برگردان به زبان ساده
هر آنچه هست نهان از منجمان جهان
ز رای روشن شاه زمانه نیست نهان
هوش مصنوعی: هر چیزی که در جهان وجود دارد و از دید منجمان پنهان است، از نظر ذهن روشنگر پادشاه زمانه پنهان نیست.
هر آنچه خواهد بودن در آیدش بضمیر
هر آنچه خواهد رفتن در آیدش بزیان
هوش مصنوعی: هر چیزی که بخواهد وجود پیدا کند، در ذهن انسان شکل میگیرد و هر چیزی که بخواهد از بین برود، به ضرر او خواهد بود.
ببیند او بعیان هر چه نزد عقل خبر
در آیدش بیقین هر چه نزد خلق گمان
هوش مصنوعی: او به روشنی هر چیزی را مشاهده میکند که عقل میتواند به یقین درک کند، اما مردم تنها بر اساس گمان به آنچه درک میکنند، پی میبرند.
سپه برون برد از رود ژرف بی کشتی
گهر برآورد از سنگ خاره بی کهکان
هوش مصنوعی: سربازان با دلاوری از رود عمیق عبور کردند و بدون نیاز به کشتی، جواهرات را از سنگهای سخت بیرون آوردند.
اگر چه شاه جوانست بخت او پیر است
ز عقل پیرش بختش همیشه هست جوان
هوش مصنوعی: هرچند شاه جوانی است، اما بخت او مانند یک فرد پیر است. عقل و بلوغ او باعث میشود که بختش همیشه جوان و پرامید باشد.
چو او ز گنجه بفال بهی برون آمد
یکیش گفتی این و یکیش گفتی آن
هوش مصنوعی: او از گنجینهی فال بیرون آمد و یکی از آنها چیزی گفت و دیگری هم چیز دیگری گفت.
که بی سپاه گران خصم را مدار سبک
بجنگ خصم منه روی بی سپاه گران
هوش مصنوعی: بدون داشتن نیروی قوی و قدرت، به درگیری با دشمن نرو و در برابر او بیهوا وارد نشو. با داشتن نیروی کافی و حمایت، به جنگ برو و خود را در موقعیت مناسب قرار بده.
نبرد کس را فرمان و خیمه بیرون زد
جز آن نکرد کجا آید از خرد فرمان
هوش مصنوعی: هیچ کس در میدان نبرد به خارج از سنگر نمیرود، مگر آنکه از عقل و فکرش پیروی کند و دستوری برای این کار داشته باشد.
ز درد زود رها گردد آنکسی که کند
باتفاق خرد درد خویش را درمان
هوش مصنوعی: کسی که به یاری جمع و همکاری دیگران به مشکل خود رسیدگی کند، از درد و رنج خود به سرعت رهایی مییابد.
چو بدسگال ز کردار شاه شد آگاه
دلش نژند شد از بیم و تن ز هول نوان
هوش مصنوعی: زمانی که بدخواهی از رفتار پادشاه آگاه شد، دلش از ترس به تپش افتاد و بدنش از هول به لرزه درآمد.
چو دم بخواهش نگشاد آنکه رفتش پیش
بجنگ جستن شاه جهان ببست میان
هوش مصنوعی: زمانی که شخصی درخواست را نپذیرفت، آن کس که برای جنگ به پیش رفت، شاه جهان را از میان برداشت و دیگر نتوانست به او دسترسی پیدا کند.
بمال و ملک سپاهی بهم فرا آورد
فزون ز برگ درختان و قطره باران
هوش مصنوعی: هر چه بخواهی از ثروت و نعمات دنیا جمع کن، آنان به اندازه برگهای درختان و قطرات باران زیاد هستند.
سوارشان همه گردان ارمن و ابخاز
پیاده شان همه شیران لگزی و شروان
هوش مصنوعی: سواران آنها همگی از ارمن و آبخاز هستند و پیادههایشان، شیران دلاوری از لگزی و شروان میباشند.
همه بتیغ چو گیو و بنیزه چون بیژن
همه بحمله چو رستم بحیله چون دستان
هوش مصنوعی: همه مانند گیو، با شمشیر آمادهاند و مانند بیژن در نبرد حاضرند. همه به روش رستم، با تکیه بر برنامهریزی و حیلتی که دارند، در میدان جنگ حاضر میشوند.
برابر شه آران شدند بر کوهی
که بی دلیل نداند در آن شدن شیطان
هوش مصنوعی: مردم آران در برابر پادشاه قرار گرفتند بر کوهی که نمیداند چگونه میتواند شیطان در آنجا حضور پیدا کند.
