برگردان به زبان ساده
با درنگ از درد دل در بوستان دی داد رنگ
زرد و پرچین شد چو روی دردمندان با درنگ
هوش مصنوعی: با تامل به درد دل خود در باغ، رنگ زرد و غمگینی به وجود آوردم، مانند چهرهی کسانی که درد و رنج میکشند.
آن چمن کز لاله و گل بود چون رنگین تذرو
شد ز برگ زرد و خاک تیره چون پشت پلنگ
هوش مصنوعی: آن باغی که پر از گل و لاله بود، اکنون رنگ و بوی خود را از دست داده و به مانند پرندهای رنگینپر، به خاطر برگهای زرد و خاک تیرهاش شبیه پشت پلنگ شده است.
آسمان چون تو زی و خز باشدی از خیل ابر
راست گشته روز و شب ماننده تیر خدنگ؟
هوش مصنوعی: آسمان زیبایی تو را دارد و مانند خز نرم و لطیف است. ابرها در طول روز و شب به شکل تیرهایی راست و مستقیم در آمدهاند.
تا چو سوزن های زرین شد گیاهان بر درخت
برگ چون زرین ورق شد آب صافی شد چو رنگ؟
هوش مصنوعی: وقتی که گیاهان به شکل سوزنهای طلایی درآیند و برگهای درختان مانند ورقهای طلا شوند، آیا آب نیز به رنگی زلال و شفاف درخواهد آمد؟
رز همی ماند بخیل زنگیان خفته مست
اندک اندک خیل روم اندر میان خیل زنگ
هوش مصنوعی: گل سرخ همچنان از بخل و حسد عدهای در خواب است و به آرامی، گروهی از رومیها در میان این گروه خوابآلود زنگیان، به حرکت درآمدهاند.
خوش بود خون رزان خوردن بهنگام خزان
خاصه اندر بوستان با دوستان بارو دو چنگ
هوش مصنوعی: خوردن می و خوشگذرانی در فصل خزان، به ویژه در باغ و با دوستان، بسیار لذتبخش است.
چرخ گشته زابر همچون زنگ بسته آینه
آب روشن گشته چون آئینه نادیده زنگ
هوش مصنوعی: چرخ زمان به دور خود میچرخد و مانند زنگی که به یکدیگر متصل شده، به نظر میرسد. آب، که به روشنی آینهای است، با وجود اینکه خود را نشان نمیدهد، همچنان پاک و زلال است.
گر نیاری گل بدست از بوستان چندی رواست
شاید ار چندی ز بلبل نشنوی آواز چنگ
هوش مصنوعی: اگر نتوانی گلی از باغ بچینی، چندان اشکالی ندارد، چرا که شاید برای مدتی صدای بلبل را از چنگش نیشنوی.
مدح شمس الدین بجای بانگ بلبل گوش دار
جام می برزن بیاد او بجای جام بنگ
هوش مصنوعی: به یاد شمس الدین، از صدای بلبل بیخبر باش و به جای این صدا، شراب بنوش و او را جشن بگیر. به جای جام می، به یاد او بنوش!
شه قوام الدوله تاج مملکت فخر ملوک
آفتاب روز جود و اژدهای روز جنگ
هوش مصنوعی: شاه قوام الدوله، نماد قدرت و افتخار در میان پادشاهان است، مانند خورشید در روز که بخشنده و نیکوکار است و همچنین به منزله اژدهایی است در میادین نبرد.
بوالمعالی کو برای و همت عالی کند
یوز را جفت گوزن و باز را جفت پلنگ
هوش مصنوعی: کسی که در جستجوی عظمت و ارادهی بلند است، میتواند یوز را همکفو گوزن و باز را همتراز پلنگ قرار دهد.
دوستانرا زاب بد پابنده چون پور ملک
صاعقه بر دشمنان بارنده چون پور پشنگ
هوش مصنوعی: دوستان مانند فرزندانی وفادار و پایبند هستند و مانند دختری زیبا و با جلال، بر دشمنان مانند باران تند و شدید میبارند.
بر عدوی شه شرار آتش شمشیر او
لاله دارد چون مغیلان نوش دارد چون شرنگ
هوش مصنوعی: در مقابل دشمنان، تیغ او شعلهای مانند آتش دارد و نشان از شجاعت و قدرت اوست، به گونهای که بر گلهای لاله تابش میکند و مانند گیاه سمی (شرنگ) میماند که به زهر آلوده است.
هرکه رازی وی بیاید دل بمهر اندر زمان
رخ شود چون آذرنگ و دل چو انگشت زرنگ
هوش مصنوعی: هرکس که رازی به دل خود بیاورد، در زمان عشق و محبت، دلش مانند رنگ آتش مشتعل میشود و احساساتی چون طلا درخشان و زنده میگردد.
روز بخشش راست گوی و روز کوشش راستکار
عادت او بی تکلف وعده او بی درنگ
هوش مصنوعی: در روزی که بخشش و صداقت در گفتار حاکم است و روزی که تلاش و عملکرد درست ارزش دارد، او به سادگی و بدون هیچ تلاشی عمل میکند و وعدههایش را به سرعت و بدون تأخیر انجام میدهد.
