برگردان به زبان ساده
رویت از آیینه ای دلدار میگیرم سراغ
یار را در خانه اغیار میگیرم سراغ
هوش مصنوعی: من از آیینه چهره تو را میبینم و برای پیدا کردن محبوبم، در میان غریبهها و بیگانگان جستجو میکنم.
خال را میجویم از دنباله ابروی دوست
نیست عیبم مهره را از مار میگیرم سراغ
هوش مصنوعی: من به دنبال نقص و عیب در ابروی دوست نیستم، چرا که همانطور که مهره را از مار میگیرم، میدانم که در جستجوی عیب، تنها خودم را متضرر میکنم.
شرح غم میپرسم از کاکل، ز زلف آشفتگی
شغل خویش از محرمان یار میگیرم سراغ
هوش مصنوعی: من از موهای پریشانش از غمها سوال میکنم و از نزدیکان و دوستان یارم درباره وضعیت او میپرسم.
زخم دل را بخیه گیرا نیست تا بر خون نشست
تاری از آن موی عنبربار میگیرم سراغ
هوش مصنوعی: زخمهای عاطفی و دردهایی که در دل دارم قابل درمان نیستند و نمیتوانم آنها را به آسانی بپوشانم. به همین خاطر، برای تسکین این درد به یاد و خاطرات شیرین او میافتم و سراغ او را میگیرم.
در میان عشقبازان من شدم باریکبین
بسکه از آن طره طرار می گیرم سراغ
هوش مصنوعی: در دنیای عشق، به شدت مراقب و دقیق شدم، زیرا همیشه از آن موهای خوشفرم و زیبا، اطلاعات و جزییات بیشتری طلب میکنم.
پیش پای یار برمیخیزم از جا چون غبار
بوی دلبر زان سبک رفتار میگیرم سراغ
هوش مصنوعی: به خاطر محبوبم از جا بلند میشوم، مانند غباری که به خاطر حضور او برمیخیزد. از بوی دلبر، به سراغش میروم و سبکبال رفتار میکنم.
هم ز گل میپرسم احوال تو هم از عندلیب
کم تو را میبینم و بسیار میگیرم سراغ
هوش مصنوعی: من از گل دربارهٔ حال و احوال تو میپرسم و همچنین از بلبل. هرچند که تو را کمی میبینم، اما خیلی دلم برایت تنگ میشود و به دنبال تو هستم.
در زبانم نیست حرفی غیر حرف یار من
بسکه قصاب از در و دیوار میگیرم سراغ
هوش مصنوعی: من هیچ حرفی جز نام محبوبم روی زبانم نیست، به قدری که از هر سو، حتی از دیوارها، دنبالش میگردم.