برگردان به زبان ساده
چندان که گفتم: خاطر مرنجان
رنجید و رنجاند آن شاه خوبان
هوش مصنوعی: هر چه بیشتر تلاش کردم که خود را ناراحت نکنم، او دلخور شد و آن سلطان زیبایان نیز من را آزار داد.
با آه سردم، با روی زردم
سر در بیابان، مانند باران
هوش مصنوعی: با حال ناخوش و چهرهای رنگپریده، در بیابان سرگردانم، همچون بارانی که به زمین میریزد.
آشفته حالم، بی پر و بالم
پیوسته نالم، مسکین غریبان!
هوش مصنوعی: حال دیوانهوار و پریشانی دارم. بدون پشتیبانی و کمک، مدام در حال شکایت و نالهام، مثل یک بیچاره و غریب!
چندان که گویم، نامش چه گویم؟
ماه منور، شمع شبستان
هوش مصنوعی: هرچقدر که بخواهم نامش را ببرم، نمیتوانم به خوبی توصیفش کنم. او مانند ماهی نورانی و شمعی در شب است.
مانند رویت وردی ندیدم
مانند قدت سروی خرامان
هوش مصنوعی: چهرهات زیبا و دلربا است، مثل گلی درخشان هیچکس را شبیه خود ندیدهام. قامتت هم مانند یک سرو است که با ناز و elegance راه میرود.
همراه زاهد چون نیست ممکن
بخش قلندر راه بیابان
هوش مصنوعی: اگر زاهد را در کنار خود نداشته باشیم، نمیتوانیم سهمی از آزادی و بیخبری قلندران در راه زندگی پیدا کنیم.
هرکس بوصفی این راه رفتند
قاسم فنا شد در عشق جانان
هوش مصنوعی: هر کسی که این مسیر را طی کرده است، قاسم با عشق محبوبش فنا و نابود شده است.