برگردان به زبان ساده
به زلف غالیهرنگی به روی آینهگون
ز عشق هر دو مرا روی زرد و رای نگون
هوش مصنوعی: به زلفی زیبا و خوشرنگ که مثل آینه میدرخشد، عشق باعث شده که چهرهام رنگ پریده و حالتم خراب باشد.
به رنگ آب گل و می شده است دیده من
ز مهر آن لب میرنگ و چهره گلگون
هوش مصنوعی: چشمان من به خاطر محبت آن لبان میرنگ و چهره گلی شده، شبیه رنگ آب و گل است.
نه سرو نازد چون قامت تو در بستان
نه ماه تابد چون عارض تو بر گردون
هوش مصنوعی: در باغ، نه تنه درختی به زیبایی قامت تو است و نه ماهی به درخشش چهره تو بر آسمان میتابد.
زمانه تا به رُخت چشم بد همینرسد
همینویسد گردَش ز غالیه افسون
غالیه یعنی خط ریز و ظریف.
اگر کمر بندی زی میانت راهنمای
وگر سخن گویی زی دهانت راهنمون
هوش مصنوعی: اگر کمر بندی زیبا به دور میانت ببندی، به عنوان نشانهای از راهنمایی دیگران، و اگر با دهان زیبایت سخن بگویی، خود به نوعی راهنما خواهی بود.
کس از میانت نگفتی خبر که مدحش چیست
کس از دهانت نداری نشان که وصفش چون
هوش مصنوعی: هیچکس از میان تو خبری از او نگفت که چه عذر و توجیهی دارد، و هیچکس از زبان تو نشانهای ندارد که وصفش چگونه است.
از آن فزاید هر روز بر تو مهر مرا
که نیکوییت فزونست و مردمی افزون
هوش مصنوعی: عشق و محبت من به تو هر روز بیشتر میشود، زیرا خوبیها و خلق نیکو تو روز به روز بیشتر میشود.
به باغ پر گل ماند رخ تو مالامال
زمانه بسته به شمشاد گرد او پرهون
پرهون بسته یعنی حلقه بسته است. پرهون: حلقه و هر چیز میان تهی.
لب تو خسته مژگانت را دهد مرهم
دل من از پی این شد به مهر تو مرهون
هوش مصنوعی: لب تو خسته است و مژگانت به من آرامش میبخشد؛ دل من به خاطر محبت تو دچار شوق و وابستگی شده است.
چو موم شد دل سنگ من از هوای رخت
چو شد ز بهر ملک نرم روزگار حرون
هوش مصنوعی: دل سخت و سرد من به خاطر یاد تو نرم و لطیف شد، مانند مومی که در گرما نرم میشود. به همین خاطر، دنیا برای من خوشحال و آرام به نظر میرسد.
جهان ستان چو ملوکان باستان جستان
که هست خانه فرهنگ را به فضل ستون
هوش مصنوعی: جهان همانند پادشاهان قدیم، با شکوه و عظمت، در حرکت است و فرهنگ را به لطف الهی برپا نگهداشته است.
به شهریاری شکاری بسان اسکندر
به روزگار شناسی بسان افریدون
هوش مصنوعی: به مانند اسکندر در مهارت رهبری و قدرت فرمانروایی و همچون افریدون در شناخت زمان و شرایط، باید برخورد کرد.
نه هیچ مرد بود بینوا به درگه او
نه هیچ خلق بود تشنه بر لب جیحون
هوش مصنوعی: در محضر خداوند، هیچکس بینیاز و بیچشمدوختگی به درگاه او نیست و هیچ موجودی نیست که از سرچشمه زندگی سیراب نشود.
کفش چو بحری، موجْ گهر، بُخارَش جود
سنانش ابری، بارانش سیل و سیلش خون
هوش مصنوعی: کفش مانند دریا است، موجش مملو از گوهر است، بخار آن بخشش و نوعی شگفتی است، بارش آن مانند باران است و سیلابش خون.
به تیغ تیز دمار صناعت داود
به کف راد هلاک فکنده قارون
هوش مصنوعی: با شمشیر بران هنر داود در دستان راد، قارون به نابودی کشیده شده است.
هزار یک بنیاید برون دریا آب
که در و دینار آید ز دست او بیرون
هوش مصنوعی: هزاران یک دریا آب وجود دارد که در آن طلا و نقره به دست او میآید.
به گاه خشم بود دور طبع او ز شتاب
به گاه جود بود دور طبع او ز شتاب
هوش مصنوعی: وقتهایی که او عصبانی میشود، به آرامی و با احتیاط عمل میکند و زمانی که بخشنده است، باز هم به سرعت و بیفکری عمل نمیکند.
جفا بگوید و پیش آورد همی تأخیر
سخا بگوید و پیدا کند به کنفیکون
هوش مصنوعی: به دشمنی و سختگیری بپردازد و از آن فاصله بگیرد، اما وقتی نوبت به بخشش میرسد، به سرعت عمل کرده و همه چیز به خوبی پیش میرود.
گه مجالسه خلقش چو عنبر سار است
گه مذاکره لفظش چو لؤلؤ مکنون
هوش مصنوعی: گاهی اوقات نشستن و گفتوگو با او مانند بوی خوش عنبر است و گاهی کلماتش مانند مرواریدهای پنهان و گرانبها میباشد.