روز جود از لفظ او امروز و فردا نشنوی
روز کین از حمله او ننگری تو بند و رنگ
هوش مصنوعی: در روز بخشش و کرامت او، از گفتار او نه امروز چیزی خواهی شنید و نه فردا، و در روز انتقام از حملهاش، تو نه به زنجیر و بند توجه خواهی کرد و نه به رنگ و زیبایی.
از سخا یکسان شمارد زر و سیم و سنگ و خاک
از هنر یک جنس دارد ببر و شیر و غارم و رنگ
هوش مصنوعی: از نظر بخشندگی، طلا و نقره و سنگ و خاک همه در یک سطحاند. از نظر هنر، ببر و شیر و غار و رنگ نیز هر کدام به نوعی از یک جنس هستند.
از بسی کز کف او دیدند خواری زر و سیم
هر دو آن پنهان شدند از شرم خلق و نام و ننگ
هوش مصنوعی: بسیاری از افراد که به خاطر پول و ثروت به او وابسته بودند، با دیدن ذلت و خواری او، از شرم و ننگ اجتماعی، خود را پنهان کردند.
جای این باشد همیشه در میان تیره خاک
جای آن باشد همیشه در میان ساده سنگ
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که یک چیز ارزشمند باید همیشه در یک مکان مناسب و شایسته قرار گیرد، همانطور که یک الماس در میان خاک و یک سنگ بیارزش نمیتواند به خوبی دیده شود. ارزش واقعی هر چیزی باید در محیطی منطبق با ویژگیها و شایستگیهایش قرار گیرد.
هرکه مدح او نه پیوندد چه گویا و چه گنگ
آب کز وی بهره نستانی چه دریا و چه گنگ
هوش مصنوعی: هر که نتواند به خوبی درباره او صحبت کند، چه با زبان واضح و چه با زبان بیخبر، مثل آبی است که از دریا بهرهوری نمیکنی، چه آن دریا عمیق باشد و چه ساکن.
آورد ناگه چو بر خیل معادی تاختن
باز نشناسند گردان پاردم از پالهنگ
هوش مصنوعی: ناگهان به میان جمعیتی آمد که به سمت معادی میتاختند، و کسی نمیتوانست او را از دیگران تشخیص دهد، حتی کسانی که در لباس نظامی بودند.
از فرشته خوی و فرخ دیدن و فرخنده رای
ای همه فرخندگی از دانش و فرهنگ و هنگ
هوش مصنوعی: برای دیدن و برخورداری از خوبیها و شادکامی، باید به خوی نیک و اندیشه مثبت توجه کرد. تمام شادابی و خوشبختی به دانش و فرهنگ و هنر مربوط میشود.
بس نمانده تا چنان گردی که در مجلس بخلق
هم درم بخشی بگردون هم گهر بخشی بسنگ
هوش مصنوعی: زمان زیادی نمانده که به جایی برسی که در محفلهای مردم به اندازهای ارزشمند باشی که هم در زمین و هم در آسمان به دیگران خیر و برکت ببخشی.
روز بر دشمن شود شب رنگ و گردد تنگدست
چون در آهختند بر شبرنگ تو در جنگ تنگ
هوش مصنوعی: روز برای دشمن در میآید و شب، بر او تنگ و افسرده میشود، همچنان که زمانی که در نبرد با تو بر شبرنگ (اسب جنگی) میآید، دچار تنگی نفس و کمبود میشود.
دست جور از پای زخم عدل تو برگشت شل
پای بخل از دست زخم جود تو برگشت لنگ
هوش مصنوعی: دست ظالم به خاطر زخمهایی که از عدالت تو خورده، سست و درمانده شده و پای بخیل هم از مهربانی تو آسیب دیده و لنگ است.
تا شکر ماننده حنظل ندارد رنگ و طعم
تا نهنگان را چو طاوسان نباشد طبع و رنگ
هوش مصنوعی: شکر مثل گیاه تلخی به نام حنظل، نه رنگ و طعمی دارد و نه نهنگها مانند طاوسها دارای طبیعت و زیبایی خاص هستند.
باد بر یاران تو حنظل بکردار شکر
باد بر خصمان تو طاوس بر سان نهنگ
هوش مصنوعی: باد بر دوستانت مانند میوه تلخی میوزد و بر دشمنانت همچون طاووسی میدرخشد که به نهنگی شبیه است.
مهرگان فرخنده بادا بر دو شاه مهربان
حاسدان جفت غریو و دشمنان جفت غرنگ
هوش مصنوعی: ماه مهر را به عنوان جشن پرخیر و برکت برای دو شاه مهربان گرامی میداریم، با ذکر اینکه حسودان و دشمنان در تلاش برای برهم زدن این شادی هستند.
هردوان خرم نشسته بر سریر و می بدست
مجلس از فر شما آراسته مانند گنگ
هوش مصنوعی: هر دو خوشحال و شاداب بر تخت نشستهاند و در دست میگیرند، مجلسشان با جمال شما آراسته شده است، مانند گنگی در خوشحالی.