برگردان به زبان ساده
بتی که سجده برد پیش او مه گردون
به نیکوئی بر او نیکوان دیگر دون
هوش مصنوعی: سجدهای که آسمان برای او انجام داد، نشان از بزرگی و نیکی اوست؛ دیگران در مقایسه با او در پایینترین مرتبه هستند.
بدان دو لاله مصقول دل کند مشغول
بدان دو سنبل مفتول دل کند مفتون
هوش مصنوعی: دو گل لاله زیبا، دل را مشغول کردهاند و دو گل سنبل جذاب نیز، دل را مجذوب خود ساختهاند.
اگر نوان و نگونست زلف او چه عجب
که صد هزار دلست اندر او نوان و نگون
هوش مصنوعی: اگر زلف او پریشان و نامنظم باشد، جای تعجب نیست که قلبهای زیادی در دلش گرفتار آن beauty شوند، زیرا آن زیبایی همواره در حال تغییر و تحول است.
ایا بروی چو گلنار خیز و باده بیار
چو باده ساز رخ خود ز باده گلگون
هوش مصنوعی: ای دوست، اگر براذار و شادابی مانند گل به جمع ما بیایی، شراب بیاور که با چهرهی زیبا و خجستهات همانند شراب قرمز و دلانگیز است.
اگر نبید بهر جای و هر زمین نهی است
بگنجه نیست بر من نبید نهی اکنون
هوش مصنوعی: اگر در هر جایی و در هر زمینی شراب نیابد، اکنون برای من هیچ شرابی نخواهد بود که در اینجا مناسب باشد.
از آنکه گنجه کنون خلدعون را ماند
نبید نهی نباشد بخلدعدن درون
هوش مصنوعی: اگر اکنون حقیقتی مانند بهشت در دسترس ما باشد، چرا باید از نوشیدنی خوشبویی که برایمان فراهم شده چشمپوشی کنیم؟ در زندگی، فرصتی برای لذت بردن از زیباییها و خوشیها وجود دارد که نباید آن را هدر داد.
زمین بدیبه و زر اندرون شد پنهان
هوا بعنبر ومشگ اندرون شده معجون
هوش مصنوعی: زمین زیبا و پر از طلا شده و هوا معطر از عطر عنبر و مشک گردیده و همه چیز در هم آمیخته شده است.
همان وصال پدیدار گشت در هجران
همان بهار پدیدار گشت در کانون
هوش مصنوعی: در دوری و جدایی، همان گونه که در بهار زیبایی و سرزندگی به چشم میخورد، در وصال و نزدیکی نیز جلوهای پدیدار میشود.
ز بس نثار که کردند بر زمین گوئی
برون فکنده زمین گنج خانه قارون
هوش مصنوعی: به دلیل تعداد زیاد نثار و قربانیهایی که بر زمین انجام شده، انگار زمین گنجینهای از ثروت و داراییهای قارون را از خود خارج کرده است.
کسی نماند از این وصل در جهان درویش
دلی نماند از این راز در جهان محزون
هوش مصنوعی: هیچکس در این دنیا از این پیوند زبانی نمیزند و هیچ درویشی دلش از این راز پر از غم خبری ندارد.
اگر بخانه شیر آمده است شیدرواست
بدآنکه خانه شیداست شیر بر گردون
هوش مصنوعی: اگر شیر به خانهای آمده، دلیل بر این است که آن خانه پر از شادمانی و خوشحالی است و نمیتوان به راحتی سراغ شیر رفت، چون شیر به دنیای بالا و آسمانی تعلق دارد.
کنون که گشت دو خسرو بیکدگر موصول
کنون که گشت دو کوکب بیکدگر مقرون
هوش مصنوعی: اکنون که دو شاهزاده به هم پیوستهاند و هماهنگ شدهاند، اکنون که دو ستاره در کنار هم قرار گرفتهاند و درخشش مشترکی دارند.
دو شهریار قدیم و دو جایگاه قدیم
همان دو خسرو منصور و سید میمون
هوش مصنوعی: در گذشته دو پادشاه بزرگ و دو مکان مهم وجود داشته است که اشاره به دو شخصیت برجسته به نامهای خسرو منصور و سید میمون دارد.
امیرابوالحسن و شهریار ابومنصور
که نصرت آید و احسان از آن و این بیرون
هوش مصنوعی: امیرابوالحسن و شهریار ابومنصور افرادی هستند که برکت و لطف از طرف آنها به مردم میرسد و این امر از زندگی و کارهایشان محسوس است.
