برگردان به زبان ساده
بتی که لاله چند از رخانش لاله ستان
چه لاله ای که ندیده است خلق لاله چنان
هوش مصنوعی: در این بیت شاعر به زیبایی و جذابیت چهره معشوق اشاره میکند. او میگوید که چهره معشوق مانند لالهای است که درخشش و زیباییاش بسیار خاص و متمایز است. این زیبایی آنقدر بینظیر است که دیگران هیچگاه مانند آن را ندیدهاند و نمیتوانند به درستی آن را توصیف کنند. در واقع، چهره معشوق به قدری زیباست که میتوان آن را فراتر از زیباییهای معمولی دانست و به نوعی خاص و منحصر به فردی معرفی کرد.
بلای دین و دل آمد بسنبل و بادام
شفای جان و تن آمد بلاله و مرجان
هوش مصنوعی: عذاب و مشکل دین و دل به سنبل و بادام مربوط میشود، در حالی که نجات و بهبود جان و بدن به لاله و مرجان وابسته است.
همی رباید دلرا بناز در وصلت
همی ستاند جانرا بناز در هجران
هوش مصنوعی: دل را در زیبایی وصال میرباید و جان را در لذت جدایی میستاند.
چرا نباشم در هجر او نوان و نوند
چرا نباشم از هجر او نوند و نوان
هوش مصنوعی: چرا باید در نبود او غمگین و پریشان نباشم؟ چرا نباید از دوری او بیتاب و ناآرام باشم؟
کسیکه دلبر باشد نباشدش غم دل
کسیکه جانان باشد نباشدش غم جان
هوش مصنوعی: کسی که معشوقش را دارد، نگران دلش نخواهد بود و کسی که محبوبش را در کنار خود احساس میکند، نگرانی از جان نخواهد داشت.
مرا بتر که نه دل با من است و نه دلبر
مرا بتر که نه جان با منست و نه جانان
هوش مصنوعی: من نگرانم، زیرا نه دل من همراه من است و نه محبوبم، من نگرانم چون نه جان من در کنارم است و نه آن کسی که جانم به او تعلق دارد.
چو یادم آید زان نرگس عذاب انگیز
چو یادم آید زان شکر عذاب نشان
هوش مصنوعی: وقتی یاد آن چشمهای عذابآور و زیبای نرگس میافتم، و همچنین خاطره آن طعم شیرین را به یاد میآورم، احساس عذاب و درد به وجودم میآید.
چنان شوم که ندارم ز هیچ چیز خبر
چنان شوم که ندارم ز هیچ چیز نشان
هوش مصنوعی: به قدری در خود غرق میشوم که از هر چیز و هر نشانهای بیخبر خواهم بود.
لبش چو مرجان لیکن بزیر او لؤلؤ
برش چو وشی ولیکن بزیر او سندان
هوش مصنوعی: لبهای او مانند مرجان است، اما زیر آن لؤلؤیی پنهان است؛ زیباست و دلربا مانند وشی، ولی زیر آن سنگینی و سختیای چون سندان نهفته است.
چو روی او ندهد نور ماه و هور فروغ
چو قد او نبود شاخ سرو در بستان
هوش مصنوعی: وقتی که چهرهاش مثل نور ماه و خورشید درخشان نیست، و وقتی که قامتش به بلندی شاخ سرو در باغ نمیرسد، زیبایی او قابل مقایسه نیست.
مراست تاوان در هجر آن نگار بسی
که هیچ روی نیاید بر او گهی تاوان
هوش مصنوعی: من برای تحمل دوری از آن معشوق مجازات زیادی را میپردازم، زیرا هیچگاه چهرهاش به من نمیرسد و این مجازات همیشگی است.
کسیکه کار وی از فعل او تباه شود
بود پشیمان چون خصم میر وهسودان
هوش مصنوعی: کسی که کارش به خاطر عملش خراب شود، به همان اندازه پشیمان خواهد بود که دشمنی در ایام بحران و سختی.
