برگردان به زبان ساده
آن پری نشگفت اگر از خوبرویان سر بود
گر بنفشه پر گر و از سنبلش افسر بود
هوش مصنوعی: آن پری اگر از زیباییهای دلنشین باشد، تعجبی ندارد که بدل به یک گل بنفشه یا سنبل شده و زینتبخش دنیا شود.
شکر لؤلؤ نمایست آن لب رامش فزای
گر میان شکر اندر چشمه کوثر بود
هوش مصنوعی: لبانی که شبیه لؤلؤ (مروارید) است، نشانهای از زیبایی و دلربایی به شمار میرود. اگر این لبها در چشمهای از شیرینی و نعمتها قرار بگیرند، زیبایی و جاذبه آنها چندین برابر خواهد شد.
اندر آن بالا و روی او پدید آید همی
آنکه در کشمیر باشد و آنکه در کشمر بود
هوش مصنوعی: در بالای آن، کسی که در کشمیر است یا کسی که در کشمر است، خود را نمایان میسازد.
گر ببوئی آن دو زلف و گر ببوسی آن دو لب
جاودان در کام عمرت عنبر و شکر بود
هوش مصنوعی: اگر بوی آن دو زلف را استشمام کنی و اگر آن دو لب را ببوسی، زندگیات پر از خوشی و عطر مانند عنبر و شکر خواهد بود.
در خور آمد چون روان دیدار او وان حیرتست
گر به دلجویی گران کان چون روان درخور بود
هوش مصنوعی: وقتی که روح من به ملاقات او میآید، این حسی که در دل تجربه میکنم، همانند اعجاب و شگفتی است. اگر او به من توجه کند، آن احساس عمیق و جانسوزی خواهد بود، زیرا روح من به او مرتبط است.
روی او مهر است پنداری و من ما هم که راست
کاملش چندان بیابم کو مرا همبر بود کذا
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که چهرهی او نشانی از زیبایی و محبت دارد، و من، در حالی که میدانم به کمال نزدیک نمیشوم، در جستجوی نشانهای از آن زیبایی هستم.
آن به آئین سنگ دل باشد دل آیینه سنگ
از چه آن بی آذر این همواره پرآذر بود
هوش مصنوعی: آن شخص که دلش به سنگی سخت است، به شکل دلهایی که شبیه آینه سنگی هستند، دلبسته است. در حالی که آن دل بیعاطفه هیچگاه نمیتواند مانند دلی که همیشه پر از احساس و لطافت است، باشد.
چنبری شد پشت من زان زلف کو بر برک گل
گاه چون زنجیر باشد گاه چون چنبر بود
هوش مصنوعی: زلف معشوقهام مانند زنجیری به دورم پیچیده است. گاهی به لطافت و زیبایی گلهاست و گاهی سخت و محکم مانند یک چنبر میشود.
چون بمجلس در بود پیرایش مجلس بود
چون بلشگر در بود آرایش لشگر بود
هوش مصنوعی: وقتی در مجلس او حضور دارد، مجلس آراسته و زیبا میشود و وقتی در میان لشکر است، لشکر به خوبی سازماندهی و آرایش میشود.
بنگر آن چشم سیه وان غمرکان دلگداز
گر ندیدی نرکسی کش برگها خنجر بود
هوش مصنوعی: به آن چشمهای تیره و عمیق نگاه کن، که مانند دریا، قلب را میسوزاند. اگر نرگسی را ندیدی، بدان که گناه این حالت به خاطر شکنندگی برگهاست که مانند خنجر عمل میکند.
گرش بیند هر زمانی خون رود از دیده هاش
آن کسی کش آرزوی آن پری پیکر بود
هوش مصنوعی: اگر هر لحظه او را ببیند، چشمانش پر از اشک میشود؛ آن کسی که دوست دارد آن دختر زیبا را.
