برگردان به زبان ساده
ای خوش آن روز که از خواب گران برخیزم
به تمنای تو ای سرو روان برخیزم
هوش مصنوعی: چه روز زیبا و دلپذیری خواهد بود که از خواب عمیق بیدار شوم و برای دیدنت، ای گل خوشبو، برخیزم.
ای خوش آن دم که به تعظیم خدنگت از خاک
سر قدم ساخته از جا چو نشان برخیزم
هوش مصنوعی: ای خوش آن لحظه که با افتخار تیرکمان تو را از زمین بردارم و به نشانهای از تو، از جایی که ایستادهام، سر بلند کنم.
پای برخاستنم نیست ز کوی تو مگر
به مددکاری عشق تو ز جان برخیزم
هوش مصنوعی: از کوی تو به خاطر عشق تو، تنها زمانی برمیخیزم که عشق تو مرا یاری کند و از دل و جانم برخیزم.
توشهای کو که از این خانه نهم بیرون پای
از پی چلّه از این روی کمان برخیزم
هوش مصنوعی: توشهای که بتوانم از این خانه بیرون بروم، فراهم کن تا بتوانم با عزمی راسخ و قوی از این وضع و شرایط دشوار عبور کنم.
در میان حائل عکس رخ دلدار منم
میشود ظاهر اگر خود ز میان برخیزم
هوش مصنوعی: هرگاه حائلی وجود داشته باشد، عکس چهره معشوق من، نمایان میشود؛ اما اگر خودم از آن حائل کنار بروم، این تصویر دیگر دیده نمیشود.
ذره از پرتو خورشید سماعی دارد
سزد از عکس تو گر رقصکنان برخیزم
هوش مصنوعی: ذرهای از نور خورشید حالتی شاداب و پرجنب و جوش دارد، بنابراین اگر از تصویر تو بربیخیزم و رقصکنان به حرکت درآیم، منطقی است.
یاد آن لحظه که در آتش شوقت چو سپند
افتم و باز ز جا نعرهزنان برخیزم
هوش مصنوعی: به یاد میآورم لحظهای را که به خاطر عشق تو مانند چوبی در آتش میافتم و دوباره با فریاد از جایی که هستم برخیزم.
غیر تسلیم شدن چاره ندارم قصاب
حکم یار است که من از سر جان برخیزم
هوش مصنوعی: غیر از تسلیم شدن راه دیگری ندارم. یار مانند قصابی است که من مجبورم از جان خود برای او بگذرم.