برگردان به زبان ساده
بیتی همی سرایم و زاریست کار من
تا یک نظر کند بمن آن یار غار من
هوش مصنوعی: من برای او شعر میخوانم و در دل غم دارم، تا اینکه یک نگاه به من بیندازد، آن دوست عزیز من.
منصوروار بر سر دار ملامتم
وین دار گشت قصه دار العیار من
هوش مصنوعی: به مانند منصور که بر دار رفت، من نیز تحت سرزنشها قرار دارم و این دار تبدیل به داستان سرگذشت من شده است.
در آرزوی روی خودم بیش ازین مدار
کز حد گذشت واقعه انتظار من
هوش مصنوعی: نمیتوانم بیشتر از این در آرزوی دیدن چهرهات باشم، زیرا که انتظارم به حدی فراتر رفته است که نمیتوانم تحمل کنم.
ای جان غم رسیده، ز دلدار شرم دار
چون اختیار ازوست مگو اختیار من
هوش مصنوعی: ای جان! غم در دلم نشسته و باید از محبوب نگران باشی، زیرا چون او بر دل من تسلط دارد، نباید بگویی که اختیار کارها دست من است.
وصل تو جنتست و دو عالم طفیل اوست
هجر تو دوزخ آمد و دارالبوار من
هوش مصنوعی: وصل تو بهشت است و دو جهان در سایهسار تو قرار دارند. جدایی تو همانند جهنم است و اینجا برای من مکانی آکنده از مشکلات و سختیهاست.
ای جان و دل، حکایت هجران ز حد گذشت
افزون شدست درد دل بی قرار من
هوش مصنوعی: ای جان و دل، داستان دوری و جدایی از حد گذشته و درد دل من بیشتر از پیش افزایش یافته است.
بر جان قاسمی نظری کن روا مدار
کین عنکبوت چشم شود پرده دار من
هوش مصنوعی: به جان قاسمی نگاهی بیفکن و اجازه نده که مثل یک عنکبوت، چشم و دل من را بپوشاند.