برگردان به زبان ساده
ندارد مرگ هر کس کشته آن تیر مژگان شد
نباشد حسرت آن دل را که در کوی تو قربان شد
هوش مصنوعی: هر کسی که به خاطر تیر مژگان معشوقش جان دهد، مرگش بیفایده نیست. دلهایی که در راه تو قربانی شدند، حسرتی برایشان وجود ندارد.
در این گلزار چون دلتنگ گردی لب ز هم مگشا
که عمرش رفت بر باد فنا چون غنچه خندان شد
هوش مصنوعی: اگر در این باغ احساس ناراحتی و دلتنگی کردی، با کسی حرف نزن و زبانت را نباز که عمر او به هدر رفته است، همانند غنچهای که روزی شاداب و خندان بود.
دلم چون خال دست از کنج آن لب برنمیدارد
در اول طوطی ما پایبست شکّرستان شد
هوش مصنوعی: دل من همچنان به کنج لبهای آن محبوب خیره مانده است و از آنجا جدا نمیشود، چون طوطی که در آغاز، پیش از هر چیز دیگری، در شیرینیفروشی ماندگار میشود.
درآمد بینقاب آن عارض و بشکفت گل در گل
دلا گل چین که باز از روی او عالم گلستان شد
هوش مصنوعی: چهره زیبا بیپوشش خود را نشان داد و مانند گلی که شکفته میشود، دل را شاد کرد. ای گلچین، بار دیگر از زیبایی او دنیا مانند یک باغ گل سرسبز و دلپذیر گردید.
به بزمت تا قیامت رنگ هشیاری نمیبیند
کسی کز گردش پیمانه چشم تو مستان شد
هوش مصنوعی: هیچکس تا قیامت در میهمانی تو رنگ آگاهی را نخواهد دید؛ زیرا تنها کسی که از نگاه مستکنندهٔ تو سرمست شده، از حال خود بیخبر است.
شبی قصاب بود ای شوخ با زلف تو در بازی
پشیمان گشت چون بیدار از این خواب پریشان شد
هوش مصنوعی: یک شب قصاب در حالی که مشغول بازی با زلف تو بود، بعد از بیداری از این خواب آشفته، احساس پشیمانی کرد.