تا بود بیجاده بی دلبند آن گوهرنمای؟
جزع من دایم ز بهران گهر گستر بود
هوش مصنوعی: چرا کسی که دلباخته نیست و در مسیر عشقی نیست، باید به آن گوهر زیبا نگاه کند؟ من همیشه در نگرانی از ناپایداری آن گوهر زندگی میکنم.
در دو چشمش خار باشد چون لبش دار و بود
جور و زلفش سهل باشد چون رخش داور بود
هوش مصنوعی: در دو چشمش خارهایی وجود دارد، اما لبش مانند داروست و این نشان میدهد که او درمانگر است. همچنین، زلفهایش به راحتی در دسترس است، در حالی که چهرهاش مانند یک داور عادل و مقتدر به نظر میرسد.
از دو چشم من همیشه ابر پر لؤلؤ بود
از دو زلف او همیشه باد پر عنبر بود
هوش مصنوعی: چشمهای من همیشه پر از اشک و غم است، مانند ابرهایی که مروارید میبارند. در حالی که موهای او همیشه مانند بادی خوشبو و خوشایند است که عطر و بوی عنبر را پخش میکند.
مرد با جان آن زمان باشد که با جانان بود
مرد با دل آن زمان باشد که با دلبر بود
هوش مصنوعی: مرد واقعی زمانی وجود دارد که با محبوبش باشد. کسی که با دلش زندگی میکند، زمانی احساس کامل خواهد کرد که در کنار معشوقش باشد.
دل ربودی ای پسر زنهار طمع جان مکن
زآنکه جان دیگر نباشد گرچه دل دیگر بود
هوش مصنوعی: دل مرا به دست آوردی، اما مراقب باش که به جان من طمع نکن. زیرا جان دیگری وجود ندارد، هرچند دل دیگری ممکن است باشد.
گرچه ترسانی مرا بر بردن جان زان دو چشم
کاین دل من زو همیشه معدن اخکر بود
هوش مصنوعی: هرچند از نگاه تو میترسم که جانم را بگیرد، اما بدان که دل من همیشه از عشق تو پر از آتش و شوق است.
گر مرا بی جان کنی در تن بجای جان مرا
مهر جان افزای خورشید جهان جعفر بود
هوش مصنوعی: اگر مرا بیجان کنی، در بدن به جای جانم، مهر و محبت و عشق من خورشید جهان جعفر (معشوق یا محبوب من) خواهد بود.
آن خداوند خداوندان و تاج سروران
آنکه نعل پاره او تاج هر سرور بود
هوش مصنوعی: خداوندی که برتر از همه خداوندان است و تاج سروری را که بر سر دیگران است، به خاطر نعل پارهاش، به نمایش میگذارد.
مرد نیک اختر شود در خدمت او هیچکس
سوی او ناید بخدمت تانه نیک اختر بود
هوش مصنوعی: مرد خوب و فرخنده در خدمت او قرار بگیرد و هیچکس به سوی او نمیآید مگر با نیت خوب و رفتار نیک.
گر عیان گردد سراسر بر تو پنهان فلک
همتش از جمله برتر بر تو پیداتر بود
هوش مصنوعی: اگر تمام اسرار برایت آشکار شود، باز هم عظمت آسمان بالاتر از همهی اینها برای تو نمایانتر خواهد بود.
زانکه شاه از کشتن زن ننگ دارد روز جنگ
آنکه در جوشن بود خواهد که در چادر شود
هوش مصنوعی: چرا که پادشاه از کشتن زنان خجالت میکشد، در روز نبرد کسی که در زره است، دوست دارد که به چادر پناه ببرد.
از پسر زادن بر ایشان شادییی بد پیش از این
شادمانیشان کنون از زادن دختر بود
هوش مصنوعی: پیشتر، تولد پسر برای آنها خوشحالی بزرگی به همراه داشت، اما اکنون خوشحالیشان از تولد دختر است.
