برگردان به زبان ساده
ربود جان و دل من بزلف غالیه فام
بتی که بوی دهد زلف او بغالیه وام
هوش مصنوعی: موهای زیبا و خوشبو آن معشوق، جان و دل من را ربوده است. بویی که از زلف او به مشام میرسد، مانند عطر غالیه است.
همی رباید صبرم بزلف غالیه بوی
همی فزاید عشقم بجعد غالیه فام
هوش مصنوعی: زلف معشوقم صبرم را میرباید و بوی خوشش عشق مرا شدیدتر میکند. حالتی از عشق و زیبایی در او وجود دارد که به شدت به من اثر میگذارد.
یکی نه شست و گل سرخ را گرفته بشست
یکی نه دام و مه تام را گرفته بدام
هوش مصنوعی: یک نفر گل سرخ را به آب شسته و پاک کرده است، و فرد دیگری نیز دام و ماهی را به دام انداخته است.
که دید توده شود مشگناب بر گل سرخ
که دید حلقه شود عود خام بر مه تام
هوش مصنوعی: دید که چگونه زعفران بر گل سرخ میبالد و چگونه چوب خوشعطر در کنار ماه کامل میدرخشد.
از آن دو کژدم بر دل نهاده دائم سر
از آن دوزنگی بر کف گرفته دائم جام
هوش مصنوعی: برای همیشه دلی بر دو کژدم سپردهام و در دستانم گلی دارم که دائماً به خاطر آن بینام و نشان مُشغولم.
ندیده زهر نژندم چو زهر دیده سقیم
نخورده باده نوانم چو باده خورده مدام
هوش مصنوعی: من زهر تلخ را ندیدهام، اما مانند کسی که در درد رنج میبرد، از حس تلخی آن آگاه هستم. همچنین، من شراب تازه را نیز تجربه نکردهام، ولی مانند کسی که همیشه شراب مینوشد، طعم آن را درک میکنم.
بدان دو مشگ سیه دام کرده سیم سپید
دلم ببست بدام آن نگار سیم اندام
هوش مصنوعی: بدان که دو مشک سیاه بنده کرده و دل من را به دام آن معشوق زیبا و سفیدبخت گرفتار کرده است.
دلم همیشه ز بادام او فتاده برنج
لبم همیشه ز یاقوت او رسیده بکام
هوش مصنوعی: دل من همیشه به یاد زیباییهای او خوش است و لبانم همیشه به طعم شیرین او آغشتهاند.
روان من همه ساله بشادی از یاقوت
زبان من همه ساله بزاری از بادام
هوش مصنوعی: روح من هر سال به شادی و خوشحالی میگذرد، همانطور که زبانم مانند یاقوتی درخشان است و همواره از میوه بادام بهرهمند میشود.
چو آفتاب درخشان شود ز گوشه چرخ
بعام گوید خاص و بخاص گوید عام
هوش مصنوعی: وقتی که خورشید درخشان میشود و نورش را بر زمین میتاباند، همگان را تحت تأثیر قرار میدهد، اما در عین حال هر کس به گونهای خاص درک میکند و از آن بهرهمند میشود.
که آن نگار کجا رفت و آفتاب کجا
کدام بود رخ او و آفتاب کدام
هوش مصنوعی: دختر زیبای من کجا رفت و نور خورشید کجا است؟ کدام یک از آنها چهرهاش است و کدام یک چهرهی آفتاب؟
گرفت جان و دل من غمام حسرت و غم
از آن ز مشگ سیه کرده آفتاب غمام
هوش مصنوعی: غم و حسرت روح و دل مرا گرفته و این اندوه به خاطر موهای سیاه محبوبم است که مانند خورشید غم من را تیر و تار کرده است.
غمام غم ز دل و جان من جدا نکند
جز آفتاب عطاهای آفتاب کرام
هوش مصنوعی: غم و اندوه از دل و جان من جدا نمیشود مگر با نور و بخششهای خاصی که از سوی شخصیتهای بزرگ و نیکوکار میآید.
پناه دانش و بیناد دین ابوالیسر آن
که اختیار کرام است و اختیار انام
هوش مصنوعی: پناهگاه علم و اساس دین، ابوالیسر است، کسی که اختیار نیکان و انتخاب مردم به دست اوست.
ثبات ملک و بد و بخت ما گرفته ثبات
قوام خیل و بدو بخت ما گرفته قوام
هوش مصنوعی: سرزمین و سرنوشت ما تحت تاثیر ثابت و پایدار قرار گرفته است و همزمان انسجام و دوام گروه و وضعیت ما نیز به همین دلیل دستخوش تغییرات شده است.
همیشه خنجر او را ز خون شیر شراب
همیشه نیزه او را ز مغز ببر طعام
هوش مصنوعی: همیشه خنجر او آغشته به خون شیر است و نیزهاش همیشه از مغز ببر تغذیه میشود.
کسیکه روزی بر وی کند سلام بطبع
سلامت دو جهانش دهد جواب سلام
هوش مصنوعی: کسی که روزی به او سلام میکند، به طور طبیعی در عوض، دو دنیا را به او هدیه میدهد.
اگر سعادت خواهی که با تو بنشیند
بمجلسش بنشین و بدرگهش بخرام
هوش مصنوعی: اگر به دنبال خوشبختی هستی، باید در جمع افرادی که خوشبختی را به ارمغان میآورند، شرکت کنی و در کنار آنها قرار بگیری.
همیشه پیشه او خوردن است و بخشیدن
بود گشاده دل و دست او بهر هنگام
هوش مصنوعی: او همیشه به کار خوراک دادن و کمک کردن مشغول است و دل و دستش در هر زمانی برای بخشش و یاری گشاده است.
