برگردان به زبان ساده
ای رخ رخشانت چون آئینه نادیده زنگ
زنگ بزدا از دل عاشق ببکمازی چو زنگ
هوش مصنوعی: ای چهرهات همچون آینهای است که هیچ گونه کثیفی بر آن نیست، پس زنگار و غم را از دل عاشق بزدای و او را از این خمودگی رهایی بخش.
آنکه رومی آرزو کرده عطایش چون عرب
آنکه ترکی آرزو کرده بساطش همچو زنگ
هوش مصنوعی: کسی که آرزوی زندگی رومی دارد، باید عطایش را مانند عربی که آرزوی خودش را کرده، ببیند و کسی که خواستار زندگی ترکی است، باید بساطش را شبیه زنگی ببیند.
مادرش بوده است همچون زنگی زنگارگون
او بسان رومیان بر تن ندارد هیچ زنگ
هوش مصنوعی: مادرش به گونهای بوده که ظاهری پر از رنگ و زنگار دارد، اما او مانند رومیان نیست که بر بدنش هیچ زنگی پیدا نباشد.
در میان جام زرین چون گل اندر شنبلید
بر سرش کف ایستاده همچو سیم هفت رنگ
هوش مصنوعی: در میان جام طلایی، گلی مانند در آب دیده میشود که بر روی آن کف ایستاده و مانند نوری با رنگهای هفتگانه میدرخشد.
او برنگ و بوی همچون بهرمان و غالیه است
رنگ و بوی او ز دلها دور دارد بند و رنگ
هوش مصنوعی: او مانند عطر و بوی خوش بهترین گلهاست و بوی او از دلها فاصله میگیرد و آنها را از هر نوع وابستگی و قید و بند آزاد میکند.
بهرمان دیدی که همچون غالیه باشد ببوی
غالیه دیدی که همچون بهرمان باشد برنگ
هوش مصنوعی: مردم را ببین که چگونه مانند گل سرخ هستند و بوی گل سرخ را استشمام کن که همانند زیبایی گل سرخ است.
آنکه کبک از بوی او گردد به نیروی عقاب
آنکه رنگ از زور او گردد بآهنگ پلنگ
هوش مصنوعی: کسی که بوی او باعث میشود کبکها بگریزند و به قدرت عقابها پرواز کنند، و رنگ او به قدری قوی است که مانند صدای پلنگ بر دیگران تأثیر میگذارد.
گر بآذرمه چکانی قطره ای بر سنگ ازو
در مه دی آهوان سنبل چرند از روی سنگ
هوش مصنوعی: اگر قطرهای از آتش بر روی سنگی بریزی، به قدری اثرگذار است که در مه و غباری که برفراز آن سنگ وجود دارد، بوی خوشی مانند سنبل را به یاد میآورد که گویی پلنگها در آنجا در حال پرسه زدن هستند.
گر خورد زو زفت همچون میر گردد روز جود
ور خورد کم زهره زو چون شاه گردد روز جنگ
هوش مصنوعی: اگر کسی از او به اندازه کافی نعمت دریافت کند و ثروتمند شود، روزش روز بخشندگی خواهد بود. اما اگر کم از او دریافت کند و در واقع خالیدست بماند، روزش روز نبرد و جنگ خواهد شد.
بوالخلیل آن چون خلیل اندر گه جود و سخا
جعفر آن ماننده هوشنگ گاه هوش و هنگ
هوش مصنوعی: بوالخلیل در زمان بخشندگی و فداکاری، مانند خلیل (ابراهیم) است و جعفر در زمان دانش و هوش، شبیه هوشنگ (پادشاه بزرگ و دانا) به نظر میرسد.
گر پلنگان کین او ورزند و رنگان مهر او
کمترین رنگی برون آرد پلنگیر از سنگ
هوش مصنوعی: اگر پلنگها انتقام او را بگیرند و محبت او از هر رنگی کمتر باشد، پلنگی که بر سنگ است، رنگی از خود نخواهد شد.
ای خداوند سخا کاندر جهان آئین تست
جامه بخشیدن بتخت و سیم بخشیدن بسنگ
هوش مصنوعی: ای خدای بزرگ، در این دنیا سنت و روش تو چنین است که تو از عظمت و ثروت خود، به دیگران میبخشی؛ مانند آنکه جواهرات و ثروت را به کسی که بر تخت نشسته، یا سنگهای گرانبها به دیگران میدہی.
مال گرد آورده هرکس تو گم کردی بدست
نعمت گم کرده هرکس تو آوردی بچنگ
هوش مصنوعی: هر کس که ثروت و دارایی جمع کرده، تو را در دست نعمت گم کرده است و هر کس که نعمت را از دست داده، تو را به چنگ آورده است.
چون بجنبانی عنان باره از خیل عدو
کس نداند زین ز پالان پاردم از پالهنگ
هوش مصنوعی: زمانی که تو مهار اسب را به حرکت درآوری، از جمعیت دشمن هیچکس نمیداند که من از کجا میآیم و از کجا به اینجا منتقل شدهام.
