برگردان به زبان ساده
ای آنکه ترا بوده بر اندام جهان دام
چون بست ترا دست جهان دام بر اندام
هوش مصنوعی: ای کسی که دام دنیا بر قامت تو گسترده شده، مانند آن که تو را به دام انداختهاند، دست دنیا بر قامت تو نیز تسلط یافته است.
ز آن پس که همی گام بکام تو زدی چرخ
چون داد به ناکام ترا چرخ زدن گام
هوش مصنوعی: از آن moment که تو به خواستهات رسیدی، دوران سختی برای تو آغاز شد. در واقع، سرنوشت ناامیدکنندهای برای تو رقم خورد.
ایام همه عالم از ایام تو خوش بود
ایام تو چون تلخ شد از گردش ایام
هوش مصنوعی: روزهای زندگی همه مردم به خاطر روزهای تو خوشایند بود، اما وقتی روزهای تو تلخ شد، گردش زمان هم تلخی را به همراه آورد.
ای خوبتر از یوسف یعقوب ترا روی
چون بود مر او را بودت خوب سرانجام
هوش مصنوعی: ای زیباتر از یوسف، چهره تو چگونه است؟ او چه زیباست، اما زیبایی تو تمام و کمال است.
زین دام بیابی تو بدل ناحیت روم
چون یافت وی از بند بدل ناحیت شام
هوش مصنوعی: اگر تو در دام و گرفتار ناحیه روم شویم، همچون او که از بند ناحیه شام آزاد شد، تو نیز میتوانی به آزادی دست یابی.
تو زود خوری شام بدان شوم بداندیش
کاو خورد بدست دگران بر تو ملک شام
هوش مصنوعی: به زودی شام میخوری، اما بدان که افکار بدی در سر دارم. کسی که شام را از دستان دیگران میخورد، بر تو سلطنت شام را به ارمغان میآورد.
خود شد چو تو شاپور بروم اندر زی بند
خود شد چو تو بهرام بهند اندرزی دام
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به قدرت و شجاعت دارد. گویا فردی که در موقعیت دشواری قرار گرفته، احساس میکند که باید مانند شاپور (پادشاهی معروف و نیرومند) عمل کند و از خود مقاومت و دقت نشان دهد. همچنین به نوعی یادآور قدرت و استقامت بهرام، یکی دیگر از شخصیتهای تاریخی و اسطورهای است، که نشانهای از عزت و سرسختی در مقابل چالشها است. در نهایت، حس حمایت و توانایی خارج شدن از قید و بندها را convey میکند.
از روم بکام دل باز آمد شاپور
وز هند بناز دل باز آمد بهرام
هوش مصنوعی: شاپور از روم با دلی شاد و خوشحال بازگشت و بهرام نیز از هند با دل خوش و سرشار از لذت به خانه برگشت.
چون راست رود دولت مادام نپاید
افکنده و خیزنده بود دولت مادام
هوش مصنوعی: وقتی که قدرت و وضعیت به خوبی و بر اساس حق و انصاف پیش برود، دوام و ثبات آن همیشه حفظ نمیشود و ممکن است از بین برود. پایداری و ناپایداری وضعیتها همچون رفت و آمدی است که همواره در حال تغییر است.
باید که بود مرد گهی شاد و گهی زار
نیکی ببدی در شده و کام بناکام
هوش مصنوعی: انسان باید در زندگی گاهی شاد و گاهی غمگین باشد، زیرا نیکی و بدی همیشه در زندگی وجود دارد و گاهی به کام میآید و گاهی نه.
زود از پی آرام پدید آید آشوب
زود از پی آشوب پدید آید آرام
هوش مصنوعی: به سرعت پس از آرامش، مشکل و پریشانی به وجود میآید و همچنین به سرعت بعد از پریشانی، آرامش دوباره ظاهر میشود.
سلطان ببناریک شنیدی که چه کرده است
کاو را بمصاف اندر بگرفته بصمصام
هوش مصنوعی: سلطان را ببین که چه کاری انجام داده است، او را در میدان نبرد در آغوش گرفته و به شدت با او درگیر شده است.
او عاصی و بد اصل تو با اصل و اطاعت
او دشمن و تو دوست وی از کفر و تو ز اسلام
هوش مصنوعی: شما آدمی نافرمان و دارای خصلتهای ناپسند هستید، در حالی که من از اصل و قواعد پیروی میکنم. او دشمنی با پیروزی و مطیعت ندارد و در حالی که تو با او دوست هستی، او از کفر و نوعی نافرمانی برمیخیزد و تو مسلمان و پایبند به اصول هستی.
انصاف کسی خواهد کردن که بگویند
چندانکه جهانست ز سلطان بودت نام
هوش مصنوعی: کسی انصاف و عدالت را رعایت خواهد کرد که به او بگویند، به اندازهای که در دنیا وجود دارد، نام تو از سلطان بزرگتر است.
ما گوش سوی نامه و پیغام تو داریم
ار چه که تویی مان بدل نامه و پیغام
هوش مصنوعی: ما به نامه و پیغام تو گوش میدهیم، هرچند که خود تو نیز هستی که در دل ما نامه و پیغام داری.
چشم همه خون بارد هنگام گرستن
تا می نزند بی تو ملک چشم بهنگام
هوش مصنوعی: چشم همه از حسرت و غصه پر از اشک میشود وقتی که گرسنهام؛ تا وقتی که تو در کنارم نباشی، هیچ چیز برایم ارزش ندارد.
چرخت برساناد سوی ملک و سوی پور
دهرت برساناد بر باب و بر مام
هوش مصنوعی: چرخ (سیکل زندگی) تو را به سرزمین پادشاهی و به سمت فرزندان و نسل تو هدایت کند و همچنین بر در و مادر تو تأثیر بگذارد.