برگردان به زبان ساده
هرکه دائم با نگار خویشتن باشد به هم
دلش ناویزد به درد و جانش ناویزد به غم
هوش مصنوعی: هر کسی که همیشه با زیباییهای خود در ارتباط باشد، دلی شاد و بیدرد دارد و از غم دور است.
پشتش از هجران نباشد چون دو زلف او دو تا
دلش از انده نباشد چون دو چشم او دژم
هوش مصنوعی: اگر کسی از دوری معشوق رنج ببرد، مانند دو زلف او نخواهد بود؛ چرا که دلش نباید از غم و اندوه پر شود، همچنان که چشمان او غمگین نیستند.
من بدل کردم بشادی غم بوصل یار خویش
باد شادان آن صنم کز وصل او دورم ز غم
هوش مصنوعی: من غم و اندوه دوری از محبوبم را به شادی تبدیل کردهام. خوشحالم که او (محبوب) در دوری من نگران نیست و من از غم دوریاش رهایی یافتهام.
هرکه را باشد صنم محراب باشد دوزخی
من بهشتی گشته ام تا گشته محرابم صنم
هوش مصنوعی: هر کسی که معشوقش در دلش جای دارد، به دوزخ میرود. اما من که عاشق شدهام و محرابم به منزله معشوقم است، به بهشت رسیدهام.
جانم از دیدار وی شاد است همچون جان ز می
طبعم از گفتار او تازه است همچون گل ز نم
هوش مصنوعی: وجود من به خاطر دیدن او شاد است، مانند اینکه جانم از نوشیدن می شاداب میشود. کلام او نیز برای من تازگی میآورد، مانند گلهایی که از نم باران زنده و شاداب میشوند.
تابد و نزدیک گشتم دورم از دام بلا
تا بدو پیوستم از دل رستم از اندوه و هم
هوش مصنوعی: تا وقتی که به او نزدیک شدم، از چنگال بلا دور شدم، زیرا از دل رستم، از اندوه و غم رهایی یافتم.
بر سمن دارد ز مشگ تبتی دائم طراز
بر قمر دارد ز عود هندوی دائم رقم
هوش مصنوعی: بر درخت سمن عطر خوش مشکی از تبت همیشه معطر است و بر ماه، نشانههایی از عود هندی به طور مداوم نقش بسته است.
بوی و رنگ از چوبها عود و بقم دارند و بس
زانکه خواند روی وزلفشرا گهی عود و بقم
هوش مصنوعی: چوبهای عود و بقم بویی خوش و رنگی زیبا دارند، اما راز این عطر و رنگ به این است که زیبایی و جذابیت او را میخوانند.
مهر و نیکوئی بهم هرگز نباشد با بتان
دارد آن سیمین تن من مهر و نیکوئی بهم
هوش مصنوعی: دوستی و محبت هرگز با بتها سازگار نیست. آن موجود زیبای نقرهای من، حامل عشق و نیکی است.
زان علم گشت او بخوبی از بتان کورا بود
قد چون چوب علم رخسار چون نقش علم
هوش مصنوعی: او از دانش خود به خوبی آگاه شده است؛ قدش مانند چوب و چهرهاش همانند نقشی زیباست.
فخر دارد بر بتان آن بت بنیکوئی و مهر
همچو بر میران شه اران بشمشیر و قلم
هوش مصنوعی: آن بت زیبای خوبرو بر سایر بتها فخر میکند، همانطور که شاهان برجسته بر دیگران با شمشیر و قلم خود تفاخر دارند.
بوالخلیل آن کز کف کافی و سیف صیقلی
هست یارانرا نشاط و بدسگالان را الم
هوش مصنوعی: بوالخلیل، که با نعمتهای کافی و شمشیر صیقلی خود، به دوستانش شادی و به دشمنانش درد و رنج میدهد.
کار او رزم است تا در ملک باشد یک عدو
شغل او بذلست تا در گنج باشد یکدرم
هوش مصنوعی: عمل او جنگیدن است تا در سرزمین او یک دشمن وجود داشته باشد و کار او بخشش و generosity است تا در گنجینهاش حتی یک درهم نیز باشد.
روی او خورشید رامش رای او دریای فضل
کلک او گردون دانش دست او کان کرم
هوش مصنوعی: صورت او چون خورشید میدرخشد و اندیشهاش مانند دریای علم و سخاوت وسیع است. قلم او میتواند آسمان دانش را به تصویر بکشد و دستانش منبعی از نیکی و کرامتاند.
گوش او را روز کوشیدن خوش آید بانک کوس
همچو گوش مست بیدل را نوای زیر و بم
هوش مصنوعی: صدای کوس (شیپور) در روز تلاش و کوشش برای او دلنشین است، مانند اینکه گوش فردی بیخبر و غافل از درد و رنج از نغمههای شیرین لذت میبرد.