همچو تو دارند میران نام و نی شبه تواند
هم بمردم ماند و مردم نباشد استرنگ
هوش مصنوعی: مانند تو افرادی هستند که نام و آوازهای دارند، اما نمیتوانند به مردم خدمت کنند و در واقع نه تنها انسانی در جانشان نیست، بلکه به نوعی در زندگیشان از انسانیت فاصله گرفتهاند.
روی خویشان تو باشد زین سپس چون ارغوان
روی خصمان تو باشد زین سپس چون با درنگ
هوش مصنوعی: چهره تو همچون گل ارغوان است که خویشان تو را زین زیبایی پر میکند، اما اگر با دقت به دشمنانت نگاه کنی، متوجه میشوی که آنها هم زیبایی خاص خود را دارند.
غایبی از دوستان و حاضری زی دشمنان
دشمنان را آذری و دوستان را آذرنگ
هوش مصنوعی: شما در میان دشمنانت حضور دارید، اما از دوستانتان دور هستید. دشمنان را با زبانی آتشین و تند میشناسید، اما دوستانتان را با رنگی گرم و دلنشین.
دشت گشت از هول تو بر دشمنان همچون مزار
نوششان گشت از تو زهر و نامشان گشت از تو ننگ
هوش مصنوعی: دشت به خاطر ترس از تو برای دشمنانتان مانند باغی پر از نعمت شد، ولی در عین حال، زهر تو باعث شد که نامشان به لکهای ننگ تبدیل شود.
گشتشان از گرد لشگر گشتشان از بانگ کوس
گشتشان از زخم زوبین گشتشان از ضرب سنگ
هوش مصنوعی: آنها در اثر گرد و غبار لشکر به تنگ آمدهاند، صدای ضرب کوس آنها را ناراحت کرده، زخمهای زوبینها بر بدنشان به یادگار مانده و ضربات سنگ بر آنها اثر گذاشته است.
چشمها همواره کور و گوشها پیوسته کر
دستها پیوسته شل و پایها همواره لنگ
هوش مصنوعی: انسانها غالباً ناتوان و محدود هستند و نمیتوانند به درستی ببینند، بشنوند یا حرکت کنند. ضعف در حسها و حرکات آنها، نشاندهنده عدم توانایی در درک واقعیات زندگی است.
بس نماند تا تو باز آئی بدارالملک خویش
ملک بدخواهان دین آورده یکسر زیر چنگ
هوش مصنوعی: زمان زیادی نمانده تا تو برگردی، و در این مدت، حکومت تو به دست دشمنان دین افتاده و همه چیز به طور کامل تحت کنترل آنها درآمده است.
آوری دلخسته بطریقان روم و رو سرا
پای جفت پای بند و سر رفیق پا لهنگ
هوش مصنوعی: دل خستهام را به راهی برای سفر به روم میبرم. در این سفر، هر دو پا و سرم به هم متصلند و با رفیقم همراه هستم.
ای هوا بر دشمنان از هیبت تو گشته تار
وی زمین بر دوستان از فرقت تو گشته تنگ
هوش مصنوعی: ای باد، بر دشمنان به خاطر شدت وجود تو، زمین بر دوستان به خاطر دوری تو تنگ و محدود شده است.
تا به پیروزی برفتی دوستداران ترا
یکزمان خالی نباشد از غریو و از غرنگ
هوش مصنوعی: هر زمان که تو به موفقیت میرسی، دوستانت همیشه با هیاهو و شادی در کنارت خواهند بود.
ساختی با تو خداوندا سفر چاکر بسی
گر بدانستی که سازی در سفر چندین درنگ
هوش مصنوعی: ای خدای بزرگ، تو کارها را به قدری زیبا خلق کردهای که اگر بندهات میدانست که در سفرهایش چه قدر بیتابی و انتظار وجود دارد، هرگز آنقدر درنگ نمیکرد.
فتح آذربایجان امسال اینجا خوانده ام
فتح ترکستان و چین خوانم دگر سالت فرنگ
هوش مصنوعی: امسال در اینجا پیروزی آذربایجان را جشن گرفتم و امیدوارم سال آینده خبر پیروزی ترکستان و چین را نیز بگویم.
تا نباشد خلق را هرگز غرنگ اندر نشاط
از شرنگ دهر بادا دشمنانت را غرنگ
هوش مصنوعی: تا زمانی که مردم در زندگی شاداب و شاد نیستند، دشمنانت را به ناز و نعمت متکی مکن.
تا بود گردنده گردون بزم تو خالی مباد
از بتان شنگ و شوخ و ساقیان شوخ و شنگ
هوش مصنوعی: تا زمانی که زندگی در جریان است، مجالس تو باید پر از جذابیت و نیروی جوانی باشد و هیچگاه از چهرههای زیبا و شاداب خالی نباشد.