برگردان به زبان ساده
ای خطّت از قلمرو خوبی ستانده باج
بگرفته نرگست ز غزال ختن خراج
هوش مصنوعی: ای نگار تو زیباییات را از قلمرو خوبیها به دست آوردی و با آتش چشمانت که شبیه نرگس است، از غزالهای ختن (شهر افسانهای) مالی گرفتهای.
چون نقرهای که سکه کند رایجش به دهر
خط داده تازه حسن جمال تو را رواج
هوش مصنوعی: زیبایی تو همچون نقرهای است که به سکه تبدیل شده و با گذشت زمان، ارزش و شهرتش در دنیا بیشتر میشود.
زخمی که از نگاه تو آید به جان همان
مژگانت از خدنگ دگر میکند علاج
هوش مصنوعی: زخم و آسیبی که از نگاه تو به دل من میرسد، همان مژگانی که تو داری، با تیر محبت به نحوی دیگر درمان میشود.
خال است کرده جای در اطراف عارضت
یا شاه زنگ تکیه زده بر سریر عاج
هوش مصنوعی: در اطراف چهرهات لکهای مانند خال وجود دارد یا اینکه شاه زنگی بر تخت عاج نشسته است.
پا را شمرده نه چو شکستی دل مرا
بگذر به احتیاط از این ریزه زجاج
هوش مصنوعی: مراقب باش و با احتیاط گام بردار؛ چون دل من در اثر شکستگی حساس شده است. از این تکههای شکستنی به آرامی عبور کن.
ز آب و هوای باغ گل و شمع را چه سود
دل را به اشک و آه مگر بشکند مزاج
هوش مصنوعی: آب و هوای باغ و زیبایی گلها و شمعها برای دل سودی ندارند؛ مگر اینکه یاد و خاطرهها دل را با اندوه و اشک بشکنند.
از گفتگو ببند زبان در جهان که نیست
قصاب سنگ تفرقهای بدتر از لجاج
هوش مصنوعی: در جهان، بهتر است که زبان را از گفتگو ببندیم، زیرا هیچ چیز دردناکتر از جدایی و لجاجت نیست.