برگردان به زبان ساده
خریدم به دل دلبری رایگانی
که هست او به جان و به دل رایگانی
هوش مصنوعی: من یک دلبری را با دل خودم خریدم که او به رایگان در زندگی و در قلب من حضور دارد.
ز نادیدنش زندگانی بکاهد
بیفزاید از دیدنش زندگانی
هوش مصنوعی: اگر او را نبینی، زندگیات کمرنگ میشود و اگر او را ببینی، زندگیات پررنگتر میگردد.
جوانیش در کار کردیم ولیکن
ازو هر زمان باز یابم جوانی
هوش مصنوعی: در دوران جوانی تلاش و زحمت بسیاری کردم، اما هر بار که به او فکر میکنم، جوانی را دوباره احساس میکنم.
می زعفرانی فرازی من آرد
ز عکس رخ او شده ارغوانی
هوش مصنوعی: میخواستم بگویم که نوشیدنی زعفرانی من به خاطر زیبایی چهرهاش رنگی ارغوانی شده است.
اگر چند می تلخ و بر من کند او
می تلخ شیرین بشیرین زبانی
هوش مصنوعی: اگر او چندین بار با طعمی تلخ بر من بنوشد، باز هم از تلخیاش میتوانم شیرینی را بشناسم، زیرا سخنام شیرین است.
می و مشگ و سرو و گل ار نیست بستان
ز زلف و لب و خط و قدش نشانی
هوش مصنوعی: اگر در باغ می و مشکی و سرو و گلی وجود نداشته باشد، نشانی از زلف و لب و خط و قامت او نیست.
کزین سرو یابی وزان گل فشانی
وزین مشگ بوئی و زان می ستانی
هوش مصنوعی: از این سرو زیبا تو بهره میگیری و از گلهایش خوشبو هستی و از عطر مشک آن استفاده میکنی و از شرابش مینوشی.
شدم پیر در وصلش از بیم هجران
چو در وصل بستان ز باد خزانی
هوش مصنوعی: در ارتباط با او به قدری از ترس جدایی پیر و فرسوده شدم که مانند درختی در بهار، از وزش بادهای سرد خزان نگرانم.
کمانی بود تن بهجر اندر از غم
چو تیری به وصل اندر از شادمانی
هوش مصنوعی: بدن من مانند کمان است که از غم خمیده شده و مانند تیری است که با شادی به وصال رسیده.
بوصل اندرون شاخ گل گشت تیری
بهجر اندرون نارون شد کمانی
هوش مصنوعی: در درون گل، تیری به عشق تبدیل شده و در دل نارون، کمانی شکل گرفته است.
اگر نار با سیب خویشی ندارد
چرا زد بدان نقطه ها ناردانی
هوش مصنوعی: اگر سیب و نار در خویشاوندی نیستند، پس چرا نار از نقاطی که به سیب تعلق دارند، میروید؟
ز بس ناردان بر رخ سیب هر دم
بباغ اندرون سیب را ناردانی
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و طراوت سیبها در باغ، عطر و بوی ناردانها (گلها) همیشه در فضای باغ حس میشود و این به جذابیت و لطافت سیبها افزوده است.
ترنج و بهی گشت در باغ پیدا
گل و لاله از بوستان شد نهانی
هوش مصنوعی: در باغ، میوهای خوشمزه و زیبا به نام ترنج به چشم میخورد و گلها و لالهها نیز از باغی پنهان بیرون آمدهاند.
یکی چون رخ دلبر از شادکامی
یکی چون رخ بیدل از ناتوانی
هوش مصنوعی: یکی مانند چهره محبوب، از خوشحالی میتابد، و دیگری مانند چهره کسی که دلش شکسته است، از ناتوانی و ناامیدی به نظر میرسد.
ز نارنگ و برگش چمن گشت ناری
ز ابر سیاه آسمان شد دخانی
هوش مصنوعی: از ترشرویی میوه و برگ نارنگی، چمن به رنگ نارنجی درآمد و از ابرهای سیاه آسمان، دودی به وجود آمد.
هوا شد چو آئینه زنگ خورده
چو نادیده زنگ آیینه آب خانی
هوش مصنوعی: هوا مانند آیینهای شده که زنگ زده و مانند آبی که در آیینه دیده نمیشود، چشمان انسان نیز در آن غرق شده است.
