برگردان به زبان ساده
نگاهم چون دچار عارض آن دلربا گردد
حیا از هر دو جانب سدّ راه مدعا گردد
هوش مصنوعی: وقتی چشمم به آن دلربا میافتد، حیا و شرم باعث میشود که من نتوانم به خواستهام نزدیک شوم و همه چیز سد راه من میشود.
ز خود محروم و از خلق جهان بیگانه میماند
کسی چون آشنای آن بت دیرآشنا گردد
هوش مصنوعی: کسی که از خود بیگانه باشد و از دیگران دور بماند، مانند فردی خواهد شد که به تدریج با یک معشوق قدیمی که مدتها ندیده، آشنا میشود.
ز زنگ کینه صیقل دادهام دل را و میدانم
که این آیینه چون روشن شود گیتینما گردد
هوش مصنوعی: قلبم را از کینهها پاک کردهام و حالا میدانم که اگر این دل روشن شود، جهان را به من نمایش خواهد داد.
ز نار عشق از بس استخوانم سوخت میدانم
که آخر پیکرم مردود درگاه هما گردد
هوش مصنوعی: از شدت عشق و درد، استخوانهایم به شدت سوخته است و میدانم که در پایان، وجودم مورد پذیرش درگاه الهی نخواهد بود.
عبیرآلود دیگر از سر کوی که میآید
که میخواهد غبارم باز بر گرد صبا گردد
هوش مصنوعی: دیگر از آن کوچه خبری نیست، و کسی نمیآید که غبار روی دلم را برطرف کند.
تواند جانفشانی کرد پیش شمع رخسارش
سبکروحی که چون پروانه بی برگ و نوا گردد
هوش مصنوعی: میتواند برای زیبایی و نور روی او جان خود را فدای کند، آن فردی که مانند پروانهای بیبال و بینوا میشود.
ز جان گر بگذرد واصل به جانان میتواند شد
به مطلب میرسد قصاب اگر بیمدعا گردد
هوش مصنوعی: اگر کسی از جان خود بگذرد و به معشوق برسد، میتواند به خواستهاش دست یابد، حتی کسانی که در کار خود صادق و بیادعا باشند نیز به هدف خود خواهند رسید.