برگردان به زبان ساده
بقد سرو رسائی بزلف غالیه گون
یکی همیشه فراز و یکی همیشه نگون
هوش مصنوعی: چقدر موهای زیبای او شبیه به سروهای بلند و خوشقواره است؛ یکی از آنها همیشه ایستاده و سر به آسمان دارد، و دیگری همیشه خمیده و فرو افتاده است.
ز عشق آن رخ چون برف خون فشانده بر او
سرم چو برف شد و آب دیده گشت چو خون
هوش مصنوعی: از عشق، چهرهای که مانند برف است، خون بر آن ریختهام. سرم به مانند برف شده و اشکم چون خون شده است.
بت عزیزی لیکن پر از هوات هوا
وفات پیشه ولیکن پر از جفات جفون
هوش مصنوعی: عشق و زیبایی تو برایم عزیز است، اما تو بیش از آنکه در محبت باشی، در دلبری و فریبایی نقش داری. چشمانت زیبا هستند اما در آنها نشانی از بیوفایی و سرخوردگی دیده میشود.
ایا بچهره چو شیرین بزهره چون فرهاد
ایا بحسن چو لیلی بمهر چون مجنون
هوش مصنوعی: آیا در چهرهات شیرینی همچون شیرین وجود دارد؟ آیا در زیباییات همچون فرهاد، عشق و شوقی وجود دارد؟ آیا در حسن تو به اندازهی لیلی، محبت و دلدادگی مثل مجنون هست؟
یکی که دارد بند و شکنج گوناگون
دگر که گونه او هست چون شب شبه گون
هوش مصنوعی: شخصی که دچار زنجیرها و مشکلات مختلفی است، در حالی که کسی دیگر مانند اوست و مانند شب، تاریک و سرشار از درد و رنج به نظر میرسد.
هر آن دلی که بزلف تو اندرون افتاد
ز بند او نتواند شدن دگر بیرون
هوش مصنوعی: هر دلی که به عشق و زیبایی تو گرفتار شود، دیگر نمیتواند از این عشق رها شود و آزاد گردد.
بشب نیابد کس ره در او بماند دل
مگر که باشد نور رخ تو راهنمون
هوش مصنوعی: در شب هیچکس نمیتواند راهی پیدا کند، مگر اینکه نور چهره تو دلی را راهنمایی کند.
نه عنبر است و طرازش بعنبر آلوده
نه غالیه است و شکنجش بغالیه معجون
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و عطر خاصی اشاره دارد که نه به عطر عنبر و نه به رایحه غالیه تعلق دارد. به عبارتی، زیبایی و جذابیت آن چیزی است فراتر از این عطرها و ترکیبات، که نشان از ویژگیهای منحصر به فرد آن دارد.
گهی از او گل پوشد ز مشگ پیراهن
گهی از او مه دارد ز غالیه پرهون
هوش مصنوعی: گاهی او با گلهای خوشبو خود را میپوشاند و گاهی دیگر به مانند ماه، درخششی زیبا دارد که از غالیه عطرآگین ساطع میشود.
گهی بجنگ بود با من او و گاه بصلح
گهیم دارد شادان دل و گهی محزون
هوش مصنوعی: گاهی او با من درگیر است و برخی اوقات به صلح و دوستی میپردازد. گاهی دلش شاد است و گاهی غمگین.
بگو که تا من بی دوست چند باشم چند
بگو که تا من بی یار چون شکیبم چون
هوش مصنوعی: بگو که من بدون دوست و یار چه احساسی دارم و چقدر میتوانم تحمل کنم.
کنون بسنگ گرانی بود همه کسرا
بود بسنگ درون خوار لولو مکنون
هوش مصنوعی: این غزل به توصیف سنگین و ارزشمند بودن چیزها اشاره دارد. میگوید در حال حاضر همه چیز باری سنگین دارد و همچنان در دل خود نگهداری و راز و رمزهایی را در خفا دارد. در واقع، این متن به عمق و ارزش نهفته در اشیاء و امور اشاره میکند که ممکن است بهسادگی قابل مشاهده نباشند.