خم نیاید پشت او جز پیش یزدان در نماز
پشت شاهان پیش او هست از پی خدمت بخم
هوش مصنوعی: تنها در برابر خداوند، او خم به ابرو نمیآورد و هیچ کس جز او را در دل خود نمیپذیرد. در مقام خدمت به او، حتی شاهان هم باید در حضورش فروتن باشند.
از پس عدل و عمارت کردن او در جهان
دشتها باغ ارم شد شهرها خان حرم
هوش مصنوعی: پس از برقراری عدالت و آبادانی، زمینهای خالی به باغهای پر از زیبایی تبدیل شدند و شهرها مانند حرمهای امن و مقدس شدند.
دوستانرا از عطای او همیشه گنج بیش
ناصحانرا از برای او همیشه رنج کم
هوش مصنوعی: دوستان همواره از نعمتهای او بهرهمند میشوند و در عوض ناصحان برای او همیشه در سختی و رنج به سر میبرند.
کوه و در مشگین شود گاه بهاران از شمال
زان کجا گیرد شمال از خوی شاهنشاه دم
هوش مصنوعی: کوهها و دشتهای مشگین در فصل بهار گاهی تحت تأثیر بادهای شمالی قرار میگیرند و این بادها از کجا بیایند که با این قدرت به سوی پادشاهی دمید.
گر کند چون برق اندر بادیه جولان عدوش
آذرنگ تیغ اویش اورد در آذرم
هوش مصنوعی: اگر تیرش مانند برق در دشت به پرواز درآید، شمشیر آتشین او را در آتش خود میسوزاند.
آفرین بر محتشم شاهی که باشد بردبار
بردبار است و بعالم نیست چون او محتشم
هوش مصنوعی: به توصیف فردی پرداخته میشود که با صبر و شکیبایی خود، در میان دیگران نظیر ندارد و در مقام و موقعیت خود برجسته است. او مانند یک شاه، کسی است که تحمل و استقامت دارد و این ویژگیها او را خاص و منحصر به فرد کرده است.
از همه شاهان کریمش کرد گوئی دادگر
گوی برده است از همه شاهان بمردی لاجرم
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که از میان تمام پادشاهان، او به قدری بخشنده و دادگر است که گویی همه را با دلیری خود شکست داده است. به همین دلیل، میتوان گفت که او از همه آنها برتر و صاحب مقام است.
خسروانرا روز کین خیل و حشم دارد نگاه
روز کینست او نگه دارنده خیل و حشم
هوش مصنوعی: در روز نبرد، پادشاهان میدانند که چگونه صفوف و سربازان خود را تحت نظر داشته باشند. آنها در این روز حساس، مراقب نیروهای خود هستند و این مسئولیت بر عهدهٔ آنهاست که امنیت و نظم را برقرار کنند.
از پی رزمی که کرد آن خسرو لشگرشکن
هم عجب دارد عرب زو هم عجب دارد عجم
هوش مصنوعی: پس از جنگی که آن شاه، فرمانده لشگرش بود، هم عرب به او حیرت کرده است و هم عجم.
با چنان برفی که بارد بر سر خیل ملک
بر نگردانید او از شهر بدخواهان حشم
هوش مصنوعی: با برف سنگینی که بر روی سر لشکرها میبارد، او از شهر دشمنان خود دور نمیشود.
یاورش بر هر کجا باشد سپاه خالقست
با سپاه خالقی مخلوق نفشارد قدم
هوش مصنوعی: هر جا که یاور او باشد، سپاه خالق همراه اوست و مخلوق نمیتواند به او آسیب بزند.
روز در شهر عدو بگرفت سرما بادیه
از بسی کز درد و غم زد بر لب از دل سرد دم
هوش مصنوعی: روز در شهر دشمن، سردی هوا را گرفته و در بیابان، بادی میوزد که از شدت درد و غم، بر لبانم از دل سرد، سخنی نمیآید.
زود چون عمر عدو هم بگذرد سرما و برف
زود هم گردد ز گلها دشت چون باغ ارم
هوش مصنوعی: زمانی که عمر دشمن نیز به سرعت به پایان برسد، سرما و برف نیز زودگذر خواهد بود و دشت به مانند باغ ارم پر از گل خواهد شد.
هم کشد لشگر بدانجا هم کشد کین از عدو
هم کند صافی ولایت تا در بغداد هم
هوش مصنوعی: اگر لشکری به آنجا برود، انتقام را از دشمن میگیرد و حکومتی صاف و یکدست برقرار میکند تا در بغداد نیز آرامش برقرار شود.
