برگردان به زبان ساده
همرهان بر سینه بی دلدار سنگ ما عبث
میکند آه و فغان بسیار زنگ ما عبث
هوش مصنوعی: همراهان ما بیدل و بییار فقط بیهوده ناله و فریاد میکنند و این کارشان هیچ فایدهای ندارد.
ما حریف حیلهبازیهای گردون نیستیم
هست با این خصم بی زنهار جنگ ما عبث
هوش مصنوعی: ما نمیتوانیم در برابر فریبکاریهای زمان بایستیم؛ مبارزه ما با این دشمن بیرحم بیفایده است.
دهر دارد در این هر سنگ دزدی در کمین
شد در این منزلگه خونخوار لنگ ما عبث
هوش مصنوعی: زمانه نشان میدهد که در هر گوشهای از این جهان، خطراتی در کمین هستند و در این مکان پر از خطر، ما بیفایده و ناتوان به انتظار نشستهایم.
چون گلم بار تعلق بر قفا افکنده است
مانده بی روی تو بر رخسار رنگ ما عبث
هوش مصنوعی: من مانند گلی هستم که بار گران تعلقات را بر دوش دارم و بدون دیدن تو، رنگ رخسارم بیفایده و بیمعنا شده است.
نیست یک کف از زمین دهر بی پست و بلند
میدود زین راه ناهموار خنگ ما عبث
هوش مصنوعی: هیچ نقطهای از زمین وجود ندارد که بدون فراز و نشیب باشد، و ما بیهوده از این مسیر ناهموار در حال حرکت هستیم.
ما به ابروی بتی قصاب دل را دادهایم
بسته بر این تیغ جوهردار زنگ ما عبث
هوش مصنوعی: ما دل خود را به زیبایی و فریب ابروی معشوقی سپردهایم، در حالی که این شوق و محبت ما به خاطر تلخی و خطراتی که وجود دارد، بیفایده است.