برگردان به زبان ساده
تا بجان در عقل باشد تا بتن در جان بود
جان و تن را از لب و جام و لب جانان بود
هوش مصنوعی: تا زمانی که عقل در بدن باشد، جان و بدن با هم مرتبط هستند. جان و بدن از طریق لب و جام و لب معشوق به هم ارتباط مییابند.
جان و تن را خود غذا می باشد و جانان بدانک
می غذای تن بود جانان غذای جان بود
هوش مصنوعی: زندگی و روح انسان به خودی خود به غذایی نیاز دارد، و معشوق او به این خاطر که روح را تغذیه میکند، برای جسم نیز مایحتاجی به شمار میآید. معشوق، غذای جان است.
گرچه تن باشد غمی با جام می باشد قوی
ورچه جان غمگین چو با جانان بود شادان بود
هوش مصنوعی: با وجود اینکه بدن ممکن است غمگین باشد، اما وقتی مشغول نوشیدن جام میباشیم، احساس قوی و شادی میکنیم. و اگرچه روح ممکن است غمناک باشد، اما نزد محبوب، آن روح شاد و خوشحال خواهد بود.
خوش بود خوردن ز دست دوست می آن را که دوست
بچه خاقان و می پرورده دهقان بود
هوش مصنوعی: خوردن از دستان دوست لذتبخش است، چون آنچه به دست آمده، حاصل محبت و حمایت دوستانه است، خواه آن دوست از نسل بزرگانی باشد یا یک دهقان ساده.
ساغر می مستمند درد را دارو بود
روی جانان دردمند عشق را درمان بود
هوش مصنوعی: مستی و سرخوشی، درد و رنج را بهبود میبخشد، همچنان که روی محبوب، تسکینی برای عاشق آسیبدیده است. عشق، مایه درمان و آرامش کسانی است که دچار درد و رنج هستند.
روضه رضوان بود با حور و کوثر دلگشای
خانه جانان بمی چون روضه رضوان بود
هوش مصنوعی: بهشت مانند باغی زیبا و دلنشین است که با زنان دلفریب و نعمتهای فراوان تزئین شده است. خانهی محبوبم همچون این باغ روحنواز و دلگشاست.
در تن مخمور می صافی تر از کوثر بود
در دل مهجور جانان خوشتر از ولدان بود
هوش مصنوعی: در بدن مست، شرابی وجود دارد که از آب کوثر خالصتر است و در دل کسی که از معشوق دور است، احساسی وجود دارد که از شادی و خوشحالی بچهها بهتر است.
سرخ تر باشد ز گل در ماه بهمن جام می
در زمستان روی جانان خوشتر از بستان بود
هوش مصنوعی: در ماه بهمن، رنگ شراب از گل هم سرختر است و در زمستان، وجه محبوب از زیباییهای باغ نیز دلچسبتر است.
آنکه جاویدان نماند زین دو باشد ناشکیب
چون شکبید زین دو آن کو مانده جاویدان بود
هوش مصنوعی: کسی که از این دو حالت نگذرد و صبر نکند، هرگز پایدار نخواهد ماند. اما آنکه صبر و استقامت نشان دهد، در نهایت برای همیشه باقی میماند.
خلق جاویدان نبوده است و نباشد گر بود
میر ابومنصور وهسودان بن مملان بود
هوش مصنوعی: هیچ کس در دنیا جاودانه نبوده و نخواهد بود، حتی اگر نام بزرگی مانند ابومنصور یا هسودان داشته باشد.
هم فرشته صورت است و هم فرشته سیرتست
زی فرشته مرگ ناید تا فلک گردان بود
هوش مصنوعی: این شخص هم زیبا و هم باطن نیکویی دارد. او به قدری قوی و باارزش است که حتی مرگ هم به سراغش نمیآید و همیشه در بلندای آسمان قرار دارد.