تو عاشقانرا داری زبون ز چشم سیاه
چو خسروانرا دارد ملک ز تیغ زبون
هوش مصنوعی: عاشقان مانند خسروان که با زبان تیز و نیرومند خود فرمانروایی میکنند، تو نیز زبان و بیان عاشقانهای را از چشمان سیاه و جذاب خود داری.
ستون دولت و دین شهریار ابومنصور
که هست زیر ز نخ دست دشمنانش ستون
هوش مصنوعی: دولت و دین پادشاه ابومنصور تحت فشار و تهدید دشمنانش قرار دارد و در واقع، تکیهگاه او به خطر افتاده است.
سخنش گاه سخا خستگان محنت را
کند درست چو کژدم گزیده را افیون
هوش مصنوعی: گاه سخنان او مانند دارویی قوی برای کسانی است که از سختیها رنج میبرند و حالشان خوب میشود، درست همانطور که نیش کژدم را با افیون درمان میکنند.
ز هفت گردون بگذشت نام قدرش از آنکه
یکی عطاش بود بار هفتصد گردون
هوش مصنوعی: از آسمانهای هفتگانه، نام او فراتر رفته است، زیرا او کسی است که عطای او به اندازهی بار هفتصد آسمان است.
همیشه باد نگهبان جان او ایزد
همیشه باد نگهدار ملک او گردون
هوش مصنوعی: همیشه باد مراقب جان اوست و ایزد نیز همواره نگهدارنده سلطنت او در دنیای بالا میباشد.
اگر بدانش مامون ز چرخ بر شده بود
هزار میرش مامور بود چون مامون
هوش مصنوعی: اگر دانش و آگاهی مامون از آسمان و ستارهها حاصل شده بود، هزار فرمانده و سردار مانند او در اداری امور وجود داشتند.
همیشه باغ بلا باد جای دشمن او
که نام اوست ز بغداد تا بلاساغون
هوش مصنوعی: همیشه درخت مشکلات و چالشها، برای کسی که دشمن اوست، در مکانی روییده است که نام او از بغداد تا بلاساغون معروف است.
اگر بدانش مامون ز چرخ بر شده بود
هزار میرش مامور بود چون مامون
هوش مصنوعی: اگر به جای مامون، هزار فرمانده از دور و بر زمین بودند، همگی مانند مامون میبودند و به علم و دانش تجهیز شده بودند.
همیشه باغ بلا باد جای دشمن او
که نام اوست ز بغداد تا بلاساغون
هوش مصنوعی: همیشه باغ درد و عذاب، مکان دشمن اوست که نامش از بغداد تا بلاساغون شناخته شده است.
بنزد همت او پست آسمان بلند
بجای دولت او نرم روزگار حرون
هوش مصنوعی: در کنار تلاش و همت او، آسمان بلند به نظر میرسد که در مقایسه با مقام و منزلت او، بسیار پایین است و روزگار نرم و راحت نیز در برابر برکت و نعمتش کماهمیت به نظر میرسد.
ایا بجام جم و سهم سام و زهره زال
ایا بچهر منوچهر و فر افریدون
هوش مصنوعی: آیا به یاد جام جم و سهم زال و زهره، و همچنین به یاد منوچهر و فر افریدون هستی؟
خدای کرد یکی را چو تو بچندین گاه
بیافرید جهانی چنین بکن فیکون
هوش مصنوعی: خداوند کسی را مانند تو در زمانهای مختلف آفریده است و جهانی چنین را برای او به وجود آورده است.
چو تو نباشد ز امروز تا برستاخیز
ز گاه آدم چون تو نبود تا اکنون
هوش مصنوعی: اگر تو نباشی، از امروز تا روز قیامت، هیچکسی از زمان آدم تا حالا به عظمت تو وجود نداشته است.
از آنکه در تو بنزدیک تو نیابد راه
ترا نیارد پیش ایچ کار گردون دون؟
هوش مصنوعی: کسی که به تو نزدیک میشود و راهی برای رسیدن به تو پیدا نکرده، چگونه میتواند در کارهای دنیا به پیش برود؟
ز طمع نعمت خدمت زبون دهند همه
ز پیش خدمت نعمت دهی همه تو زبون
هوش مصنوعی: در این بیت به این موضوع اشاره شده است که افرادی که به طمع نعمت و خوشیهای دنیا مشغولند، در نهایت در برابر قدرت و ثروت زندگی خودشان کاملاً وابسته میشوند. این وابستگی باعث میشود که آنها از شخصیت و عزت نفس خود دور شوند و به عنوان خدمتکار نعمتها و خوشیهای دنیوی به حساب بیایند. بنابراین، نباید به دنبال نعمتها و ثروتها بود، زیرا این امر ممکن است انسان را ذلیل و زبون کند.