همه ببخشد امروز و ننگرد فردا
مگر نداند کآغاز را بود انجام
هوش مصنوعی: امروز همه را ببخش و به فردا فکر نکن، زیرا نمیدانی که هر آغاز و شروعی سرانجامی دارد.
همه متابع مالند و او متابع فضل
همه حریض بنانند و او حریص بنام
هوش مصنوعی: همه افراد به دنبال ثروت و مال هستند، اما او به دنبال فضیلت و دانش است. همه انسانها خواهان زیبایی و ظاهری زیبا هستند، اما او بیشتر به دنبال نیکی و نام نیک است.
ایا همیشه سخا را بکف راد مکان
ایا همیشه وغا را بتیغ تیز مقام
هوش مصنوعی: آیا همیشه بخشش با دست رادمرد همراه است؟ آیا همیشه جدال با شمشیر تند و برنده ادامه دارد؟
کسیکه یافته باشد بروز رزم تو رنج
کسیکه یافته باشد بروز بزم تو کام
هوش مصنوعی: کسی که در میدان جنگ تو با مشکلات و سختیها مواجه شده، در برابر شادی و لذتهای تو نیز موفق و خوشبخت خواهد بود.
از آن جدا نشود رنج تا بروز فنا
وزین بری نشود کام تا بروز قیام
هوش مصنوعی: رنج و سختی از ما جدا نخواهد شد تا زمانی که به پایان زندگی برسیم و تا زمانی که به موفقیت و آرزوهای خود نرسیدهایم، از آرامش خبری نخواهد بود.
اگرچه حکم زمانه رواست بر همه خلق
رواست بر همه احکام او ترا احکام
هوش مصنوعی: اگرچه قوانین و شرایط زمان برای همه انسانها جاری و ساری است، اما در مورد تو، این قوانین بهطور خاص و متفاوتی قابل توجه هستند.
ز ما سئوال بود نزد تو همیشه رسول
ز ما مدیح بود نزد تو همیشه پیام
هوش مصنوعی: همیشه از ما سوالاتی میشد و تو پیامی در پاسخ داشتید. همچنین همیشه به مدح و ستایش ما پرداختهاید.
رسول تو بر ما رزمه باشد و بدره
پیام تو بر ما اسب باشد و استام
هوش مصنوعی: پیام تو برای ما مانند یک راستا و راهنماست و البته برای ما عزت و شرافت نیز به همراه دارد.
ز فضل بر در تو سال و ماه باشد حشر
ز جود بر در گنج تو ماه و سال خیام
هوش مصنوعی: به خاطر لطفی که تو داری، سالها و ماهها در کنار در تو کنار هم جمع میشوند. و از بخشندگی تو، در مقابل گنجینهات، زمان و عمر انسانها ارزش و اهمیت ویژهای پیدا میکند.
کسیکه تیغ تو او را دهد بحر نوید
قضا بیاید و او را دهد بمرگ پیام
هوش مصنوعی: کسی که با تیغ تو به راستی میتواند مرگ را به عنوان یک پیام دریافت کند، به دریای سرنوشت خواهد رفت و آنجا برای او حوادث و دگرگونیها رقم خواهد خورد.
ایا کشیده بتایید تو سپهر سپاه
و یا سپرده بفرمان تو زمانه زمام
هوش مصنوعی: آیا تو مانند سپاهی قوی و نیرومند در آسمان قرار داری یا اینکه زمانه زیر فرمان تو است و به دست تو اداره میشود؟
همی گشاده کنی کار کهتران بسخا
همی ز دوده کنی رای مهتران بکلام
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که با سخاوت و generosity به کارهای کوچکتر از خود توجه میکنی و در عین حال از نیکزادیها و خوبان برای راهنمایی و رهنمود استفاده میکنی.
همیشه نیست بیکحال گردش گردون
همیشه نیست بیک روی گردش ایام
هوش مصنوعی: همواره به یک حال نمانده و تغییرات زندگی و زمان همواره ادامه دارد. زندگی و روزگار هرگز ثابت نمیماند و در حال تغییر است.
گهی ز غار بخاره کند ز خاره بغار
گهی ز بام بخانه گهی ز خانه ببام
هوش مصنوعی: گاهی انسان از مکانی پایینتر به جاهای بالاتر میرود و گاهی از مکانهای بالاتر به مکانهای پایینتر میآید. زندگی پر از تغییر و بالا و پایین رفتن است.
ز گشت بخت جهان حال من شده است تباه
ز نحس دور فلک روز من شده است چو شام
هوش مصنوعی: به خاطر گردش بخت، حال من به شدت خراب شده است و روزهای من به بدی شبها میگذرد.
سخای تو کند امروز کار من بنوا
عطای تو کند امروز شغل من بنظام
هوش مصنوعی: بخشش و generosity تو امروز موجب رونق و پیشرفت کار من شده است. هدیه تو در حقیقت شغل و حرفه من را سامان داده است.
همیشه تا نبرد کس ز شام شام بمصر
همیشه تا نبرد کس ز مصر چاشت بشام
هوش مصنوعی: هرگاه جنگی بین شام و مصر به وقوع نیفتد، شام همواره بر مصر برتری خواهد داشت و برعکس. یعنی تا زمانی که دشمنی و نبردی بین این دو سرزمین وجود نداشته باشد، یکی بر دیگری برتری نخواهد یافت.
ز شام رنج مماناد ناصح تو بچاشت
ز چاشت باز مماناد حاسد تو بشام
هوش مصنوعی: از ناراحتی شب نترس، ای نصیحتکننده! تو صبحها را با امید آغاز کن و نگذار حسودان بر تو تسلط پیدا کنند.