این جهان یزدان بر و تا روز محشر وقف کرد
از پس او پادشاه این جهان یزدان بود
هوش مصنوعی: این دنیا از آن خداوند است و تا روز قیامت تحت تدبیر او قرار دارد. پس از او، سلطنت این جهان نیز متعلق به خداست.
عمر او صد ره ز عمر نوح باشد بیش و باز
هرکجا او باشد از در و گهر طوفان بود
هوش مصنوعی: زندگی او به اندازه عمر نوح طولانیتر است و هر جا که او حضور داشته باشد، طوفانی از در و گهر (دروغ و شکست) به راه میاندازد.
بود از آن طوفان بلا و رنج جان انس و جان
لیک زین طوفان شفای جان انس و جان بود
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که در دل طوفانهای سخت و دردها، عواطف و روح انسانها هم وجود دارد. اما از همین طوفانهای سخت میتوان به آرامش و شفای روح دست یافت. به عبارتی، در میان مشکلات و مصائب، میتوان به رشد و بهبودی رسید.
هرچه در وی ظن برند از دانش و فرهنگ خیر
چون بچشم دل ببینندش دو صد چندان بود
هوش مصنوعی: هر چیزی که دربارهی او به خاطر دانش و فرهنگش شک و تردید کنند، وقتی با چشم دل او را مشاهده کنند، ارزش و اهمیتش به مراتب بیشتر میشود.
لفظ درافشان او دارد درافشان جان خلق
جان درافشان گردد از لفظی که درافشان بود
هوش مصنوعی: کلمات او مانند نوری است که روح و جان مردم را روشن میکند، و این نور از کلماتی ناشی میشود که خود نیز پر نور و درخشندهاند.
طبع او گنج وفا شد جان او کان خرد
گر وفا را گنج باشد یا خرد را کان بود
هوش مصنوعی: طبیعت او به مانند گنجی از وفاداری است و جان او به قدری خردمند است که اگر وفا به عنوان یک گنج باشد، او به آن اهمیت میدهد، یا اگر خرد خود گنجی باشد، او نیز به آن ارزش مینهد.
دولت شاه جهان بستست با دوران چرخ
شاه را دولت بود تا چرخ را دوران بود
هوش مصنوعی: خوشبختی و قدرت شاه جهان به دوران زمان وابسته است و تا زمانی که زمان در حال گردش است، حکومت و خوشبختی شاه نیز ادامه خواهد داشت.
گرچه روز افزون کسی باشد کزو برتافت روی
روز مال و ملک او هر روز بر نقصان بود
هوش مصنوعی: هرچند که شخصی روز به روز به ثروت و داراییاش افزوده شود، اما اگر نتواند به درستی از آن استفاده کند و برتریاش را حفظ کند، در واقع هر روز از ارزش و اعتبار او کاسته خواهد شد.
مرد و زن هستند مهمان کف او روز و شب
تیغ او را روز کوشش دام و دد مهمان بود
هوش مصنوعی: مرد و زن به مانند مهمانانی هستند که در هر لحظه از زندگی، در کنار هم به سر میبرند. هر روز و شب تلاش و سختی آنها همچون یک تیغ است که در برابر چالشها و موانع زندگی قرار دارند. آنها در این مسیر از زندگی به مهمانی طبیعی و واقعیتهای دنیای اطراف خود پرداخته و با حیات و مشکلات آن روبرو میشوند.
هرچه معطی خلق باشد پیش او سائل بود
هرچه دانا مرد باشد پیش او نادان بود
هوش مصنوعی: هر کسی که در زندگی چیزهایی را به دیگران میبخشد، در واقع به نوعی در جایگاه سائل و درخواستکننده قرار میگیرد. همچنین، هر فرد دانشمند و آگاه، در محضر شخصی نادان، خود را حقیر و در جایگاه دانا میبیند.
