برگردان به زبان ساده
تا ترا گرد مه از مشک سیه پرهون بود
در تمنای رخت جان و دلم مرهون بود
هوش مصنوعی: تا زمانی که بوی عطر مشک و شیرینی حضورت در پیرامونم باشد، جان و دل من در آرزوی تو وابسته و فدای تو خواهد بود.
گر ترا یارا به جای من بود یار دگر
در دو چشم من به جای خواب هر شب خون بود
هوش مصنوعی: اگر تو قدرت و توانایی داشته باشی که به جای من حضور داشته باشی، برای من یاری دیگر در دو چشمانم به جای خواب هر شب، فقط خون دیده میشود.
تا بود معجون به مشک ناب تار زلف تو
آب چشم من بدرد جان و دل معجون بود
هوش مصنوعی: تا زمانی که عطر خالی مشک در موهای سیاه تو وجود دارد، اشکهای من به جان و دل آسیب میزند و به نوعی خود را تسکین میبخشد.
ز آتش رخسار تو جانم همی سوزد ز دور
تاب زلفت را بر او پرتاب داری چون بود
هوش مصنوعی: از زیبایی چهرهات جانم به آتش میافتد و از دور زلفهای تابناک تو را به سوی خود میکشانم. چگونه است این حال؟
گر لب چون شکرت گلگون بود شاید از آنک
گل ندارد طعم شکر بل شکر گلگون بود
هوش مصنوعی: اگر لبهای تو مانند شکر گلگون باشد، شاید به این دلیل است که گلها طعم شکر ندارند، بلکه شکر خود به رنگ گل است.
هست ز آن رو زلف مشکین تو دلها را چمن
زانکه گه چون جیم و گه چون میم و گه چون نون بود
هوش مصنوعی: زیبایی و جذابیت زلف مشکی تو دلها را مانند باغی سرسبز میکند، زیرا گاهی مانند حرف ج، گاهی مشابه حرف میم و گاهی شبیه حرف نون است.
از رخ و زلفت به کانون هم گل و سنبل چنم
شاید ار جانم ز مهرت تافته کانون بود
هوش مصنوعی: از زیبایی و جذابیت تو، گلی و سنبلی جمع میکنم. شاید اگر جانم بر پایهی عشق تو شکل گرفته باشد، آن کانون جاذبه باشد.
عشق تو از بس که شور انداخت در دلهای خلق
هر زمان گویند شور رستخیز اکنون بود
هوش مصنوعی: عشق تو به قدری شور و هیجان در دلهای مردم ایجاد کرده که هر لحظه میگویند زمان قیامت فرا رسیده است.
هرکجا روی تو باشد تیره باشد ماه و خور
بحر باشد هرکجا دست ملک فضلون بود
هوش مصنوعی: هر جا که تو هستی، ماه و خورشید در آن مکان تاریک است و دریا هم آرام نیست، زیرا هر جا که دست مقام و فضیلت باشد، وضعیت به گونهای دیگر تغییر میکند.
آنکه بیند مجلس میمون او تا جاودان
طالعش مسعود باشد اخترش میمون بود
هوش مصنوعی: کسی که در مجلس شادی و خوشی حضور دارد، تا همیشه روزگارش خوش و بختش نیکو خواهد بود.
وآن که باشد یک زمان از درگه عالیش دور
تا بود از نقد عمر خویشتن مغبون بود
هوش مصنوعی: کسی که به مدت کوتاهی از مقام عالی خود دور باشد، در واقع از ارزش واقعی عمر خود بهرهمند نشده و در این مدت متضرر شده است.
جان و دل با مدح و مهر او قرین دارد مدام
هرکه را باید که با ناز و طرب مقرون بود
هوش مصنوعی: هر کسی که میخواهد زندگیاش پر از لطف و شادی باشد، باید همواره جان و دلش در عشق و ستایش او معنا پیدا کند.
هرچه او بخشد به هشیاری نداند آن چه وزن
وآنچه در مستی بگوید آن همه موزون بود
هوش مصنوعی: هر چه شخص هوشیار به دست میآورد، نمیتواند درک کند که چه چیزی ارزشمند است، اما آنچه در حالت مستی بیان کند، همگی زیبا و موزون خواهد بود.
هرچه آگنده است قارون او پراکنده است پاک
هرکه مدحش گفت یک ره جاودان قارون بود
هوش مصنوعی: هر چیزی که به طور ظاهری از قیمتی برخوردار است، در واقع باعث نابودی و تنهایی میشود. هر کس که از او تعریف و تمجید کند، در حقیقت در دام همان ارزشهای فریبندهاش گرفتار خواهد شد.