بصحرا ستد زعفران جای گلها
وزان گشت روی زمین زعفرانی
هوش مصنوعی: در بیابان زعفران به جای گلها رشد کرده و به این ترتیب زمین به رنگ زعفرانی درآمده است.
ایا ابر آبان جحیمی و جیحون
که گه آتش افشان و گه سیل رانی
هوش مصنوعی: ای ابر آبان، تو همچون جهنم هستی که گاهی آتش و گاهی سیلاب به راه میاندازی.
ازین هر دو مانی بدان هر دو لیکن
بتیغ و کف شاه گیتی بمانی
هوش مصنوعی: از این دو حالت فاصله بگیر، زیرا در نهایت با قدرت و حکمرانی شاه سرزمین باقی خواهی ماند.
ستوده کیان میر بو نصر جستان
که دارد نهاد و نژاد کیانی
هوش مصنوعی: نیکوکاران و بزرگ زادگان کیانی مورد ستایش هستند، زیرا آنها دارای ویژگیها و ویژگیهای والای انسانی و نژادی هستند.
از او راست شد کارهای زمینی
وزو گشت کژ فتنه های زمانی
هوش مصنوعی: با کمک او، امور دنیایی به درستی انجام میشود و مشکلات و فتنههای زمانه به شکل نادرست و کج درمیآید.
گه کین کند سنگ صحرای دشمن
بتیغ یمانی عقیق یمانی
هوش مصنوعی: هرگاه دشمن در میدان نبرد به حمله و تهاجم بپردازد، باید با تکیه بر قدرت و ارادهای محکم همچون سنگ کوه، پاسخ او را داد. این پیامی است از شجاعت و استقامت در برابر چالشها.
گهی میکند رنگ میدان زائر
بدینار گون کلک دینار کانی
هوش مصنوعی: گاهی رنگ میدان زائر مانند دینار (سکه طلا) تغییر میکند، و این نشاندهنده ارزش و اهمیت آن لحظه یا موقعیت است.
به بزم اندرش کار دینار بخشی
برزم اندرش پیشه کشور ستانی
هوش مصنوعی: در مهمانی او، به بخشیدن پول و ثروت مشغولم و در کنار آن به جمعآوری و مدیریت کارهای کشور نیز اهتمام دارم.
همه چیز داند بجز حکم ایزد
همه چیز دارد بجز یار و ثانی
هوش مصنوعی: همه چیز در دنیا را میداند جز فرمان خداوند، همه چیز دارد اما دو چیز را ندارد: یار و دومی.
بهنگام نیکی توانی ندارد
بگاه بدی هست یکسر توانی
هوش مصنوعی: زمانی که به موقع کار نیکی انجام ندهی، در زمان بروز مشکلات و سختیها نخواهی توانست به تنهایی از پس آن برآیی.
ایا شهریاری که همتا نداری
ز باقی و ماضی و انسی و جانی
هوش مصنوعی: آیا کسی هست که مثل تو در دنیا وجود نداشته باشد، چه در زمان حال و چه در گذشته، چه در میان انسانها و چه در میان روحها؟
بشایستگی چون گه شرع دینی
ببایستگی چون گه نزع جانی
هوش مصنوعی: زمانی که در شرایط سخت و درگیر با مشکلات هستیم، باید به اصول و موازین دین پایبند باشیم. در مواقع دشوار، رعایت این اصول بسیار اهمیت دارد.
ستوده سخا و ستوده وفائی
زدوده روان و زدوده سنانی
هوش مصنوعی: سخاوت و وفاداری را ستایش کردهاند، در حالی که روح و گوهر وجود را پاک و منزه دانستهاند.
بدین میهمانی کنی بندگان را
بدان کرکسان را کنی میهمانی
هوش مصنوعی: در این مهمانی، تو بندگان را دعوت میکنی و البته کرکسان را نیز به مهمانی میآوری.
هزار آفرین بر تن و جانت بادا
که خوشخوی و شیرین زبان میهمانی
هوش مصنوعی: هزاران درود بر جسم و روح تو باد که خوشرفتار و شیرینزبان هستی و میهماننواز.
خداوند از آن مهربانست با تو
که بر بندگانش بدل مهربانی
هوش مصنوعی: خداوند به خاطر مهربانی و خوبی که در دل تو نسبت به بندگانش وجود دارد، به تو نیز مهربان است.