گرچه دشوار است شهر خصم چون مازندران
خسرو گیتی کند بر وی ستم چون رو ستم
هوش مصنوعی: اگرچه شهر دشمن همچون مازندران سخت و دشوار است، اما خسرو جهان بر او ستم خواهد کرد، همانطور که ستم بر رنجدیدگان رواست.
ای شده بر دشمنان از کین تو چون سنگ سیم
ای شده بر دوستان از مهر تو چون نوش سم
هوش مصنوعی: ای محبت تو باعث شده که بر دشمنان مانند سنگ و بر دوستان مانند نوشیدنی شیرین باشم.
دست خصمان تو چون باد است و زودی بگذرد
زآنکه چون باد اندر آید بگذرد چون زود نم
هوش مصنوعی: دست دشمنان تو شبیه به باد است و به سرعت از بین میرود، زیرا مانند باد که به سرعت وارد میشود، به سرعت هم میرود و هیچ اثری نمیگذارد.
گاه مردی تیغ تو بسیار سوزانتر ز برق
گاه رادی دست تو بسیار بخشان تر ز یم
هوش مصنوعی: گاهی شمشیر تو میتواند آتشینتر از صاعقه باشد و گاهی دست تو نیکوتر و بخشندهتر از دریا.
این بلند و پست سوزد و آن نسوزد جز بلند
این خس و خاشاک آرد و آن نیارد جز درم
هوش مصنوعی: این روزها بلند و کوتاه میسوزند، اما تنها بلندی میتواند چیزی از این علفهای هرز بههمراه آورد، در حالی که آنچه کوتاه است فقط میتواند پول بیاورد.
لفظت آورده است فضل و علم را اندر وجود
دست تو برده است زر و سیم گیتی زی عدم
هوش مصنوعی: فضل و علم به وجود تو مربوط است، و ثروت و دارایی دنیا به عدم و نابودی مربوط میشود.
حاسدانت را عدیل دل بود دائم عنا
دشمنانت را ندیم جان بود دائم ندم
هوش مصنوعی: شخصی که حسادت تو را میکند، همیشه در دلش برای تو آرزوی بد دارد. اما دشمنانت همیشه در جان و نهان خود، آرزوی خوبی برای تو دارند.
گاه کوشیدن توئی تنها و یک میدان سوار
چون بگاه صید شیری و همه صحرا غنم
هوش مصنوعی: گاهی پیش میآیی که تو تنها و بدون همراهی، در میدان نبرد قرار میگیری، همچون وقتی که برای شکار یک شیر به دشت میروی و در حالی که همه جا پر از گوسفند است.
خشم تو گر راه یابد زی جنان گردد سقر
کین تو گر بر سلامت بگذرد گردد سقم
هوش مصنوعی: اگر خشم تو راهی به دلها پیدا کند، باعث میشود که به جهنم بروند؛ اما اگر کینهی تو بر سلامت و آرامش بگذرد، آن وقت زندگی به خطر میافتد.
آنکسانیرا که باشد بسته دل فضل و فهم
تا روان دارند نگشایند جز مدح تو فم
هوش مصنوعی: آن کسانی که دلهایشان به فضل و فهم بسته است، فقط به مدح تو سخن میگویند و از جان خود آشکار نمیسازند.
شهریاران زمین پیش تو از جمع عبید
تاجداران جهان پیش تو از خیل خدم
هوش مصنوعی: پادشاهان زمین در حضور تو کوچک به نظر میآیند، مثل کسانی که در برابر خدمتکاران تو قرار دارند.
چون بوی با تیغ خصمان را ظلم باشد ضیا
چون بوی با جام یاران را ضیا باشد ظلم
هوش مصنوعی: زمانی که بویی که با پرچم دشمنان همراه است، برای انسان جفا و ظلم محسوب میشود، عطر و بوی دوستی و camaraderie یاران، باعث روشنی و شادمانی است و هیچ ظلم و ناراحتی به همراه ندارد.
تا بنعت نوح و وصف جم سخن گویند خلق
نعت آن گاه نجات و وصف این گاه شیم
هوش مصنوعی: تا زمانی که مردم دربارهٔ نجات نوح و توصیف جمال جم (که اشاره به زیبایی و شکوه او دارد) سخن میگویند، نجاتشان در گرو آن توصیف است و زیبایی شان در وصف آن وجود دارد.
نیکخواهان ترا باد از جهان انجام نوح
بد سگالان ترا باد از جهان انجام جم
هوش مصنوعی: سیستم و سرنوشت تو باید مانند نوح، نیکو و مثبت باشد، و از طرف دیگر، بدخواهان تو باید مانند جم، به زودی به سرانجامی ناگوار دچار شوند.