پناه خویش گرفتند بیشه بر سر کوه
چنانکه سرش همی گفت راز با سرطان
هوش مصنوعی: درختان و گیاهان در جنگل، در بالای کوه جای گرفتهاند و به گونهای آرامش و امنیت یافتهاند، به طوری که به نظر میرسد سر کوه با دقت و رازآلود با افکار و احساسات خود صحبت میکند.
چور ایت شه گیتی بدشت پیدا شد
نهان شدند سپه در درون یکان و دوگان
هوش مصنوعی: چون این دنیا فانی شد و به پایان رسید، نیروهای نظامی در دل افراد پنهان شدند و دیگر قابل مشاهده نبودند.
ملک بیامد آنجا بناز و فیروزی
گشاده روی و گشاده دل و گشاده عنان
هوش مصنوعی: فرشتهای به آنجا آمد که با زیبایی و خوشرویی، دلنواز و آزادانه در حرکت بود.
دو روز خرم و خندان بگرد آن بنشست
شده بدیدن او خلق خرم و خندان
هوش مصنوعی: دو روز شاد و خرم بگرد و از دیدن او لذت ببر. مردم هم در این حال شاد و خندان هستند.
برفت وی که بسوزد زمین دشمن دین
مگر شود جگر دشمنان بدان سوزان
هوش مصنوعی: او رفت تا زمین دشمن دین را بسوزاند، مگر اینکه دل دشمنان به آن آتش بسوزد.
سران لشگر ایشان رسید بر کوهی
که هیچ خلق بدان سرکشی نداد نشان
هوش مصنوعی: فرماندهان آنان به کوهی رسیدند که هیچ کس جرأت نکرد در آنجا بیاید یا نشانهای از خود بگذارد.
سپاه شاه کشیدندشان ز کوه بدشت
بیامدند ز دوده دل و ز دو ده سنان
هوش مصنوعی: سپاه شاه از کوه پایین آمدند و به دشت رسیدند. آنان از خانوادهای شجاع و دلیر و از دو نژاد با سرنیزههای خود آمده بودند.
ز نیره ها همه صحرا چو نیستان شده بود
همه چو شیران در نیستان گرفته مکان
هوش مصنوعی: در صحرا همه چیز شبیه نیستان شده بود و همه موجودات مانند شیران در میان نیها جا گرفته بودند.
بسان طوفان از که برآمدند و لیک
بخاست بر ز می از خون حلقشان طوفان
هوش مصنوعی: مانند طوفانی که از کسی برخاستند، اما در عوض از خون حلقومشان طوفانی به پا کردند.
بحمله سپه شاه خیل ایشان را
بتیغ کرد دریده دل و رمیده روان
هوش مصنوعی: در حمله سپاه شاه، آنها را با شمشیر به شدت مورد ضرب و شتم قرار داد و دلهایشان را شکسته و روحهایشان را ترسانده بود.
بساعتی تنشان شد نشانه زوبین
بساعتی دلشان شد نشانه پیکان
هوش مصنوعی: مدتی بدنشان به نشانه نیزه و مدتی دلشان به نشانه تیر تبدیل شد.
ز هول تیر سواران تیر قد عدو
شدند گوژ و نوان اندران بسان کمان
هوش مصنوعی: از ترس تیراندازان، دشمنان بیحال و خمیده شدند؛ مانند کمانی که به سمت عقب کشیده شده باشد.
هوا برنگ شبه شد زمین برنگ عقیق
یکی ز تیر روان و یکی ز خون روان
هوش مصنوعی: هوا به رنگ شب درآمد و زمین به رنگ عقیق شد. یکی از تیرها به سمت روانی دیگر و یکی دیگر به سمت خون جاری شده میرود.
بجان ز شاه نرسته از آن سپاه دو بهر
بتن نرست و بمال آن کجا برست بجان
هوش مصنوعی: از جان شاهی که خود را از آن سپاه رهانیده، دوبرابر بر بدن نرسته و به کجا میتواند به جان برسد.
سپاهشان را کشته سپاه شاه زمین
امیرشان را کرده اسیر شاه زمان
هوش مصنوعی: نیروهای دشمن را کشتهاند و سپاه شاه زمین، فرمانده آنها را اسیر کرده است.