گاه بخشش پیش کافی کف او دریای ژرف
همچو پیش در بدریا قطره باران بود
هوش مصنوعی: گاه پیش کشیدن دست و دادن به کسی که نیاز دارد، مانند یک قطره باران در مقابل اقیانوس بزرگ است.
انده یاران او چون بنگری شادان بود
نصرت خصمان او چون بنگری خذلان بود
هوش مصنوعی: وقتی به یاران او نگاه میکنی، شاد و خوشحال به نظر میرسند، اما وقتی به دشمنان او توجه میکنی، در حال شکست و ناکامی هستند.
مهر او بهتر ز ایمان کین او بدتر ز کفر
ایمنی زایمان بود چون فتنه از کفران بود
هوش مصنوعی: محبت او ارزش بیشتری از ایمان دارد، چرا که مشکلات و فتنهها ناشی از کفر و بیدینی است. در حقیقت، ایمنی و آرامش در عشق او قرار دارد.
گرد شادروانش باشد بر رخ شاهان مدام
از رخ شاهانش دائم نقش شادروان بود
هوش مصنوعی: هر وقت که به چهرهی شاهان نگریسته شود، همیشه تصویری از آن بزرگوار در ذهن باقی میماند و این تصویر در چهرهی آنان نقش میبندد.
حبه حبه زر و سیم از خاک و سنگ آید برون
با دو صد دشواری و گفتن بلفظ آسان بود
هوش مصنوعی: به زحمت و تلاش بسیار، طلا و نقره از دل خاک و سنگ به دست میآید، در حالی که بیان کردن این حقیقت به ظاهری ساده و راحت است.
با همه دشواری و سختی بهنگام سخا
زر و سیم و خاک و سنگ او را همه یکسان بود
هوش مصنوعی: در شرایط سخت و دشوار، او هیچ تفاوتی بین طلا و نقره و حتی خاک و سنگ قائل نمیشد.
گوشه ایوان او از فخر بگذشت از فلک
زیر او باشد فلک چون از زبر ایوان بود
هوش مصنوعی: گوشهای از ایوان او به قدری جلال و شکوه دارد که از آسمان هم برتر و باشکوهتر به نظر میرسد، به طوری که برای آسمان زیر ایوان او احساس حقارت میکند.
زان بزرگ اندیشه والامنش نشگفت اگر
پایه ایوان او بر تارک کیوان بود
هوش مصنوعی: بدین دلیل که او اندیشهای بزرگ و دارای نیکمنشی است، جای تعجبی نیست اگر پایههای کاخی که ساخته، بر بالاترین نقطه آسمان قرار گیرد.
نیلگون دارد حسام و زر گون دارد قلم
نیل ازین دارد گران و زر از آن ارزان بود
هوش مصنوعی: حسام رنگ آبی دارد و قلم رنگ زرد. نیل (رنگ آبی) به خاطر ارزشش گرانتر است، در حالی که زر (طلا) به خاطر ویژگیهایش ارزانتر به نظر میرسد.
زان بشهر دوستانش رامش و شادی بود
زین بشهر دشمنانش ناله و افغان بود
هوش مصنوعی: در شهر دوستان، زندگی با شادی و نشاط همراه بود، اما در شهر دشمنان، تنها صدای ناله و غم به گوش میرسید.
از ملک یزدان ملک را دوستر دارد بدانک
بر ملک پیدا بود هرچ از ملک پنهان بود
هوش مصنوعی: خداوند به واسطهٔ ملک خود، نسبت به سلطنت و حکومت عشق و علاقهای دارد، زیرا هر چیزی که در حکومت و دنیا آشکار است، در واقع از امور پنهان و نهانی اطراف ملک مطلع است.
ورنه در فرمان او دارد ملکها را چرا
از ملک ها طاعت آید چون ازو فرمان بود
هوش مصنوعی: اگر کسی فرمانروایی داشته باشد، چرا مملکتها از او اطاعت نمیکنند؟ زیرا اطاعت تنها زمانی معنا دارد که فرمان از او باشد.