شاه دانادوستر زو در جهان هرگز نبود
شاه دانادوست دشمنکاه و روزافزون بود
هوش مصنوعی: هیچگاه در دنیا شاهی وجود نداشته که به اندازه شاه دانا و دوستدار حقیقت باشد. تنها دشمنان او در حال افزایش بوده و هر روز بیشتر میشوند.
چون جهان باید گرفتن دیگر اسکندر بود
چون سپه باید شکستن دیگر افریدون بود
هوش مصنوعی: جهان باید شخصیتی دیگر مانند اسکندر را به خود بگیرد و سپاه باید قدرتی را چون افریدون بشکافد.
بر زمین همچون پدر بر هر هنر شد مشتهر
هرکجا باشد پدر چونان بسر ایدون بود
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که مانند پدر که به هر هنری معروف است، هر جا که پدر باشد، آنجا نیز همانند او شناخته میشود. در واقع، ارث و تأثیر پدر بر فرزندان و محیط اطرافشان را بیان میکند.
آن درختی کو همایون میوهها بار آورد
جاودان باید که شادان برگش آذریون بود
هوش مصنوعی: درختی که میوههای ناشناخته و ارزشمندی تولید میکند، باید همیشه شاداب و سرزنده بماند و درختی با برگهای زیبا و خوش رنگ داشته باشد.
چون بود برخواسته مفتون بخیل تنگدست
دائم او بر خواستار خواسته مفتون بود
هوش مصنوعی: وقتی کسی که به شدت حسود و تنگنظر است، چیزی را بخواهد، همیشه دلش به این خواسته مشغول است و به آن جذبه پیدا میکند.
مدح او برخوان گر از چشم بداندیشی همی
کز بلای چشم بد مدحش ترا افسون بود
هوش مصنوعی: اگر بخواهی از زیباییهای او سخن بگویی، حتی اگر نظر بدخویان بر تو باشد، باز هم به خاطر تأثیرات منفی آنها، ستایشش تو را جادو میکند.
رزمه اکسون دهد خواهندگان را گاه جود
وز تپانچه روی بدخواهانش چون اکسون بود
هوش مصنوعی: در مواقعی که نیاز به مهربانی است، افراد سخاوتمندانه عمل میکنند و در برابر دشمنان خود، به گونهای عمل میکنند که همچون سلاحی قوی و مؤثر هستند.
ای خداوندی که هرکش طبع شد مأمور تو
کمترین مأمور تو کافیتر از مأمون بود
هوش مصنوعی: ای خدایی که هر کسی به نوعی به خدمت تو مشغول است، کمترین فردی که در این خدمت است، حتی از بزرگترین خدمتگزاران، کفایت بیشتری دارد.
گردد از جود تو قارون هرکه او مفلس بود
گردد از لفظ تو شادان هرکه او محزون بود
هوش مصنوعی: هر کسی که در فقر و تنگدستی باشد، با بخشش و generosity تو، همچون قارون ثروتمند میشود. و هر کسی که غمگین و ناراحت باشد، با کلام و سخن تو شاد و خوشحال میشود.
بدسگالت را فلک پیش تو بر هامون کشد
گر به دریا در چو ذوالنون در دهان نون بود
هوش مصنوعی: اگر بدسگال تو را حوادث زمانه بر روی زمین بکشاند، همچون ذوالنونی که در دریا در دهانش نان قرار دارد، تو نیز میتوانی از آن بهرهمند شوی.
چون عطا بخشی جهان پر زر شاپوری شود
چون سخن گویی جهان پر لؤلؤ مکنون بود
هوش مصنوعی: وقتی که کسی نعمت ببخشد، دنیا مانند یک دنیای پر از طلا میشود و وقتی سخن از خوبان به میان آید، جهان همانند دنیایی پر از مروارید پنهان میشود.
بار صد گردون بود یک بر تو هنگام جود
شاید ار تاج تو ماه و تخت تو گردون بود
هوش مصنوعی: بار صد گردون بر دوش توست که در زمان بخشش به دیگری واگذار میشود. شاید اگر تاج تو مانند ماه و تخت تو همچون آسمان باشد، باز هم این بخشش از اهمیت کمتری برخوردار نخواهد بود.
از بر گردون بود جاش ارچه باشد بر زمین
آن کسی را کش عطایی بار صد گردون بود
هوش مصنوعی: هرچند که جایگاه کسی ممکن است بر روی زمین باشد، اما اگر آن شخص لیاقت و شایستگی داشته باشد، بزرگتر از آن چیزی است که در زمین میتوان یافت.
