برگردان به زبان ساده
چه گویم؟ ای مسلمانان، چه گویم؟
در این میدان که سرگردان چو گویم
هوش مصنوعی: چه بگویم؟ ای مسلمانان، در این میدان که اینقدر بیهدف و سرگردان هستم، چه چیزی باید بگویم؟
روان محزون و دل مجروح و تن زار
چو مویم اندرین ره، چون نمویم؟
هوش مصنوعی: دل و جانم پر از غم و اندوه است، جسمم ضعیف و نزار است. در چنین وضعیتی چگونه میتوانم به پیش بروم و رشد کنم؟
زجوی تن ببحر جان رسیدم
بحمدالله کنون بحرم، نه جویم
هوش مصنوعی: از جوی تن به دریاى جان رسیدم. حالا به لطف خدا به حرم رسیدم و دیگر در جوی نمیگردم.
مراد جانم از عالم تو بودی
ترا چون یافتم، دیگر چه جویم؟
هوش مصنوعی: زندگی من از وجود تو معنا پیدا کرد. وقتی تو را یافتم، دیگر هیچ چیزی را نمیخواهم.
بحمدالله که ناصح را خبر نیست
که من حیران آن رو از چه رویم؟
هوش مصنوعی: خدا را شکر که مشاور از علت سردرگمی من بیخبر است و نمیداند که چرا این چنین پریشان و bewildered هستم.
جهانی غرق درد درد گردد
اگر سنگی نیاید بر سبویم
هوش مصنوعی: اگر سنگی بر گلابی نیفتد، جهانی پر از درد و رنج خواهد شد.
برو، واعظ، مکن فریاد و مستی
تو مست خویشتن، من مست اویم
هوش مصنوعی: برو، واعظ، دست از سر من بردار و از من نصیحت نکن. من در مستی خودم غرق هستم و به او فکر میکنم.
چو قاسم در بقای حق فنا شد
سخن کوتاه شد، دیگر چه گویم؟
هوش مصنوعی: زمانی که قاسم به حقیقت وجود پیوست و از دنیا گذشت، دیگر نیازی به گفتن نیست و همهچیز به وضوح روشن است.