همه جهان بفنون حاشیه کشند ز خلق
تو خلق را بستم حاشیه دهی نه فنون
هوش مصنوعی: تمام جهان به مهارتها و شیوههای مختلف مشغولاند، اما من از کار تو بهطور کامل غافل شدهام و فقط به تو فکر میکنم. تو هستی که به من حاشیه و زیبایی میبخشی، نه آن تکنیکها و فنون دیگر.
بدست دجله و جیحون کنی ببادیه در
ز تف تیغ کنی خشگ دجله و جیحون
هوش مصنوعی: اگر با دجله و جیحون زندگی کنی، در دشت و بیابان، باید از تیزی تیغ خود را محافظت کنی و از خشکی و خطر این مناطق دوری کنی.
همیشه مردم بر دولت تو مفتونند
از آنکه هستی بر وجود و مردمی مفتون
هوش مصنوعی: همیشه مردم به کسی که قدرت و مقام دارد، علاقهمند هستند و به خاطر وجود او و تأثیری که بر زندگیشان میگذارد، مجذوب او میشوند.
ترا چه ناله کوس و چه ناله ارغن
بروز جنگ تو باشی نشسته بر ارغون
هوش مصنوعی: تو چرا به صداهای نالهی طبل و یا نی توجه میکنی؟ زمانی که خودت در میانهی یک جنگی، آرام و بیخبر نشستهای.
بفتح نامه همیشه ترا براه نوند
بخلق خواندن دائم ترا بکار هیون
هوش مصنوعی: با گشایش نامه، همیشه تو را به راه میبرند و به مردم نیز دائماً به تو اشاره میکنند.
هلاک باد چو قارون عدو که هستی تو
بکف راد هلاک فکنده قارون
هوش مصنوعی: هرگز به سرنوشت قارون، که به خاطر ثروت و دشمنیاش با خدا هلاک شد، دچار نشو. تو که این چنین به دست خداوند افتادهای، در خطر عذاب هستی.
همیشه روز تو میمون بود خداوندا
که تو نزادی الا بطالع میمون
هوش مصنوعی: ای خداوند، همیشه روز تو خوش و شیرین بوده است، چرا که تو جز با تقدیر خوش، زاده نشدهای.
ز خاک خشگ برآید بفر تو گل سرخ
ز سنگ خاره بر آری بفر طالع نون
هوش مصنوعی: از خاک خشک، گل سرخی بیرون میآید و از سنگ سخت، نان به دست میآید.
ز نعمت تو نبوده است هیچ کس محروم
ز خدمت تو نبوده است هیچ کس مغبون
هوش مصنوعی: هیچکس از نعمتها و برکات تو محروم نمانده و هیچکس از خدمترسانی تو زیان دیده نیست.
اگر بخواهی بفروزی اندر آب آذر
وگر تو گوئی ز آذر بروید آذریون
هوش مصنوعی: اگر بخواهی آتش را در آب بفروشی یا اگر بگویی از آتش، آتشگران به وجود میآیند.
یکی سخات فزونتر ز گنج اسکندر
یکی سخنت نکوتر ز علم افلاطون
هوش مصنوعی: یکی از افراد بزرگ و ثروتمندتر از گنجینههای اسکندر، و دیگری سخنی زیباتر از علم افلاطون دارد.
همیشه تا نکند کس میان آتش جای
همیشه تا نکند کس میان آب سکون
هوش مصنوعی: هرگز کسی نمیتواند به آرامش در دل آتش دست یابد و هرگز کسی نمیتواند در آب و بیتحرکی قرار گیرد.
دو چشم خصم تو بادا چو رود اسکندر
دل عدوی تو بادا چو آذر برزون
هوش مصنوعی: چشمهای دشمن تو مانند رود اسکندر هستند و دل دشمن تو همچون آتش افروختهای میباشد.