیش خصم حصار
هوش مصنوعی: اگر در برابر دشمن دیوار و حفاظی وجود نداشته باشد، نگران نیست؛ زیرا داشتن شمشیر در دست خود، همانند یک دیوار محکم در برابر دشمن عمل میکند.
قوام ملک و دل و دین و تاج و فخر ملوک
ابوالمعالی دشمن گداز و شیر شکار
هوش مصنوعی: استحکام و پایهگذاری مملکت، عشق و اعتقادات را در کنار شکوه و عظمت پادشاهان به تصویر میکشد و همچنین اشاره به کسی دارد که به مقابله با سختیها و چالشها برخاسته و مانند یک شیر در شکار عمل میکند.
ز خسروان جهان بیش هست مقدارش
از آنکه خواسته را نیست نزد او مقدار
هوش مصنوعی: خسروان دنیا بیشتر از آنچه در خواستهها و آرزوهای خود دارند، ارزش و مقام دارند، زیرا برای کسی که به دنبال چیزی است، آن خواسته هیچ ارزشی در نزد او ندارد.
بدین جهان دل خصمانش فارغ است ز نور
بد آن جهان تن یارانش ایمن است ز نار
هوش مصنوعی: دل دشمنان از این دنیا بینیاز است و از روشنایی آن بیخبرند. در عوض، بدن یارانش از آتش آن دنیا در امان است.
چو خشم گیرد بر دشت و می خورد بسرای
ازو سوار پیاده شود پیاده سوار
هوش مصنوعی: وقتی خشم و غضب بر دشت ببارد و طوفانی به پا کند، سواران از اسبهایشان پایین میآیند و پیاده میشوند، در حالی که افرادی که پیادهاند، سوار میشوند.
اگر مخالف با کین او کمر بندد
ز کین او کمرش بر میان شود زنار
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد با دشمنی او مقابله کند، در واقع به دام آن دشمنی خود را گرفتار کرده است.
بتن جوان و ولیکن به رای و دانش پیر
بسال اندک و لیکن بداد و دین بسیار
هوش مصنوعی: جوانی و زیبایی شباهت به بت دارند، اما درک و خردی که حاصل سالها تجربه است، ارزشمندتر است. عمر کوتاهی دارند اما سرمایهها و آموزههای بسیاری از دین و دانش را به همراه میآورند.
ز شاعران بخرد آفرین بسیم حلال
ز زائران بستاند دعا بزر عیار
هوش مصنوعی: از شاعران عاقل و فرزانه ستایش میکند که دعا و درخواستهای نیکو از زائران به درگاه خداوند میگیرد و این دعاها همچون سیم حلال برای او ارزشمند است.
چو او ستاند باقی سخن بعامش خیر
کجا کسی سخنش را خرد کند معیار کذا
هوش مصنوعی: وقتی او چیزی را به دست آورد، باقی حرفها برایش بیاهمیت میشود. در این میان، هیچکس نیست که سخن او را بیارزش بداند و راجع به آن کوچکترین تردیدی داشته باشد.
نیافرید برادی چو او فلک مخلوق
نپرورید بمردی چو او فلک دیار
هوش مصنوعی: هیچ کس مانند او را در آفرینش نیافریده و هیچ موجودی به اندازه او در مقام مردانگی و شجاعت پرورش نیافته است.
ز وصف خویش خالی نماند آنچه زمین
ز نام جودش فارغ نماند آنچه دیار
هوش مصنوعی: هر چیزی که به خوبیهای او وصف نشده، نمیتواند از زمین دور بماند و جایی که سخن از کرم و بخشش او باشد، خالی نمیماند.
نه ز آب خیزد آتش نه از زبانش بدی
نه ز آتش آب بریزد نه نام نیکش عار
هوش مصنوعی: آتش از آب نمیجوشد و بدی از زبانش برنمیآید. همچنین آب هم از آتش نمیریزد و داشتن نام نیک هم دلیل بر عیب بودن نیست.
از او هزار عطا وز ولی سؤال یکی
یکی پیاده ازو وزعد و هزار سوار
هوش مصنوعی: از او به ما هزار لطف و کرامت میرسد، اما از ولی، تنها یک پرسش میشود. گروهی از پیادهها از او میپرسند و هزار سوار نیز دربارهاش میپرسند.
اگر بجوید آرام از او زمانه سزد
کزو نیافته است ایچ راد مرد آزار
هوش مصنوعی: اگر کسی به دنبال آرامش باشد، شایسته است که از آن زمانه بگریزد، زیرا در دنیا هیچ چیز مانند آزار و اذیت دیگران را نمیتوان یافت.
اگرچه زار کسی مدح او کند ز سخاش
چنان کند که نماند کس از نژادش زار
هوش مصنوعی: اگرچه کسی در وصف او با حالتی اندوهناک صحبت کند، اما او به قدری generous و بخشنده است که هیچکس از نسلش در این حال باقی نخواهد ماند.
بمدح او نرسد رنج مدح گویان را
که طبع تیز نباشد ز تیزی بازار
هوش مصنوعی: مدح و ستایش او به قدری بزرگ و بینظیر است که تلاش مداحان و سخنوران را نمیتواند جبران کند، چرا که فقط افراد با استعداد و تیزبین قادر به درک عمق والای این ستایش هستند.
بداد و دانش و دین و بفر و بخت و ظفر
چو کردگار ز همت جداست میر از یار
هوش مصنوعی: خداوند از همت جداست، بنابراین نعمتها و فضائل مانند داد و دانش و دین، و همچنین خوشبختی و کامیابی، همگی به دست یار و یاور میرسند.
مخالفش نشناسد که چون بود شادی
موافقش نشناسد که چون بود تیمار
هوش مصنوعی: شخصی که با خوشحالی مواجه میشود، نمیتواند درک کند که غمواندوه چگونه است. و برعکس، کسی که در حالتی از غم و اندوه قرار دارد، نمیتواند شادی را به درستی حس کند.
ز یک عطاش توانگر شود دو صد درویش
شود درست ز یک دیدنش دو صد بیمار
هوش مصنوعی: از یک بخشش فردی میتواند بسیار ثروتمند شود و دو صد فقیر را نیز به وضعیت مناسبی برساند. همچنین، با یک نگاه او، دو صد بیمار بهبود می یابند.
همیشه بادی از ملک خویش خرم و شاد
همیشه بادی از عمر خویش برخوردار
هوش مصنوعی: همیشه در زندگی باید شاد و خوشحال باشیم و از لحظات عمر خود به خوبی بهرهمند شویم.