ایا بدانش چون مهتر ارسطالیس
بدین و دولت چون اوستاد افلاطون
هوش مصنوعی: آیا دانش تو مانند استاد ارسطوست و مقام و ثروت تو مانند افلاطون است؟
همه به بدره دهی جعفری و منصوری
همه به رزمه دهی ششتری و سقلاطون
در قدیم سکهها را به نام صاحبسکه و حاکم زنندهٔ سکه مینامیدهاند در اینجا هم جعفری و منصوری اسم سکه هستند.
به روز رامش و رادی زبون دست و دلی
به روز کوشش و فرمان ترا زمانه زبون
هوش مصنوعی: در روز شادی و خوشحالی، زبان و دل آماده است، اما در روز تلاش و کار سخت، زمان خود را نشان میدهد و حرف خود را میزند.
ترا عدو نبود مرد طالع مسعود
ترا ولی نبود مرد اختر وارون
هوش مصنوعی: تو دشمنی نداری که از طالع نیکو برخوردار باشد، و دوستی هم نداری که از ستاره بد بختی متاثر شده باشد.
اگرچه عالم مأمور بود مأمون را
تراست بر در مأمور مهتر از مأمون
هوش مصنوعی: با وجود اینکه عالم موظف به خدمت به مأمون است، اما در واقع بر در عالم، کسی بالاتر از مأمون وجود دارد.
نکو خصال و نکوحال امیر شمس الدین
که کمترینش عطا هست بار صد گردون
هوش مصنوعی: امیر شمسالدین از نظر ویژگیهای خوب و رفتار نیکو شناخته شده است و یکی از بارزترین صفات او این است که به دیگران بخشش میکند و این ویژگی او به اندازهای ارزشمند است که میتوان آن را با برکات آسمان مقایسه کرد.
باوالمعالی عالم نمای و عالم رای
که هست همت عالیش برتر از گردون
هوش مصنوعی: با وجود برتری او در دانش و خرد، تمام تلاشش فراتر از آسمانهاست.
بسا مغاک کز او راست گشته با پشته
بسا حصار گز او راست گشته با هامون
هوش مصنوعی: بسیاری از درهها و گودالها به خاطر انباشت خاک و سنگ به وجود آمدهاند و همچنین بسیاری از دژها و قلعهها در کنار دریاچهها و آبها شکل گرفتهاند.
هر آن هنر که ز رستم همیدهند خبر
از او همی به عیان یافتن توان اکنون
هوش مصنوعی: هر هنری که درباره رستم صحبت میشود و همچنین هرچه از او میدانیم، اکنون به وضوح قابل مشاهده و درک است.
به روز بخشش قارون از او شود درویش
به روز رامش شادان از او شود محزون
هوش مصنوعی: در روزی که قارون ثروتش را میبخشد، درویش به خوشحالی میرسد، اما در روزی که شادمانی و فرح با اوست، او احساس اندوه میکند.
ز بانگ سائل شادان شود روانش چنانک
ز بانگ لیلی، خرم شود دل مجنون
هوش مصنوعی: صدای درخواستی، روح انسان را شاداب میکند، همانطور که صدای لیلی، دل مجنون را خوشحال میسازد.
نداد و هم ندهد هیچ خلق را تیمار
نکرد و هم نکند هیچ خلق را معجون
هوش مصنوعی: هیچ کسی را در این دنیا آرامش نمیدهد و هیچ کس هم در آینده برای دیگران تسکینی نخواهد آورد.
به روز بزم چو یوسف بود فراز سریر
به روز رزم چو رستم بود فراز هیون
هوش مصنوعی: در روزهای جشن و شادی، او مانند یوسف زیبا و درخشان بر تخت نشسته است و در روزهای جنگ و نبرد، همچون رستم دلاور و قوی بر اسب سوار است.
زمین ز جود کف او میانِ زر پنهان
هوا ز خلق خوش او به غالیه معجون
هوش مصنوعی: زمین به خاطر بخشش او مانند زرهای پنهان در دل خاک است و هوای خوش از خلق و خوی او مانند عطر دلپذیر در میان گلها میباشد.
شود چو افیون بر دشمنان او شکر
شود چو شکر بر دوستان او افیون
هوش مصنوعی: وقتی دشمنان او به افیون تبدیل میشوند، برای آنها تلخ و دردناک میشود؛ اما برای دوستان او، مانند شکر شیرین و دلپذیر میگردد.
همیشه تا نکند با فنا بقا پیوند
همیشه تا نبود فتنه با خرد مقرون
هوش مصنوعی: همیشه بقا و دوام نمیتواند با نابودی ارتباط برقرار کند. تا زمانی که فتنهای وجود نداشته باشد، خرد و عقل نیز در کنار هم خواهند بود.
بقا و دولت با هر دو میر مقرون باد
بر این سعادت عاشق بر آن ظفر مفتون
هوش مصنوعی: آرزوی رابطه و خوشبختی برای هر دو نفر، همراه با شادکامی عشق و پیروزی برای آنهاست.
فزون طربشان هر روز و بختشان فیروز
خجسته عید بر ایشان خجسته و میمون
هوش مصنوعی: خوشحالی آنها هر روز بیشتر میشود و بختشان همواره خوش است. عید برای آنها مبارک و شادمانه است.