امیر همچو شبان باشد و سپه چو رمه
شود رمیده رمه چون شود گرفته شبان
هوش مصنوعی: پادشاه باید مانند شبان باشد و سپاه مانند گوسفندانی که گم شدهاند. وقتی گوسفندان پراکنده شوند، شبان چگونه میتواند آنها را جمع کند؟
نه مهتر است و نه کهتر بدین سپاه اندر
که نیست مهتری از کافرانش وز دزدان
هوش مصنوعی: در اینجا بیان میشود که در این سپاه، نه کسی برتر است و نه کسی پستتر، زیرا در میان آنها نه رهبری از کافران وجود دارد و نه کسی از دزدان.
اگر نبودی تایید شاه شیر شکار
وگر نبودی اقبال میر شهرستان
هوش مصنوعی: اگر حمایت و تأیید پادشاه شیر شکار وجود نداشت و اگر بخت و اقبال سرمایهداران و گردانندگان شهرستان نبود، اوضاع به گونهای دیگر میبود.
بکار زاری از پیش لشگری چندین
چگونه گشتی آواره لشگری چندان
هوش مصنوعی: چگونه شدی که از پیش لشکری بزرگ، به زاری افتادی و آواره شدی؟
همیشه نازش گردنکشان از من و روم
بفتح ار کون بود و فتح ارزنگان
هوش مصنوعی: همیشه زیبایی و دلربایی او باعث غفلت من شده و اگر سرزمین عشق برایم دست یافتنی باشد، دیگران نیز میتوانند به آن دست یابند.
ولیکن ایشان ز انبوه خیل نازیدند
ملک ننازد الا بفره یزدان
هوش مصنوعی: اما آنها از میان انبوه انسانها افتخار کردند و تنها ملک به برکت خداوند افتخار میکند.
بآفتاب بر آورد افسر اسلام
بزیر خاک فرو برد رایت کفران
هوش مصنوعی: خورشید اسلام درخشش خود را به نمایش گذاشت و پرچم کفر زیر خاک مدفون شد.
خدایگان بزمانی ز کافران بستد
بتیغ کینه فضلون و کینه مملان
هوش مصنوعی: خداوند در زمانی از بین کافران، با شمشیر کینه و نفرت فضولان و ظالمان انتقام گرفت.
کنون هر آنچه تو خواهی بگردنش برنه
کنون هرانچه تو خواهی ز نعمتش بستان
هوش مصنوعی: حالا هر چیزی که بخواهی، آن را به دور خود جذب کن و از نعمات او بهرهمند شو.
کنون اگر پسرشرا بدو فروشی بر
بس است قلعه نشواد و ایدرش ارزان
هوش مصنوعی: اگر پسرش را به او بفروشی، کافی است که قلعه را نگه دارد و دیگر نیازی به ارزان فروشی نیست.
تو بر نشاطی و هر روز خصم بر تیمار
تو بر فزونی و هر روز خصم بر نقصان
هوش مصنوعی: تو همیشه در حال شادی هستی و دشمنان تو هر روز در تلاشند که تو را ناراحت و غمگین کنند. تو در حال پیشرفت و افزایش هستی و آنها هر روز سعی میکنند که تو را به عقب برگردانند.
تودی برون شده بودی بشهر خصم اندر
که تا بر آتش بوم و برش کنی ویران
هوش مصنوعی: تو به شهر دشمن رفته بودی تا بر آتش سرزمین و خانههایش بیفکنی و آنها را ویران کنی.
چنانکه موسی عمران بکوه آتش جست
پیمبری یافت از کوه موسی عمران
هوش مصنوعی: مانند موسی، فرزند عمران، که به کوه آتش رفت و پیغامبری یافت، از کوه موسی عمران.
یکی سپاه شکستی دلیر و شاه شکن
شهی گرفتی لشگر فروز و گردافشان
هوش مصنوعی: یک لشگر دلیر و قهرمان را شکست دادی و با قدرت و شکوه، شهری را به تصرف درآوردی.
همیشه تا که بود در جهان هوان و هوا
همیشه تا که بود در جهان بهار و خزان
هوش مصنوعی: به طور مداوم، وقتی در دنیا تغییرات و جریاناتی وجود داشته، همیشه بهار و پاییز هم در جریان بودهاند.
خزان ناصح تو سال و ماه باد بهار
هوای حاسد تو سال و ماه باد هوان
هوش مصنوعی: سال و ماهی که بهار است، نشاندهندهی گرمی و زندگی است، اما ناصح و مدعی تو در این فصل، فقط نشانهای از خزانی است که به سراغ تو آمده. هوای افرادی که حسد میورزند، همواره هوایی سرد و ناخوشایند است و میتواند به تلخی روزها و ماهها بیانجامد.