یکی ز گوهر شداد و زو بگوهر بیش
یکی ز تخمه دارا و زو بملک افزون
هوش مصنوعی: این بیت به مقایسه دو شخصیت یا دو نوع فرد میپردازد. یکی از آنها از نظر مادی و ثروت در موقعیت بالایی قرار دارد و دیگری به خاطر ویژگیهای درونی و شخصیتیاش ارزشمند است. به طور کلی، بر این نکته تأکید میشود که ارزش یک فرد فقط به داراییهای مادیاش نیست، بلکه به شخصیت و شایستگیهایش نیز بستگی دارد.
ببخت این کند آن خیل دشمنان مخذول
بخیل آن کند این بخت دشمنان وارون
هوش مصنوعی: سرنوشت بد باعث شکست دشمنان میشود و این سرنوشت، دشمنان را به عاقبت وارون دچار میکند.
بدولت این بود آن را همیشه راهنمای
بنعمت آن بود این را همیشه راهنمون
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که همیشه برای رسیدن به خوشبختی و ثروت، باید راهنما و هدایتکنندهای وجود داشته باشد که از نعمتها و برکتها بهرهمند شویم. در واقع، وجود یک راهنما به ما کمک میکند تا مسیر درست را در زندگی انتخاب کنیم و از امکانات موجود به بهترین نحو استفاده کنیم.
یکی بگیرد چندان که داشتی مملان
یکی بگیرد چندانکه داشتی فضلون
هوش مصنوعی: اگر یکی از تو بگیرد آنچه را که داشتی، دنیایی درخود دارد، و اگر یکی از تو بگیرد آنچه را که داشتی، فضیلتی برای او به شمار میآید.
ایا شهی که ز خون عدوت در میدان
بروز جنگ بگردد بگونه گون طاحون
هوش مصنوعی: آیا این پادشاه که در میدان جنگ به دور از دشمنان میچرخد، همچون طوفانی خشمگین است؟
نه هیچ شهر گشاده است چون تو اسکندر
نه هیچ دشمن بسته است چون تو افریدون
هوش مصنوعی: هیچ شهری به عظمت تو، اسکندر، وجود ندارد و هیچ دشمنی به اندازه تو، افریدون، قدرت ندارد.
قضات هست زبون و اجلت هست مطیع
جهانت هست مسخر زمانه هست زبون
هوش مصنوعی: قضات (قضا و قدر) تحت کنترل زبان هستند و مقدرات را میتوان با اراده تغییر داد. عمر انسان هم تابعی از این قدرت است و زمان نیز به نوعی در خدمت آن است. در واقع، همه چیز زیر نظر و تسلط اراده و کلام انسان است.
زمانه را نرسد بر شجاعت تو فسوس
ستاره را نرود در سیاست تو فسون
هوش مصنوعی: زمانه به شجاعت تو نمیتواند آسیب بزند و ستارهها در قدرت تو تأثیری ندارند.
تو بی قرین و عدیلی بگاه مردی و جود
چنانکه هست خداوند بی چگونه و چون
هوش مصنوعی: تو در روز قیامت و در اعمال نیکو به قدری ویژه و بینظیر هستی که خداوند نیز بهگونهای بیچون و چرا به تو توجه میکند.
بعمرها بمرادی رسد همه کس باز
بهر مراد که خواهی رسی بکن فیکون
هوش مصنوعی: هرکسی در زندگیاش به آرزوها و خواستههای خود میرسد. اگر میخواهی به هدفی برسی، باید تلاش کنی و قدم برداری تا به آنچه میخواهی برسی.
هر آنکه کین تو جوید بجان بود مظلوم
هرآنکه جنگ تو جوید بتن بود مغبون
هوش مصنوعی: هر کسی که به دنبال انتقام تو باشد، او در حقیقت مظلوم است و هر که به دنبال جنگ با تو بگردد، او در نهایت زیاندیده خواهد بود.
همیشه تا خبر طور باشد و موسی
همیشه تا سخن نون باشد و ذوالنون
هوش مصنوعی: این بیان به این معناست که تا زمانی که خبر و پیام در دسترس است، و تا زمانی که سخن و گفتار وجود دارد، افرادی مانند موسی و ذوالنون در میدان حاضر خواهند بود. به عبارت دیگر، وقتی که موضوعات مهم وجود دارند، شخصیتهای بزرگ و تاثیرگذار هم به دنبال آن خواهند آمد.
ولیت باد چو موسی بناز در که طور
عدوت باد چو ذوالنون برنج اندر نون
هوش مصنوعی: بگذار باد مانند موسی در کوه طور، تو را ناز کند و مانند ذوالنون، برنجی را در نون بگذراند.