دجله و جیحون بود با تیغ تو چون بادیه
بادیه بادست تو چون دجله و جیحون بود
هوش مصنوعی: رودخانههای دجله و جیحون تحت تأثیر قدرت و بیرحمی تو همچون بیابانی بیپناه به نظر میرسند. تو مانند بادی که هر چه را سر راهش باشد، در هم میشکند و تغییر میدهد، بر آنها مسلطی.
گوهرآگین گنج با کین تو باشد چون سفال
آهنین دیوار با خشت تو چون هامون بود
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که گنجینهای پر ارزش و باارزش به خاطر دشمنی و کینهای که تو داری، به مانند دیواری از سفال و آهنین است که از خشت تو ساخته شده است. در واقع، این بیانگر این است که به خاطر نفرت و کینه، آنچه که باید گرانبها و درخشان باشد، تحت تأثیر قرار میگیرد و ارزش واقعیاش را از دست میدهد.
جود توست و جنگ توست و فره و نیروی توست
گر ز حد وصف چیزی در جهان بیرون بود
هوش مصنوعی: سخن از بزرگ منشی و فخر و قدرت توست، اگر چیزی در دنیا فراتر از تو وجود داشته باشد.
دل بیفروزد ز تو دانایی آموزد ز تو
کو هما آوردت همی لقمان و افلاطون بود
هوش مصنوعی: دل اگر از تو بیاموزد، مانند آن است که لقمان و افلاطون به دنبال تو بیایند و از حکمت تو بهرهمند شوند.
چشم بد در باغ دولت ره نیابد سوی تو
تا به گرد او ز نام و ننگ تو پرهون بود
هوش مصنوعی: چشم بد نمیتواند به سمت تو در باغ نعمتها بیاید، زیرا محیط اطراف تو پر از شرافت و نیکی است.
راست باشد کار یارانت چو روشن رأی تو
کار بدخواهان تو چون رایشان وارون بود
هوش مصنوعی: وقتی دیدگاه و نظر تو روشن و صحیح باشد، عمل دوستانت نیز درست و راست خواهد بود؛ اما اگر نظر بدخواهان تو با تو برعکس و نادرست باشد، کارهایشان هم از روی بدخواهی خواهد بود.
سنگ در دست ثناگویان تو باشد گهر
نوش در کام بداندیشان تو افیون بود
هوش مصنوعی: اگر سنگ را در دست ستایشکنندگان تو قرار دهی، آن را به مروارید تبدیل میکند، اما برای بداندیشان، آن به افیونی میماند که فکر و ذهنشان را تیره و تار میکند.
ساعتی مهمان نباشد نزد تو زر و گهر
نزد دیگر شهریاران سالها مسجون بود
هوش مصنوعی: چند ساعتی مهمانی از تو دور است، اما طلا و جواهر همیشه در دست دیگر پادشاهان سالهای زیادی به اسارت بود.
من نپندارم که با کافی کف تو زین سپس
ذره زر و گهر زیر زمین مکنون بود
هوش مصنوعی: من فکر نمیکنم که در مقابل دست تو، ذرهای طلا یا جواهری که در زیر زمین پنهان است، ارزش داشته باشد.
بر تو فرخ باد میمون جشن و نوروز و بهار
تا جهانت بنده همچون فرخ و میمون بود
هوش مصنوعی: برای تو ای عزیز، جشن و نوروز و بهار مبارک باد، تا زمانی که دنیا به کامت باشد و همچون خودت شاد و خوش باشد.
باده خور با دوستان در بوستان اکنون کجا
بوستان از گونهگون گلها چو بوقلمون بود
هوش مصنوعی: بیایید با دوستانمان در باغ بنوشیم، چرا که این باغ به مانند بوقلمونی رنگارنگ و زیباست.
از گل و شمشاد چون مدیون چینی شد چمن
از می گلگون همی باید که دل مدیون بود
هوش مصنوعی: چمن که از زیبایی گلها و شمشادها پر شده، به خاطر اثرات زیبای آنها مدیون است. به همین ترتیب، دل نیز باید به خاطر رنگ و عطر گلهای خوش عطر، شاداب و سرزنده باشد.
تا به حوض اندر به رنگ نیل نیلوفر بود
تا به باغ اندر به رنگ آذر آذریون بود
هوش مصنوعی: در حوضی که گل نیلوفر روییده، رنگش به زیبایی آبی است، و در باغی که گلهای آذر آذریون شکفته شدهاند، رنگشان به آتش و گرما میزند.
باد گردون با بداندیشان و خصمان تو بد
گرچه دائم میل گردون با کسان دون بود
هوش مصنوعی: باد همانطور که با بداندیشان و دشمنان تو بد است، اما باید توجه کنی که این باد همیشه به سمت کسان پستفطرت میوزد.