برگردان به زبان ساده
به هر نفس دلم از داغ یار لرزد و ریزد
چو برگ گل که ز باد بهار لرزد و ریزد
هوش مصنوعی: هر لحظه دل من از درد دوری یار میلرزد و همانطور که برگ گل به خاطر باد بهاری میلرزد و میریزد، دل من نیز به خاطر این دلتنگی میلرزد.
بیا که بی گل روی تو اشگم از سر مژگان
چو شبنمی است که از نوک خار لرزد و ریزد
هوش مصنوعی: بیا که بی تو دلم پر از غم است و اشکهایم مانند قطرههای شبنم بر نوک خارها میلرزد و میریزد.
به هم رسان ثمری زین چمن که شاهد دنیا
شکوفهای است که از شاخسار لرزد و ریزد
هوش مصنوعی: از این باغ، میوهای به دست بیاور که نشانه زیبایی دنیا است، مانند شکوفهای که از شاخه به آرامی میلرزد و میریزد.
ز آب دیده به راهت همیشه کاسه چشمم
چو جام پر به کف رعشهدار لرزد و ریزد
هوش مصنوعی: چشمانم همیشه پر از اشک است و به خاطر تو میلرزد و میریزد، مثل جامی که پر از مایه باشد و در دستان لرزانم سقوط کند.
برون خرام که وقت است لالههای چمن را
ز شوق روی تو رنگ از عذار لرزد و ریزد
هوش مصنوعی: برون برو که زمانش رسیده است، تا لالههای چمن از خوشحالی چهرهی تو بلرزد و بیفتد.
گرفته پای کسی این دو روز عمر به خونم
که از لطافتش از کف نگار لرزد و ریزد
هوش مصنوعی: این روزها برای کسی که پاهایش را به خونم آلوده کرده، زندگیام بسیار ارزشمند است؛ بهگونهای که از لطافت و زیباییاش احساس لطافت و ریزش میکنم.
نهاده تازه نهالی قدم ز لطف به چشمم
که پیش جلوه او سرو، زار لرزد و ریزد
هوش مصنوعی: یک نهال تازه را با لطف و زیبایی در چشمانم قرار دادهاند؛ آنچنان که در مقابل زیبایی او، سرو هم زار و بیتاب شود و اشک بریزد.
بس است این همه قصاب آبروی تو دیگر
در این زمانه بیاعتبار لرزد و ریزد
هوش مصنوعی: دیگر بس است، این همه بیاحترامی و زشتکاری که میشود. در این دوره، آبروی تو دیگر ارزشی ندارد و مانند برگ درخت میلرزد و میریزد.