سنان و بنانت چو مرگست و روزی
که گردون سنانی و جیحون بنانی
هوش مصنوعی: روزهایی که مرگ و زندگی به هم میپیوندند، درست مانند لحظاتی است که در آنها آسمان (گردون) و زمین (جیحون) به یکدیگر متصل میشوند.
رمه بی شبان پایداری ندارد
جهان چون رمه هست و تو چون شبانی
هوش مصنوعی: پایداری و استقامت در هر چیزی نیاز به هدایت و سرپرستی دارد. مانند گوسفندانی که بدون چوپان نمیتوانند به خوبی زندگی کنند، جهان هم بدون رهبری و راهنمایی به هدفی نخواهد رسید. تو مانند چوپانی هستی که میتواند این رهبری را بر عهده بگیرد.
همه خلق رزق از تو جویند مانا
که در رزق مردم ز یزدان ضمانی
هوش مصنوعی: همه افراد برای تأمین معیشت خود به تو نیاز دارند، زیرا در تأمین روزی مردم، خداوند ضمانتی قرار داده است.
ترا وصف نتوان بهر چیز کردن
تو آنی که هر چیز کردن توانی
هوش مصنوعی: تو را نمیتوان به وصف درآورد، زیرا تو همان چیزی هستی که هر چه بخواهی میتوانی انجام دهی.
تو آنی که رانی جهان را ازیرا
بجز در و دینار دادن ندانی
هوش مصنوعی: تو کسی هستی که به خاطر نداشتن درک درست از دنیا، به جز پول و ثروت، هیچ چیز دیگری نمیشناسی و همواره آنها را به جستجوی خود میطلبی.
به دینار و دیبا ستایش بخری
دل افروز دی روز بازار گانی
هوش مصنوعی: با پول و پارچههای فاخر میتوانی کسی را ستایش کنی که دلها را شاد میکند و در روز بازار خود را نشان میدهد.
سپهر برین آفرین خواند او را
که مدح تو خواند تواش پیش خوانی
هوش مصنوعی: در آسمان بالا، به خاطر تو ستایش و تمجید به راه افتاده است؛ زیرا آنچه او برای تو گفته، برایش نخستین و مهمترین خواندن بوده است.
نه هر کاردانی بود کاردانی
تو هم کاردانی و هم کاردانی
هوش مصنوعی: هر کسی که مهارت دارد، به معنای واقعی کاردان نیست. تو هم ماهر هستی و هم در کارها استاد.
اگر مانده بودی شهنشاه ایران
وگر زیستی رستم سیستانی
هوش مصنوعی: اگر تو پادشاه ایران بودی یا اگر رستم سیستانی زنده بود، امور به گونهای دیگر پیش میرفت.
سپردی به رأی تو این شهریاری
گرفتی ز زور تو آن پهلوانی
هوش مصنوعی: تو فرمانروایی را به مشورت و نظر خود واگذار کردی و به واسطهٔ قدرت تو، آن دلیر و پهلوانی را به دست آوردی.
چراغ زمین شمس دین تاج ملکت
که فخر ملوکی و تاج کیانی
هوش مصنوعی: روشنی زمین، شمس دین، نماد سلطنت و افتخار پادشاهان و تاج کیانی است.
مکان معالی کزین بوالمعالی
کجا رأی عالیش هست آسمانی
هوش مصنوعی: در جایی که برتریها و فضیلتها وجود دارد، در کجای این عالم افکار بزرگ به آسمان میرسد؟
ازو دین فرازان چو رأی از معالی
و زو ملک نازان چو لفظ از معانی
هوش مصنوعی: از او دین و ایمان به بلندای فکر و اندیشه سرچشمه میگیرد، و از او ملک و سلطنت مانند کلمات و مفاهیم به وجود میآید.
بود میهمان جاودان در سرایش
بود بر کفش خواسته یک زمانی
هوش مصنوعی: در خانهٔ شاعری، مهمانی همیشگی و جاودان حضور دارد که در گذشته خواستهای را در کفش خود جا گذاشته است.
شرابش بهشت است و مهمان بهشتی
کفش منزل و خواسته کاروانی
هوش مصنوعی: نوشیدنیاش مثل بهشت میماند و مهمانانش از بهشت آمدهاند، در حالی که کفشهایشان را در کنار درب خانه گذاشته و خواستههای قافلهاش را انتظار میکشند.