خدایگان زمین و زمان امیر اجل
که هست زیر نگینش همه زمین و زمان
هوش مصنوعی: شخصی که دارای اقتدار و سلطه بر تمام هستی است، و همه موجودات زیر کنترل و فرمان او قرار دارند.
نه بی رضاش کسی شاد باشد از نصرت
نه با رضاش کسی باک دارد از خذلان
هوش مصنوعی: نه کسی بدون رضایت و خوشنودی او از پیروزی شادی میکند، و نه کسی که با رضایت او باشد، از شکست نگران است.
هزار بهتان در مدح او بگوید خلق
چو بنگری همه بوده است راست آن بهتان
هوش مصنوعی: اگر به مردم نگاه کنی، هزاران دروغ در ستایش او میگویند، اما همه این دروغها در حقیقت راست بوده است.
بجز فتح نشد تیغ او جدا ز نیام
بجز بسعد نشد تیر او جدا ز کمان
هوش مصنوعی: جز در مواقع خاص، تیغ او هیچگاه از نیام بیرون نیامده و تیر او هم جز در خوشحالی سعد، از کمان جدا نشده است.
ایا مظفر کشورگشای و دشمن بند
ایا موید دینار بخش و شهرستان
هوش مصنوعی: ای مظفر، تو فاتح سرزمینها و خنثی کنندهی دشمنان هستی؛ ای کسی که دین را پشتیبانی میکنی و دارای ثروت و قدرت در شهرها هستی.
بناز یار شد آن کز پی تو جست نیاز
ز سود دور شد آن کز پی تو جست زیان
هوش مصنوعی: کسی که برای تو نیاز میطلبد، به مقام و ارزش دست یافته و به خاطر تو از زیان و ضرر دور شده است.
سخاوت تو گسسته زو عده و تقصیر
شجاعت تو بریده ز تنبل و دستان
هوش مصنوعی: بخشش و generosity تو ارتباطی با ناز و شکایت ندارد و شجاعت تو نیز از تنبلی و بیعملی جداست.
بروز جود تو بی نام حاتم طائی
بروز حرب تو بینام رستم دستان
هوش مصنوعی: درخشش سخاوت تو به اندازه حاتم طایی است بدون اینکه نامی از او بیاوری، و شجاعت تو به قدر رستم دستان نمایان است بدون اینکه به او اشاره کنی.
کسی نبیند خان تو خالی از زائر
کسی نبیند خوان تو خالی از مهمان
هوش مصنوعی: هیچکس نمیبیند که خانهات بدون زائر باشد و هیچکس نمیبیند که سفرهات خالی از مهمان باشد.
کدام دشمن کز بیم تو نشد غمگین
کدام حاسد کز هول تو نشد ترسان
هوش مصنوعی: کدام دشمنت به خاطر تو غمگین نشده و کدام حسود به خاطر ترس از تو ترسان نشده است؟
که بود کو ببدی با تو پیشدستی کرد
که نه بپای بلاش اندرون فکند زمان
هوش مصنوعی: کسی که با تو در آغاز کار، بدی کرد و برتری جست، در واقع نمیتواند در سختیها و چالشها تو را سرزنش کند، زیرا زمان همه چیز را عیان میکند و او هم در نهایت در مشکلات نمیتواند دوام بیاورد.
کدام شاه که یکروز با تو دندان سود
که بنده تو نگشت آخر از بن دندان
هوش مصنوعی: آیا هیچ پادشاهی را سراغ داری که یک روز در کنار تو از شادی بخندد، اما در نهایت نتوانسته باشد به طور کامل به تو تعلق و بندگی پیدا کند؟
اگر گهی حد ثانی فتاد ملک ترا
چه بود پس نبود ملک خالی از حدثان
هوش مصنوعی: اگر زمانی سرزمین تو به خطر بیفتد، چه فایده دارد؟ و زمین هرگز از حوادث و مشکلات خالی نیست.
کنون نگر که ز بخت جوان و دولت پیر
همه شهان هم از آن تواند پیر و جوان
هوش مصنوعی: اکنون توجه کن که سرنوشت خوب جوانان و ثروت قدیمی پیران، همه به همین مسأله بستگی دارد و همه پادشاهان نیز میتوانند از این موقعیت بهرهمند شوند، چه پیر و چه جوان.