گر بمیرد مؤمنی بی مهر او پیش خدای
روز محشر سر فکنده تر ز هر کافر بود
هوش مصنوعی: اگر مؤمنی بدون محبت او بمیرد، در روز قیامت در پیشگاه خداوند سرش از هر کافری بیشتر پایین خواهد بود.
ای خداوندی که پیش خیل تو خیل عدو
همچو پیش باد تندی تل خاکستر بود
هوش مصنوعی: ای خدایی که در برابر لشکر تو، لشکر دشمن همچون خاکستر در باد ضعیف و ناچیز است.
این جهان مانند اندامست و تو او را سری
باشد آن اندام بی اندام کو بی سر بود
هوش مصنوعی: این دنیا مانند یک بدن است و تو مانند سری هستی که بر آن بدن قرار دارد. اما آن بدن بدون سر، بیهدف و بیمعناست.
چاکرت را زین سپس چاکر به از خاقان بود
کهترت را زین سپس کهتر به از قیصر بود
هوش مصنوعی: از این پس، خدمتگزار تو از پادشاهی بهتر است و جوانتر از تو نیز از امپراتور برتر است.
چون تو کشور گیر در گیتی نبوده است و نه هست
هم نخواهد بود وز پشت تو باشد گر بود
هوش مصنوعی: هیچ کسی در جهان مانند تو وجود ندارد و نخواهد داشت، حتی اگر کسی هم شبیه تو باشد، از پشت تو خواهد بود.
بیم در هند است همواره اگر تو ایدری
گرچه تو در هند باشی امر تو ایدر بود
هوش مصنوعی: همواره در هند نگرانی وجود دارد، حتی اگر تو در آنجا حضور داشته باشی، اما در واقع امر تو به جایی دیگر تعلق دارد.
آنکه بستائی مرا هر گاه دارم دوستر
زآنکه نام در میان خطبه و منبر بود
هوش مصنوعی: کسی که من را ستایش کند وقتی که به او نزدیکتر هستم، برایم از کسی که نام من را در خطبه و سخنرانیها میبرد، ارزشمندتر است.
در میان دیگر انبازان مرا این فخر بس
کم چنان چون تو خداوندی ستایش گر بود
هوش مصنوعی: در میان همراهان و همفکرانم، من به این افتخار قانعام که تو را دارم، چنانکه داشتن یک ستایشگر بزرگ از خداوند، افتخار کوچکی نیست.
مردمان بی خرد گویند قطران کودک است
وانکه او را سال کمتر دانشش کمتر بود
هوش مصنوعی: بعضی از مردم نادان میگویند قطران نوجوان است، اما در حقیقت کسی که سنش کمتر است، لزوماً دانش کمتری ندارد.
مصطفی را شصت و سه بود اهرمن را صد هزار
وان کجا گوید جز این دیگر حدیثی خر بود
هوش مصنوعی: مصطفی (پیامبر اسلام) تنها شصت و سه سال عمر کرد، در حالی که اهرمن (نماد شر و نیکی در ادبیات) صد هزار سال عمر دارد. پس هرگز نمیتوان گفت که شش دهه زندگی او را با عمر طولانی اهرمن مقایسه کرد، و هر گونه سخنی که جز این باشد، بیمعنی است.
بابت و مجلس بزی تو تابت و مجلس بود
با می و ساغر بمان تو تا می و ساغر بود
هوش مصنوعی: در این بیت گفته میشود که وقتی ما در جمع و میخانه هستیم و از خوشیها و لذتها بهرهمند میشویم، باید تا زمانی که شراب و خوشی موجود است، در آنجا بمانیم و از آن لحظات حداکثر استفاده را ببریم.
تا بباشد روزگار و تا بگردد آسمان
روزگارت بنده باشد آسمان چاکر بود
هوش مصنوعی: تا زمانی که این دنیا وجود دارد و آسمان در حال تغییر است، روزگار تو نیز در دست آسمان خواهد بود و آسمان همچون خدمتگزاری برای تو خواهد بود.