ایا مال بخشی که چون ابر نیسان
درم گستر اندر درم گسترانی
هوش مصنوعی: آیا بخشی از ثروت تو به اندازه ابری که در فصل بهار باران میبارد، در دستان من گسترده میشود؟
گه مال دادن چون بهرام گوری
گه داد دادن چو نوشیروانی
هوش مصنوعی: در برخی مواقع مانند بهرام گوری، ثروت و مال خود را به دیگران میدهد و در مواقعی مانند نوشیروان، عدالت و حق را به دیگران میرساند.
بدن را روانی به جود و بدانش
روان را خرد چون بدن را روانی
هوش مصنوعی: بدن دارای روحی است که آن را به لطف و دانش هدایت میکند، در حالی که روح نیز به خرد وابسته است، درست مانند اینکه روح به بدن تعلق دارد.
نباید ترا مشک و بان زانکه دائم
ز خوی خویش و نیک با مشک و بانی
هوش مصنوعی: نباید تو را فریب دهد که همیشه خود را در آراستگی و زیبایی ببینی، چرا که باید بیشتر به درون خود و نیکوییهایت توجه کنی.
تو چونان دهی رزمه های نو اندر
که دیگر شهان کرته گردوانی
هوش مصنوعی: تو مانند تازگیهای نو در میان دیگران میدرخشی و به زیبایی دنیا را تحت تأثیر قرار میدهی.
ترا وصف نتوان بهر چیز کردن
تو آنی که هر چیز کردن توانی
هوش مصنوعی: تو را نمیتوان به وصف درآورد و برای تو ویژگی خاصی تعیین کرد؛ زیرا تو آن چنان هستی که هر نوع کار و هنری از تو برمیآید.
توان شهریاری که در رزم ترکان
سپاهی بهم بر زدی بی کرانی
هوش مصنوعی: شایستگی فرمانروایی تو به قدری است که در میدان جنگ با ترکها، سپاهی را به هم زدی که هیچ حد و مرزی ندارد.
چو کوه از بزرگی چو باد از سترگی
چو آتش ز تیزی چو آب از روانی
هوش مصنوعی: از عظمت خود مانند کوه استوارم، از قدرت خود همچون باد بینظیرم، از تیزی و شدت خود همانند آتش سوزانم، و از روانی و حرکت خود مشابه آب جاری هستم.
تو آن شیر بندی که خیل معادی
چو شیر آهوان را ز هم بگسلانی
هوش مصنوعی: تو به قدری قوی و توانا هستی که میتوانی جمعیت زیادی را از هم جدا کنی، مانند شیر که آهوان را از یکدیگر میفراق کند.
تو آن تاج بخشی که هر تاجداری
در ایوانت هر شب کند تاج بانی
هوش مصنوعی: تو همانی هستی که هر پادشاهی در بارگاهت هر شب به دلخواه خود، تاجی را بر سر میگذارد و از آن بهرهمند میشود.
تو مهری که بر هر زمینی بتابی
تو ابری که هر جای گوهر فشانی
هوش مصنوعی: تو همان نوری هستی که بر هر زمینی میتابی و مانند ابری هستی که در هر جا جوهر میپاشد.
الا تا کند کامرانی نشاطی
الا تا دهد مستمندی نوانی
هوش مصنوعی: تا زمانی که خوشبختی و شادابی به دست نیاید، تا زمانی که نیازی به دیگران برطرف نشود، زندگی معنا ندارد.
بد اندیشتان باد با مستمندی
هواخواه تان باد با کامرانی
هوش مصنوعی: کسانی که نیت بد دارند، دور از من باشند و افرادی که در خدمت و کمک به من هستند، خوشبخت و موفق باشند.
گرفتید تا جاودان نام نیکو
بمانید چون نام خود جاودانی
هوش مصنوعی: شما با عمل و رفتار خود طوری زندگی کنید که نام نیک شما برای همیشه در یادها باقی بماند، همانطور که نام خداوند همیشه جاویدان است.
بقاتان بر افزون و با عید میمون
عدو سرنگون جفت رنج و زیانی
هوش مصنوعی: در این روزهای شاد و خوش، دشمنان شکست خورده و در عید جشن و شادی، غم و رنج از بین میروند.