بغم گذاشت همه عمر و آخر از غم مرد
هر آنکسیکه بغمناکی تو شد شادان
هوش مصنوعی: تمام عمر را در اندوه سپری کرد و در پایان نیز به خاطر غم، جان سپرد. هر کسی که به خاطر اندوه تو شاد شد، خوشبخت است.
رضای یزدان جستی بهر چه کردی تو
بهر چه میکنی از تو رضا شود یزدان
هوش مصنوعی: خشنودی خدا را در هر کاری که انجام میدهی جستوجو کن، زیرا هر آنچه که تو انجام میدهی، اگر به خواست خدا باشد، رضایت او در آن نهفته است.
ترا ز خلق جهان کردگار بگزیده است
کسی که خصم تو شد خصم کردگارش دان
هوش مصنوعی: تو از میان آفرینش، به عنوان محبوب خدا انتخاب شدهای. بنابراین، اگر کسی با تو دشمنی کند، میتوان او را دشمن خدا نیز دانست.
اگرچه شاهان گه گه ترا خلاف کنند
بدرگه تو بود بازگشتن ایشان
هوش مصنوعی: هرچند گاهی شاهان با تو به نابرابری رفتار کنند، اما در نهایت به دامن تو بازخواهند گشت.
بود همیشه گذرگاه حبل بر چنبر
بود همیشه گذرگاه گوی بر چوگان
هوش مصنوعی: همیشه مسیر عبور و مرور، سرسری و کوتاه بوده، مانند گذرگاه گوی در بازی چوگان که همیشه ثابت و مشخص است.
بدولت تو همه کار ملک نیکو کرد
نشاط جانت فرزند مهترت مملان
هوش مصنوعی: با وجود نعمتهای تو، همه امور کشور به خوبی انجام شد. خوشی جان تو، فرزند بزرگترت در مملکت است.
پسر چنین بود آن را که تو پدر باشی
گهر نخیزد نیکو مگر ز نیکوکان
هوش مصنوعی: اگر تو پدر خوبی باشی، فرزند هم نیکو خواهد بود. خوب بودن فرزندان از والدین نیکو نشأت میگیرد.
مرا چنانکه تو دانی نداند ایچ کسی
هم آنچنانم دار و هم آنچنانم دان
هوش مصنوعی: مرا به حالتی که تو میدانی، هیچ کس دیگری نمیداند. پس با من همانگونه رفتار کن که خودت میدانی و همزمان به آن حالت من را بشناس.
بچشم تو که مرا از پی تو باید چشم
بجان تو که مرا از پی تو باید جان
هوش مصنوعی: باید به چشمان تو نگاه کنم، چون برای تو باید با امیدی به تو زندگی کنم. همچنین باید به جان تو توجه داشته باشم، چون برای تو باید جانم را فدای تو کنم.
دلم بمدح تو رخشنده چون روان بخرد
تنم بمدح تو پاینده همچو تن بروان
هوش مصنوعی: دل من در ستایش تو مانند روح در تن خویش زنده است و بدنم نیز در عشق تو استوار و پابرجا همچون روحی است که در تن جریان دارد.
بمن حقوق تو بسیار حبذا آن حق
که خون منت حلالست گر کنی قربان
هوش مصنوعی: به من حقوق تو بسیار است، چه خوب است آن حقی که خون منت را پاک میکند، اگر جان را برای آن بدهی.
بهیچ وجه ندارد بطبع ظلم و لیک
بدان و بدمنشان را بریده باد زبان
هوش مصنوعی: این شعر بیان میکند که ظلم به طور طبیعی در وجود انسان وجود ندارد، اما به هر حال لازم است که انسانها از گفتن کلمات ناپسند و زشت نسبت به دیگران خودداری کنند.
چنانکه رأی تو باشد هزار سال بزی
چنانکه کام تو باشد هزار سال بمان
هوش مصنوعی: هر طور که بخواهی زندگی کن و اگر میخواهی، به همان شکل به زندگیات ادامه بده.