برگردان به زبان ساده
مگر تیر جفای یار پر در بسترم دارد
که امشب خواب راحت راه بر چشم ترم دارد
هوش مصنوعی: شاید رفتار بیرحمانه معشوق در دل من تاثیر گذاشته و باعث شده که امشب نتوانم به راحتی بخوابم و خواب آرامی نداشته باشم.
محبت اینقدر دارد به قتلم کز پس مردن
به جای خشت تیغش دست در زیر سرم دارد
هوش مصنوعی: عشق آنقدر به من اهمیت میدهد که حتی بعد از مرگم، به جای اینکه بر سرم سنگ بیندازد، با تیغش دست زیر سرم میگذارد.
مرا سوزاند و دست از دامن من دل برنمیدارد
هنوز آن برق جولان کار با خاکسترم دارد
هوش مصنوعی: عشق یا اشتیاقی که به من آسیب رسانده و مرا سوزانده، همچنان از من جدا نمیشود و هنوز اثر خودش را بر روی من دارد. این حس شدت و قدرتی دارد که حتی پس از سوختن و نابودیام نیز نمیگذارد از درون من دور شود.
مراد دل بود پیمانهای از گردش چشمش
وگرنه اینقدر خونی که خواهد ساغرم دارد
هوش مصنوعی: دل من خواهان نگاهمان به آیینهای از زیبایی اوست، وگرنه اینقدر خون که در قلبم جمع شده، گواهی از عشق و شوق بیشمار اوست.
به قربان تو، بیکس نیستم در کنج تنهایی
همان تیغ تو گاهی راه پایی بر سرم دارد
هوش مصنوعی: من به خاطر تو بسیار عاشقانه و بیکس هستم در گوشهی تنهاییام، چون گاهی اوقات خودت مثل تیغی روی سرم سایه میافکنی و مرا به حرکت وا میداری.
چو خار آشیان آن رشک طاووس از ره شوخی
گهی در زیر پا گاهی به زیر شهپرم دارد
هوش مصنوعی: مثل خاری در آشیانهام، رشک طاووس به خاطر شوخی در زیر پا دارد و گاهی هم به زیر پرم میآید.
مرا چون سوختی بوی عبیر از کلبهام بشنو
همان خال تو دود عنبرین در مجمرم دارد
هوش مصنوعی: وقتی که تو مرا سوزاندی، عطری خوش از کلبهام به مشام میرسد، درست مانند خال تو که بوی خوش عطر عنبر را در بخورم دارد.
چو باقی دار دیوانم به دور خطّ او قصاب
که حسن کافرستانش حساب دفترم دارد
هوش مصنوعی: وقتی که باقیماندهی شعرم را به یاد میآورم، به دور خط او فکر میکنم، که مانند قصابی است که زیبایی کافرستانش را در دفترش ثبت کرده است.